سمپاد؛ از خوب تا بد

فلسفه وجودی سمپاد آرم سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان

سمپاد زمانی تشکیل یافت که کشور درگیر سال های پایانی جنگ هشت ساله تحمیلی بود و به تبع آن، سیستم آموزش و پرورش کشور نیز قدرت چندانی جهت تقویت سطح علمی دانش آموزان نداشت. سمپاد، مجموعه مدارس هم سویی بودند که استانداردهای خاص خود را داشتند

و در مجموع می توان گفت وجود سمپاد در آن برهه زمانی تا حدی به مثابه کشتی نجاتی بود برای دانش آموزانی که علاقه به حضور در مدارس علمی تری داشتند، به خصوص که این مدارس در سراسر کشور و حتی برخی شهرستان های دور افتاده نیز تاسیس شده بودند.

نقاط قوت سمپاد

استقلال عمل و امکان مانور
اگرچه مدارس سمپاد نیز به نوعی جز مدارس زیر نظر وزارت آموزش و پرورش به حساب می آمدند، اما تا حد زیادی استقلال عمل داشتند که نمونه ای از این استقلال عمل  بحث تغییر سیلابس های درسی بود.
در مراکز سمپاد کتاب هایی افزون بر مدارس دیگر تدریس می شد (جزوه های تکمیلی) و حتی نوع سیلابس های درسی در آن ها متفاوت بود (در آن سال ها زبان انگلیسی از سال اول راهنمایی تدریس می شد و کتاب علوم هم به سه بخش فیزیک، شیمی و زیست شناسی با سه دبیر مختلف تقسیم می شد)
همچنین مدارس سمپاد در مباحثی مانند تغییر رویه شیوه سه ثلث به دو ترم و مسائلی از این قبیل همواره پیشگام بودند.

گستردگی مدارس در سراسر کشور

اگر چه امروزه بیش از گذشته شاهد حضور مدارس قوی در سطح کلانشهرها هستیم، اما یکی از ویژگی های منحصر به فرد سمپاد گستراندن مدارس خود در سطح کل کشور (تا شهرستان های دور افتاده) بود. هر چند این کار برای سازمان هزینه های زیادی در بر داشت، اما با کار سبب شد تا استعدادهایی که در سراسر کشور پراکنده بودند سامان یابند و این مساله تنها به شهرهای بزرگ محدود نشود. و به نوشته دکتر اژه ای : "... سمپاد را برای آن‌ها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آن‌هاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبروی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم"

استفاده از فارغ التحصیلان مراکز
نکته دیگر اینکه یکی از سیاست های سمپاد جذب افراد فارغ التحصیل خود به عنوان مدرس بود، جوانانی که به تازگی وارد دانشگاه شده یا از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و خودشان نیز سال های تحصیل را در سمپاد گذرانده بودند و بهتر از دیگران می توانستند با دانشجویان ارتباط برقرار کنند.

هویتی به نام سمپاد
برای نسل دانش آموز که شاید هویت برای آن ها واژه ای گنگ باشد، داشتن هویتی با عنوان سمپادی بودن نقطه مثبتی به حساب می آمد. دانش آموزانی که در سراسر کشور پراکنده بودند و اگر جایی یکدیگر را می دیدند نقطه مشترکی با عنوان سمپادی بودن داشتند ... و مراکز سراسر کشور می توانستند در برنامه های مشترکی که وجود داشت به تسهیم تجربیات خود بپردازند.

حضور دانش آموزان قوی از نظر علمی
آزمون ورودی سمپاد سبب می شد تا گزینشی از نظر علمی از میان دانش آموزان علاقه مند به حضور در این مدارس صورت پذیرد و البته تا سال های اول دهه هفتاد نیز علاوه بر آزمون علمی، آزمون هوش نیز از دانش آموزان گرفته می شد و شاید به همان خاطر به این مدارس نام تیزهوشان هم اطلاق می شد؛ نامی که سبب به وجود آمدن نقاط ضعفی نیز در سازمان بود.


