همکاری در خلاف !

می گویند ایرانی جماعت نسبتی با کار تیمی و گروهی ندارد و اصولا انفرادی کار است و یکی از نمونه های بارزش هم اینکه ورزش هایی که مقام کسب می کنیم و مدال آوریم عمدتا ورزش های انفرادی هستند نه گروهی و دیگر آنکه در ادبیات کهن ما نیز این قضیه به چشم می خورد از آنجا که می گویند آشپز که دو تا شود آش یا شور می شود یا بی نمک و این مصداق بارز تخریب چهره کار گروهی است !

از این بحث بگذریم که مقصود آن بود که همه می دانیم که اهل مشارکت با هم و همکاری گروهی نیستیم.

اما بعضی وقت ها، روحیه همکاری را می توان به صورت پر رنگ مشاهده کرد که از آن جمله که این روزها شاهدش بودم، در جاده های بین شهری و در کار خلاف !

حتما شما هم دیده اید که بعضی وقت ها، راننده ماشین هایی که از رو به رو می آیند انگشت خود را به صورت دایره ای روی هوا می چرخانند که نمادی است از چراغ گردان ماشین پلیس ... و یا از آن ساده تر، در روز روشن چراغ می زنند که بله ! چه نشستید که جلوتر یک ماشین پلیس در کمین است !

در اینجاست که سرعت اتومبیل ها کم می شود، کمربندها بسته می شود، سبقت های غیر مجاز برای دقایقی منتفی شده و همه به صورت قانونمند تا جلو ماشین پلیس وعده داده شده رانندگی خواهند کرد و می توان فوران روحیه مشارکتی را در دور زدن پلیس در جاده ها به وفور مشاهده کرد !

حال سوال اینجاست که آیا برازنده فرهنگ ماست که به چنین عملی شهره باشیم ؟ و تا آنجا مدافع آن باشیم که می دانم بسیاری که این سطور را می خوانند، نقدشان بر این نوشته است نه این عمل !

من عملکرد تمام دستگاه های نظارتی را تائید نمی کنم، اما به نظرم حداقل در مورد پلیس بین شهری، نظارت و جریمه کردن بیش از آنکه به تصور عده ای برای درآمد زایی باشد، برای حفظ ایمنی جاده ها و حفظ جان خود افراد است، چه اینکه اگر اتومبیل شما توانایی سرعت ١۶٠ کیلومتر در جاده را دارد و جاده بیش از ١٠٠ کیلومتر در ساعت ظرفیت ندارد، نباید سرعت خود را بر جاده تحمیل کنیم یا اگر به هر صورتی ماشین سنگین یا کم سرعتی جلویمان بود و سبقت غیرمجاز، برای چند دقیقه زودتر رسیدن ... اما وقتی افراد در جامعه ای قانون گریز باشند، احترام به قانون را دست و پاگیر و مضحک و قانون گریزی را حق پنداشته و در این حق خود پنداشته شریک یکدیگر نیز می شوند‌!

/ 0 نظر / 13 بازدید