خانه امن الهی ...

در مدت کوتاهی که از سفر بازگشته ام، دوستان و آشنایانی که هنوز قسمتشان نشده به این سفر بروند، از حال و هوای آنجا می پرسند و من نیز ناچارم پاسخ دیگران را بدهم، چه اینکه پاسخی است کاملا به جا "تا خودتان نروید نمی توانید درک کنید" ... اگر چه سعی می کنم به حد بضاعتم از آنچه دیده ام و حس کرده ام بگویم. آن ها که رفته اند نیز به عنوان کسانی که این حس را درک کرده اند، حس مشترکند ... یا بهتر بگویم، همان درد مشترک ! درد اینکه دیگر در آنجا نیستیم ... درد اینکه چه زود گذشت.

درباره سفر نوشته ام و قصد دارم اگر مجالی بود آن را تکمیل کنم و به نوعی انتشار دهم، اما به همین یک کلام بسنده می کنم که این سفر دوازده روزه که شش روز اول در مدینه بود و شش روز بعدی در مکه ... شش روز اول برای آماده شدن بود و شش روز بعدی، انتهای داستان بود ... یا بهتر بگویم، ابتدای داستان.

مسجد الحرام، خانه امن الهی بود. جایی که احساس در خانه خدا بودن به همه دست می داد. احساس آرامش ... جایی که آرامش آنجا به سان خانه خود انسان و حتی بسیار بیشتر بود.

(ادامه دارد)

/ 3 نظر / 13 بازدید
یاسمین

آقا زیارت قبول.....خدا قسمت نرفته هایی مث من کنه...الهی آمین.....

مریم دختر عمران

چه زود گذشت! قبول باشه طاعات و عباداتتون! فکر می کنم با آمادگی بیشتری به استقبال ماه مبارک برید! [لبخند]

سرگردان در نت !

خدا قبول كنه ايشالا حاجي ، ايشالا قسمت منم بشه ! حاجي سوغاتي چي اوردي؟ نگو سفر معنويه كه به اين راحتي ها نمي توني شونه خالي كني !