نقاط ضعف سمپاد

علمی نه اجتماعی

اگر چه مدارس سمپاد دانش آموزانی قوی به لحاظ علمی تربیت می کرد، اما به نظر می رسد در بعد اجتماعی این دانش آموزان آنقدرها که باید پخته نشدند. اعطای لقب تیزهوشان به دانش آموزان این مدارس سبب ایجاد غرور کاذبی در آن ها می شد تا جایی که گهگاه خود را برتر از دیگران می دیدند و احساس تفاوت زیادی با سایر همسالان خود می کردند. همچنین در همین رابطه می توان گفت شاید اگر سمپاد اندکی بیشتر بر روی حس وطن دوستی و خدمت به جامعه در مدارس خود تاکید می کرد، شاهد این حجم از فرار استعدادهای برتر کشور به دیگر نقاط دنیا نبودیم، چرا که بخش بزرگی از این افراد فارغ التحصیلان مدارس سمپاد می باشند.
هر چند آنچه دکتر اژه ای در پیام خداحافظی خود عنوان کرده بود وجود همین دغدغه بود : "فرزندان سمپادی‌ام! اطمینان داشته باشید هیچ کجا مانند وطن یک فرد نیست و هیچ افتخاری بالاتر از تلاش برای تعالی و رشد و شکوفایی سرزمین مادری نیست، و این تنها در سایه باور توحیدی امکان‌پذیر خواهد بود. اگر شما بر این باور باشید، کاری کارستان خواهید کرد و عظمت و مجد گذشته سرزمینتان را تکرار خواهید نمود"

چشم پوشی از رشته علوم انسانی
امروز بر همگان روشن است که آنچه اینک کشور بدان احتیاج دارد فارغ التحصیلان قدرتمد در رشته های مختلف علوم انسانی است، اما به دلیل فرهنگ نادرستی که همواره در جامعه ما وجود داشته، این رشته همواره به عنوان رشته ای برای دانش آموزان ضعیف قلمداد شده است.
بها ندادن به رشته علوم انسانی نیز نقطه ضعف دیگر سازمان به حساب می آمد و در واقع از نظر سمپاد استعدادهای درخشان به افرادی اطلاق می شد که مایل به تحصیل در رشته های ریاضی فیزیک یا علوم تجربی بودند.
اگر چه برخی افراد دلیل این رویه سمپاد را سیاست کلی نظام آموزش و پرورش می دانستند و سمپاد نیز عدم استقبال دانش آموزان از رشته علوم انسانی را دلیل بی تفاوت بودنش نسبت به این رشته می دانست، اما بدیهی است که این سازمان با سی و دو هزار دانش آموز در سراسر کشور، اگر به جای بی ارزش کردن رشته علوم انسانی و ایجاد جو منفی در برابر این رشته، دانش آموزان خود را تشویق به حضور می کرد، نه تنها عده بسیاری که علاقه مند و مستعد به این رشته بودند و به علت محدودیت سمپاد و فشار خانواده ها ناچار شدند راه دیگری پیش بگیرند جذب علوم انسانی می شدند، بلکه امکان گرویدن دیگر دانش آموزان نیز وجود داشت و به واقع سمپاد آنقدر قدرت و نفوذ داشت که حتی سکاندار این جریان تغییر فرهنگ شود و علوم انسانی را در کشور احیا نماید، اما متاسفانه این سازمان در جهتی عکس گام برداشت.
در هر حال بسیاری از دانش آموزان و استعدادهای برتری که در سمپاد بودند همواره علاقه مند به ادامه تحصیل در رشته های علوم انسانی بودند که به دلیل همین مسائل، ناچار به تحصیل در رشته های پزشکی و مهندسی شدند، اگر چه در این میان باز هم عده ای از فارغ التحصیلان سمپاد با وجود مخالفت های بسیار به سمت رشته های علوم انسانی رفته و در آن ها جزو برترین ها شدند.


ریاست سازمان؛ دکتر جواد اژه ای

سمپاد را همه با نام دکتر اژه ای می شناختند. حجت الاسلام دکتر جواد اژه ای مشاور رهبری و رئیس هیات امنای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان از بدو تاسیس تا چندی پیش بود. وی فروردین۱۳۲۷ دراصفهان به دنیا آمد و به جز تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔروانشناسی تا دکترا و در کشوراتریش(دانشگاه دولتیوین) انجام داده و دامادشهید دکتر بهشتی است.

