سریال های مخرب ماه رمضان

پنج کیلومتر تا بهشت

1 - ریتم زمانی بسیار نامنظم

ریتمی بسیار کند برای سریال، چنانچه در طول بیست شب تنها دو روز در عالم سریال گذشت و در طول دو شب پایانی، دو ماه و نیم!

2 - حماقت اکثریت!

آنچه در این سریال بسیار به چشم می خورد، وجود شخصیت هایی کاملا احمق در موقعیت های مختلف بود، اگر چه قرار بود ما آن را به عنوان مجموعه ای مفهومی بشناسیم نه یک کار طنز! از بارزترین این شخصیت ها می توان به فاطمه دوست آیدا اشاره کرد و در وهله بعد به همکار سرهنگ سرلک که لازم نیست اشاره ای به حماقت های متعدد آنها شود.
در گام بعدی، خود سرهنگ سرلک که با ساده لوحی تمام ابتدا فریب صحنه سازی را می خورد و سپس فریب حرف های همایون فرزین را و به صورت اتفاقی به شواهدی دست می یابد که هر موجود فاقد شعور دیگری هم آن شواهد را می دید، به اصل قضیه پی می برد، چه برسد فردی که عنوان افسر آگاهی را دارد.
از همه جالب تر آنکه در نخستین تفتیش آگاهی هیچ کدام از مدارک (پیراهن در ماشین لباسشویی، تراول ها و ...) دیده نمی شود. آیا پلیس آگاهی ما اینقدر ضعیف است یا این سریال سعی در ضعیف نشان دادن آن دارد؟
امیرحسین نیز یکی دیگر از شخصیت های احمق سریال محسوب می شود و یکی از ساده ترین حماقت های وی آن است که پس از سه یا چهار شب حضور در خواب آیدا بالاخره می تواند پیام خود را برساند! و در توجیه یک شب می گوید هول شدم، شب دیگر او به حرفم گوش نکرد و رفت و الی آخر! انگار نه انگار که جان وی بسته به درست رساندن پیغام می باشد.

3 - توهمی درباره روح های در کما

در آیه 85 سوره اسرا، از طرف خداوند به پیامبر گفته می شود:
وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً
و در باره روح از تو می ‏پرسند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش آن جز اندکى داده نشده است.»

این در حالی است که نویسنده این فیلمنامه آن آنقدر به خود جرات داده که هر مزخرفاتی را می خواهند بدون پایه و اساس در این سریال به میلیون ها بیننده نشان داده و بنیان های باورهای آنان را به زیر سوال ببرند.

اینکه یک روح بتواند هر دوشنبه شب برای استراحت به سوال شمال برود ...
روزها بر سر کلاس های درس دانشگاه و اجراهای تئاتر حاضر شود ...
به خواب مومنان آن هم هر چند بار دوست داشت برود و بدین صراحت سخن بگوید ...

و بسیار موارد دیگر، جز توهمات فیلمنامه نویس و تائید اشتباه مشاور مذهبی سریال چیز دیگری نمی تواند باشد.

4 - کتمان حقیقت قیامت

"بعضی ها که کارشون خیلی درسته و آدم های خیلی خوبی بودن، یه راست می رن بهشت ... بعضی های دیگه که خیلی اوضاعشون خراب بوده و تو دنیا آدم های بدی بودن یه راست می رن جهنم ... بقیه هم می مونن تا تکلیفشون تو روز قیامت روشن بشه"

آیا این بدان معناست که در روز قیامت فقط عده ای که در میانه طیف قرار دارند مورد محاسبه قرار می گیرند و محاسبه آنها که بسیار نیکوکار یا شریر بوده اند در هنگام مرگ فی الفور انجام شده و تکلیفشان معلوم می گردد؟

آیا این کار به معنای دروغ بستن به خداوند و سخنان وی نمی باشد؟

5 - آموزش رذالت در جامعه

اما از جمله دیگر کارکردهای این سریال، آموزش رذالت در جامعه بود. به نحوی که پسر بر سر پدر خود کلاه می گذارد (و البته در انتهای سریال هم معلوم نمی شود که به چه سرنوشتی دچار شد!)، پدر که بسیار مورد وثوق است یک قاچاقچی داروست که با جان مردم بازی می کند، دزدها بدون آنکه قصد کشتن داشته باشند فردی را می کشند و جسد وی را در بیابانی می سوزانند که هیچ وقت اثری از آن دیده نشود و الی آخر!

بدیهی است که نشان دادن این موارد چه تاثیری از بعد روانی و رفتاری می تواند در جامعه داشته باشد!

