نود و هیجان کاذب

این روزها بحث برنامه تلویزیونی نود و مساله ارسال اس ام اس در حمایت این برنامه و مابقی بحث های حاشیه ای در این باره داغ است. سرگرمی خوبی است ... واقعا خوب ؟

مساله فقط برنامه نود نیست، مساله هیجان کاذبی است که فوتبال برای عده زیادی ایجاد کرده و آنچنان پیگیر آن هستند که گاه ممکن است گمان ببریم از سهامداران فلان باشگاه یا فلان تیم ملی هستند.

ورزش خود پدیده بسیار مثبت و اثرگذاری در زندگی هر انسانی می باشد، ورزشی که به درستی دنبال و انجام شود ... اما هر بار مدل ایرانی آن در ذهن می آید، به یاد آن کلیپ فلش طنزی می افتم که ایتالیا و اروپا را مقایسه می کرد و نشان می داد در اروپا افراد در باشگاه های ورزشی مشغول ورزش هستند و در ایتالیا پای تلویزیون نشسته اند و فقط هورا می کشند ! وضع ما هم همین است ! چند درصد از افرادی که با این جدیت فوتبال را دنبال می کنند واقعا خود نیز پا به توپ می زنند یا اصلا ورزش می کنند ؟ به جرات می توان گفت درصد بسیار بسیار کمی ! و وقتی انگیزه آن ها را از اینطور روزنامه ورزشی خواندن و نشستن پای تلویزیون می پرسیم، هیجان را دلیل عمل خود می دانند. هیجانی که در واقع نمی تواند نیروی مثبتی باشد، چه اینکه برد و باخت تیم ورزشی دست شما نیست و شما هیچ کاری در آن راستا نمی توانید انجام دهید !

برنامه نود نیز تنها حاشیه و هیجان فوتبال است. خیلی جالب است در جامعه فردگرایی چون جامعه خود، سعی داریم ورزش جمع گرایی چون فوتبال را نهادینه سازیم ... خوب نمی شود ! زور که نیست ! ما فرهنگ کار جمعی را نداریم و نمونه آن هم حاشیه هایی که هر روز و هر هفته رخ می دهد و شده فلسفه وجودی برنامه نود !

و جالب است که چه مردمان با غیرتی هستیم که وقتی قرار است برنامه ای اینچنینی تغییر کند یا تغطیل شود چنان متحد می شویم و ... که کسی نداند گمان می برد دشمنی خارجی به ما هجوم آورده و باقی قضایا !

(این نوشته ناتمام است)

/ 7 نظر / 7 بازدید
مهـــــــــران

سلام قربان اول که دعوت می کنم از کهنه درخت بنده دیدن فرمائید و بعد یه سوال دارم که معیار وبلاگهایی که در صفحه اول جز محبوبترین یا پربازدید کننده قرار می گیرد چیه؟ چون من خیال می کنم در بعضی موارد حتی بازدید کننده های من بیشتر هم هستند. با تشکر فراوان

امین

سلام بسیار زیبا بود برایتان آرزوی توفیق دارم انشاال.. که همیشه در اوجها باشید یه سری هم به ما بزن

رضا

سلام جناب شمشیرگر!!! وبلاگ خوبی داری با پستهای سودمند و جالب اما با موضعت توی این پست موافق نیستم. پایدار باشی

دوستدار

با سلام.علاقمند به فعالیت در سرویس پرشین بلاگ هستم.اسمی که دنبالش بودم در سرویس ثبت شده و بیش از یکسال است وبلاگ مورد نظر فعال نیست و پست جدید نگذاشته.ایا امکان واگذاری به دیگری وجود دارد و چنین طرحی در سرویس شما پیاده می شود.راهنمائی شما را در ااینجا می خوانم و با ای میل اقدام میکنم.ممنون

شاهین

پسر ناامیدم می کنی با نوشته هات هربار سر می زنم. مگه هیجان کاذب و غیر داره ؟ چرا فکر می کنی خود صرف هیجان چیز مثبتی نیست ؟ چرا فکر می کنی باید پا به توپ بود تا فوتبال رو دوست داشت ؟ اصولا مهمترین عامل پیشبرنده ی افراد ، انگیزه ی افراد ، لذته. یکی از گریه و سینه زنی برای امام حسینش لذت می بره یکی از دیدن و هورا کشیدن واسه تیمش. یکی میره ورزشگاه یکی هم توی خونه ست. مگه حتما باید تاثیر مستقیمی داشته باشی تا در تو احساسات پدید بیاد ؟

شاهین

تعریف فردگرایی هم والا اینی نیست که تو انتخاب کردی. جامعه ی استبداد زده ی ما کجاش فرد گراست ؟ اصلا فردیتی اجازه ی ظهور داره که فردگرایی اجازه داشته باشه ؟ با معیار خودت، تو که در تمام سالهای راهنمایی و بیرستان پا به توپ نزدی ، کاملا قابل درکه که حتی هیجان و لذت دنبال کردن فوتبال رو درک نکنی

سعيد

در زندگي تو هر چيزي زاييده شعور تو است. اگر آگاهي‏ات دگرگون شود، محصولات و فرزندان آن هم دگرگون مي‏شوند. خوبي و بدي، بيماري و شفا، رنج و راحتي، فقر و ثروت، ضعف و قدرت، كوچكي و بزرگي و همه مظاهر زندگي و مرگ ناشي از نوع و فرم شعور است. خداوند بواسطه آنچه در ذهن و قلب توست، با تو رفتار مي‏كند، از تو مي‏گيرد و به تو مي‏بخشد.