به دور از انصاف است اگر نقش مهم وی را در تشکیل و ادامه حیات سمپاد نادیده بگیریم. هر چند شاید اگر ریاست وی بر سازمان تا این حد طولانی نمی شد روسای جوان تری می توانستند به سمپاد جانی دوباره ببخشند و از طرفی شاهد کناره گیری وی بودیم تا برکناری، و شاید اگر اندکی در سیاست های خود که به عنوان نقاط ضعف سمپاد به آن ها اشاره شد تجدید نظر می کرد، امروز وضع بهتری داشتیم، اما با این وجود و در مجموع، دکتر اژه ای قسمت بزرگی از عمر خود را صرف سمپاد و ارتقای آن کرد.

هر چند که ریاست سازمان با اندوه و شاید دلخوری این مجموعه را ترک گفت :

" ... از میان شش وزیر روی کار آمده در این مدت، تنها یک وزیر برایم کم‌آزار بود و من چه شب‌ها که تا صبح نگران این کودک نوپا، بی‌خوابی را تجربه نکردم"

خداحافظ سمپاد !

علیرغم قدرت زیادی که سمپاد به واسطه استقلال خود از سیستم آموزش و پرورش داشت و تلاش دکتر اژه ای برای حفظ استقلال آن، این سازمان طی دهه اخیر بیش از هر زمان تحت فشار برای یکی شدن با بدنه آموزش و پرورش و حل شدن در آن شده بود.

در اسفندماه ۱۳۷۹، با تصویب قانون تجمیع از سویشورای عالی اداری،تغییراتی در ساختار سمپاد پدید آمد و سازمان، اختیار مدارس تحت پوشش خودرا تا حد زیادی خصوصاً در شهرستان‌ها به سازمان آموزش و پرورش استان،واگذار کرد. اکنون، رییس سازمان، براساس اجازه‌نامه‌ای از سوی وزیر آموزشو پرورش تنها بر مدارس تهران، مانند گذشته اعمال مدیریت می‌کند

علت به کار بردی افعال ماضی در این نوشته نیز به این خاطر بود که سمپادی که روزگاری ما دانش آموز آن بودیم با سمپادی که امروز وجود دارد تفاوت های بسیاری کرده اند. اگر چه سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان همچنان به کار خود ادامه خواهد داد و مدارس سمپاد نیز پا برجا خواهند ماند، اما برخوردی اینچنین با رئیس سازمان، حکایت از تغییرات دیگری در ساختار سمپاد و به احتمال زیاد ضعیف تر شدن این مجموعه بیش از پیش این سازمان دارد.

به هر جهت اگر چه خود، انتقادات زیادی نسبت به سازمان داشتم و خداحافظی ام از سمپاد به نسبت دیگران زودهنگام تر بود (سال 81 و پس از اخذ دیپلم تجربی از سمپاد جدا شده و پیش دانشگاهی انسانی را به صورت غیر حضوری در جای دیگری گذراندم) و اگر چه مانند برخی از دانش آموزان این مدارس همواره از به کار بردن لفظ تیزهوشان برای مدرسه محل تحصیل خود ابا داشتم، اما خود را فارغ التحصیل این سازمان و به نوعی مدیون به آن می دانم. ای کاش فارغ التحصیلان بی شمار سمپاد که هر یک در حد و اندازه خود در این جامعه افراد قدری به حساب می آیند، امکان آن را داشتند تا برای احیای سمپاد و جلوگیری از افول بیشتر آن کاری کنند ...

تاریخچه سمپاد
پیام خداحافظی دکتر اژه ای

سمپاد برای ما یک هویت بود

/ 11 نظر / 106 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صندوقک

در مورد بعد اجتماعی موافقم ، اما فقط مراکز سازمان نبودند که این جدایی را می طلبیدندخود مدارس بیرون این مجموعه نیز همیشه دایره ای به گرد بچه های سمپاد می کشیدند. و اما استقلال سازمان درسته استقلال بود اما آموزش پرورش هم بسیار بسیار دخالت می کرد و در شهرستانها برای دادن معلمهای مورد نیاز بسیار بسیار اذیت می کرد. اما مرسی بابت نوشته کلی از خاطرات دور را بیادم آوردی ...