 

سقوط یک فرشته

1 - خانواده سست عنصر

نه حاج آقا تهرانی و نه دو دختر وی (که هر دو در محیطی مذهبی رشد یافته بودند) نتوانستند از وسوسه های شیطان و فریب های وی رهایی یابند. آیا شخصیت های مذهبی جامعه ما اینقدر ساده لوح هستند که همچون فاطمه فریب خورده و سعی در کشتن نیما داشته باشند؟

 

 

2 - تصویر غیرواقعی از مواد توهم زا

مواد مخدر صنعتی همچون اکس، شیشه و ... اثرات بسیار مخرب کوتاه مدت و بلندمدت بر روی فرد دارند، اما نه به این شدت و غلظتی که در این سریال نمایش داده شد. آنچه سارا بازی می کرد بیشتر شبیه یک شو (نمایش) بود تا تصویری از فردی که دچار توهمات مواد مخدر شده بود.

3 - توهین به بنیان خانواده

"اون گرازه! اون رو بزن!"
آیا اگر قرار بود نشان داده شود که فردی که دچار توهم می شود واقعیت ها را به گونه ای دیگر دیده و حتی یک انسان را ممکن است به سان یک موجود دیگر ببیند، نمی شد از جایگزین بهتری استفاده کرد؟ آن هم برای کسی که نقش "پدر" را دارد؟ و باید از کثیف ترین و منفورترین حیوان استفاده کرد؟

4 - شیطان به صورت جسم ؟

اینکه شیطان می تواند افراد را فریب داده و در اصطلاح در قالب آنها رود (همچون کاری که با نیما کرده بود) بسیار طبیعی و رایج است، اما اینکه شیطان در قالب فردی ظاهر شود که اصلا وجود خارجی نداشته و در واقع به صورت یکباره جلوه گر شود، چیزی است خلاف واقعیت هایی که ما تا کنون دیده و شنیده ایم.
هنگامی که شیطان قصد فریب فاطمه برای کشتن نیما را داشت، بر روی صندلی کنار راننده نشسته بود و با گفتن "یا خدا" غیب شد.
در اینجا دو فرضیه مطرح می شود :
1 - شیطان در ذهن فاطمه بوده است که توانسته غیب شود، نه یک جسم واقعی. اما این فرضیه رد می شود، چرا که آن فرد مذهبی را سارا، پدر فاطمه و دیگران هم دیده اند، پس نمی تواند یک ذهنیت مشترک باشد!
2 - شیطان به صورت واقعی جلوه کرده است. اما این فرضیه هم رد می شود، چرا که موجود واقعی به یکباره غیب نمی شود!

و اگر اینگونه باشد، پس در دنیای ما سنگ روی سنگ بنا نخواهد شد ! چرا که شیطان می تواند در قالب های گوناگون و به تعداد بسیار عملا ظاهر شده و بنیان های زندگی را به سادگی متلاشی کند !

4 - تکلیف نامشخص

عنصر اصلی مخرب در این سریال نیما بود، بر سر وی سرانجام چه آمد ؟؟

 

نتیجه گیری: تخریب دین و بنیان خانواده

آنچه از این دو سریال حاصل می شود دو نکته اساسی است:

1 - تخریب دین
به وسیله زیر سوال بردن باورهای مذهبی مردم، تخریب شخصیت های مذهبی آن هم نه به صورت واقعی که به صورت اغراق شده و برعکس نشان دادن بسیاری واقعیت های دینی.

2 - تخریب بنیان خانواده
کلاهبرداری پسر از پدر، فرار دختر از خانه و دعوت پدر و خواهر به مراسم عقد خود!، بی اعتمادی پدر به دختر خود بدون دلایل موجه و ... نمونه هایی از تصویرهایی است که از خانواده ایرانی در این سریال ها نمایش داده شد.

در پایان دو سوال از فیلمنامه نویس و کارگردن و مشاور مذهبی این سریال ها:

1 - آیا هراس ندارید از اینکه مسائلی را از دین و مذهب به تفسیر و رای خود نشان دادید که ممکن است کاملا اشتباه باشند؟ و میلیون ها نفر را مخاطب خود قرار دادید! آیا می دانید اگر یک خطای کوچک در این راه انجام شده باشد، مصداق دروغ بستن به دین و آئین خداست و کیفر آن چگونه است؟

2 - آیا باور ندارید پخش چنین مجموعه هایی سبب بروز تنش های خانوادگی و آثار نامطلوب در بنیان های فکری خانوارها خواهد داشت؟ این امر که دارای پیشینه است! سریال نرگس که پس از پخش آن بسیاری از زنان به دادگاه مراجعه کرده و عنوان کردند به شوهر خود مشکوک هستند که شاید زن دیگری داشته باشد!

/ 1 نظر / 52 بازدید
مرجان

خوشحالم یک نفر به حرف اومد!!!! [گل]