حسین هاشمی

با سمپاد بهتر و بیشتر آشنا شدیم . مطلب خوبی بود ممنون

دانوش

[نیشخند] man motevajeh nashodam yani chi

یاسین

منم یک سمپادی هستم و بعضی حرکت های سمپادی رو واقعاَ دوست دارم. کارهای نو و خلاقیتی که در بچه های این مرکز موج میزنه. کاش می شد سمپاد رو همچنان مستقل اداره کرد. کاش می شد کاری کرد! ممنون به خاطر این پست. [گل]

مریم

کاش همه ی سمپادی ها یه فکری می کردن!! من برای همه چیز نگرانم ...[گریه]

حامد

سمپاد... در مورد هویت دادن موافقم. گرچه مسلما می تونست خیلی بهتر عمل بشه اما همون مجله های جلدرنگی "استعدادهای درخشان" و خصوصا ضمیمه فرهنگی ادبی قدیمی تر اون به نام "روایت" این روند هویت دهی رو قوی تر می کرد. نامه های آخر این مجله و داستانهای "روایت" هنوز تو خاطرم جای خودشون رو دارند... حالا هفت سال از روزی که هفت سال تو مرکز شهید بهشتی سبزوار درس خونده بودم می گذره...

الناز

تعجب می کنم اگه خودتون هم سمپادی بودین چون چند تا بی انصافی تو متنتون هست! اول اینکه من اولین چیزی که تو سمپاد یاد گرفتم این بود که برتری وجود نداره! و حداقل این از طرق مرکز بهم القا نمی شد! دوم اسنکه هروقت تعدادی دانش آموز به رشته ی انسانی ابراز علاقه می کردن مدرسه حمایتشون می کرد! اینکه رشته ی انسانی تو مملکت ضعیف به حساب میاد به جامعه و خانواده ها برمیگرده نه سمپاد. ضمنا فکر کنم نیاز مبرم به رشته ی انسانی تو مملکت هم کمی به تعصب شما به رشته تونه...! و الا اینهمه که شما شلوغش کردی نیست! ضمنا سمپاد تو علوم پایه کلی فارغ التحصیل موفق داره... در مورد فرار مغز ها هم باید بگم که وقتی بستر کار علمی نباشه و برای هر کاری احتیاج به سر و کله زدن با 100 نفر باشی و از اون بدتر اینکه دنبال رشته ای باشی که اسمش حتی به گوش هیئت علمی دانشگاه نخورده بهتره که دنبال علاقه ت بری! با توجه به فرهنگ زندگی تو مملکت ما کمتر کسی پیدا میشه که از زندگی واقعا علمی لذت ببره و این علاقه از محیط هایی مثل سمپاد بر میاد! فک کنم بقیه ش احتاج به توضیح نداره. اینا رو از یه تازه فارق التحصیل سمپادی می شنوین :)

محمد مطهری

سلام مطلب خوبی بود... اما با یک جاش مشکل اساسی دارم... اونم بحث روابط اجتماعیشه. چندان با شما موافق نیستم. خیلی خوشحال شدم که وبلاگ شمارو پیدا کردم. میخوام دعوتتون کنم به بزرگترین جمع سمپادیا. سایت سمپادیا 15 ماهه فعالیت میکنه و بالای هزار عضو سمپادی داره. خیلی خوب میشه اگر بتونیم از حضور شما هم توی سمپادیا دات کام استفاده کنیم. در ضمن اگر لینک سایت سمپادیا دات کام رو با عنوان " بزرگترین جامعه الکترونیکی سمپادیا " در پایین این مطلب و وبلاگتون ثبت کنید خیلی ممنون میشم. یا علی

آرمیتا ثابتی اشرف

سلام خیلی ممنون از مطلبتون من هم مثل آقای مطهری با بحث روابط اجتماعی با شما زیاد موافق نیستم و دانش آموزان درسته که با نبود رشته ی علوم انسانی مشکل دارند ولی حداقل در مدرسه ی ما (فرزانگان تهران)که برای دانش آموزانی که بخواهند این رشته رو می ذارند. [گل][گل]

باشگاه تشکیلات

سلام. روزی دانش آموز دبیرستان شهید اژه ای (سمپاد اصفهان) بودم. با حرفهایتان کاملا موافقم. ما فارغ التحصیلان اصفهان با پیگیری شدید از مدیریت دبیرستان و برگزاری کارسوق های متعدد علوم انسانی به دنبال برطرف کردن این مشکلات بوده ایم. اما هنوز بی نتیجه است. فعلا فقط خودمان را نجات داده ایم و جمعی هستیم که پس از گرفتن لیسانس مهندسی به کارشناسی ارشد یکی از رشته های علوم انسانی تغییر رشته داده ایم. به ما هم سر بزن.