ربا در اقتصاد - 1 (بانکداری)

قرض الحسنه چیست؟

عبارت قرض الحسنه در قرآن وارد شده‌است و در مورد قرض‌دادن به خداوند است که قرآن آن را در مورد صدقه به‌کار برده‌است و منظور از آن قرضی است که چند برابر خود نزد خدا ثواب دارد. قرض الحسنه نوعی قرض است که در آن بهره‌ای در کار نباشد.

به بیان عملیاتی تر، معنای قرض الحسنه آن است که پولی را به کسی برای رفع نیاز یا ضرورتی که پیدا کرده برای مدت مشخصی بدهید و پس از آن، همان پول را پس بگیرید. البته در این جریان، به ظاهر از نظر اقتصادی دچار زیان می شوید، چرا که اگر امروز یک میلیون تومان به کسی قرض بدهید و شش ماه یا یک سال دیگر آن را به همان مقدار پس بگیرید، به خاطر نرخ تورم، دچار نقصان سرمایه می گردید.

اما اگر قرار باشد در تمام زندگی اصل را بر کسب سود بگذاریم، انجام هر کار خیرخواهانه ای برای دیگران ما را دچار زیان (از زمانی که می گذاریم، انرژی که صرف می کنیم و ...) خواهد کرد. و البته برای تشویق افراد به این کار هم آمده که «آنکس که صدقه می دهد ده برابر آن را پس خواهد گرفت و آنکس که قرض می دهد هجده برابر».

حال اگر برای این کار، به دنبال یک رویه سازمانی باشیم به چه صورت خواهد بود؟ یعنی کسانی که می خواهند قرض الحسنه بدهند، اما افراد نیازمند را نمی شناسند یا نمی خواهند درگیر مسائل مالی دادن و گرفتن پول شوند و می خواهد این کار را به یک سازمان واگذار کنند.

حساب قرض الحسنه بانکی ظاهرا با همین رویکرد پدید آمده. یعنی شما هنگامی که پولی را پس انداز کرده اید، هم با این رویکرد که پول را در خانه نگه داشتن امنیت آن را پائین می آورد و بانک جای امن تری است و هم با این رویکرد که دیگرانی بتوانند از آن استفاده کنند و پول راکد نماند، آن را به عنوان قرض الحسنه و بدون چشمداشت نزد بانک می گذارید.

از آن طرف، بانک نیز وظیفه دارد به کسانی که نیازمند دریافت وام جهت رفع ضرورت می باشند، این وجوه را بدون دریافت سود و کارمزد در اختیار آنها قرار دهد، چون قرار نیست به شما برای این کار سود و کارمزدی پرداخت کند.

در اینجا دو مساله پیش می آید:

1 - هزینه اداری که بانک از این بابت متحمل می شود از کجا تامین گردد؟

2 - اگر قرار است بابت انگیزاندن افراد، به آنها بنز الگانس و چند دستگاه آپارتمان بدهیم، وجوه مربوطه را از کجا تامین کنیم؟

در پاسخ به سوال اول، باید گفت که بانک آنقدر عملیات بانکی گوناگون و سودآور انجام می دهد که هزینه اداری ایجاد شده بابت این عملیات از حاشیه آنها به راحتی تامین گردد و فشاری بر بانک وارد نشود.

در پاسخ به سوال دوم، اگر انگیزه افراد واقعا خیرخواهانه و بر مبنای همان قرض الحسنه ای است که خداوند بدان توصیه کرده، که نباید چشمداشتی داشته باشند، و اگر قرار است به واسطه این انگیزاننده ها آن ها چنین حساب هایی باز کنند، که نیت آنها تغییر می کند و ممکن است مشمول آن بازگشت وعده داده شده الهی نشوند.

در این بین، بهترین عملکرد را به عنوان الگو، صندوق های قرض الحسنه محلی دارند که وجوه افراد آن محله را جمع آوری کرده و به صورت وام با اقساط مشخص و بدون هیچ بهره ای در اختیار افرادی که نیازمند وجوهی برای مدت معینی هستند قرار می دهند.

حساب های مدت دار چیست؟

اما برای آنها که نگران کاهش ارزش پول خود هستند و به دنبال سودآوری مستقیم اقتصادی از نقدینگی خود می باشند، حساب های مدت دار راهکار خوبی است تا این مشکل را حل نمایند. حساب مدت دار یعنی وجوه خود را برای مدت مشخصی نزد بانک قرار می دهید، بانک یا راسا با آن پول سرمایه گذاری کرده و یا آن را به افرادی که نیاز به سرمایه نقدی جهت توسعه کسب و کار خود دارند، به عنوان وام پرداخت می کند.

اما مساله ای که در اینجا به وجود می آید، نوع دیگری از رباست. در حال حاضر شاهد آن هستیم که فرد صرف نظر از اینکه بانک با پول او چه کاری کرده است، سود مشخصی را دریافت می دارد که به لحاظ تعاریفی که از اقتصاد اسلامی سراغ داریم، دارای اشکال است. اما اگر سود دریافتی فردی که وجه خود را نزد بانک می گذارد به صورت متغیر باشد، یعنی طی قرارداد با بانک مشخص گردد که متناسب با سود یا زیان بانک، فرد نیز سود یا زیان دریافت می کند، یعنی آنچه به نام مضاربه می شناسیم، مشکلی ندارد.

در اینجا یک سوال پیش می آید: در صورتی که بانک دچار زیان در سرمایه گذاری شود، فرد نیز دچار زیان خواهد شد؟ بلی! و اگر می خواهد این اتفاق برای او نیفتد، باید بانک مطمئنی انتخاب کند، همان طور که در انتخاب شریک معمول نیز دقت می کند، در انتخاب مارک کالای اساسی زندگی خود دقت می کند و ... !

از سوی دیگر، فردی که می خواهد از تسهیلات بانکی جهت توسعه کسب و کار خود استفاده نماید نزد بانک مراجعه می کند. در حال حاضر اینگونه است که بانک به او وجهی پرداخت می کند و صرف نظر از اینکه فرد در پایان دوره سود هنگفتی دریافت می دارد یا زیان و ورشکستگی می گردد، بانک اصل و سود مشخص پول را پس می گیرد.

راهکار این مساله، بسیار روشن و آزمون شده است. اصولا، بانک مانند هر سرمایه گذاری می بایست طرح کسب و کار و توانمندی های فرد متقاضی وام را مورد بررسی قرار دهد و در صورتی که به این نتیجه رسید طرح سودآور و فرد قادر به انجام این کار است، پس از گرفتن تضمین های لازم جهت اطمینان بیشتر، با او «شریک» می گردد و در حین انجام عملیات فرد نیز بر کار او نظارت می کند. حتی در موقعیتی که فرد دچار شکست می گردد، به جای آنکه با فشار مضاعف او را دچار نابودی کند، به او کمک می کند که بتواند از این موقعیت بحرانی بیرون آید و کسب و کار خود را نجات دهد، چرا که در نقش یک شریک می بایست نگران منافع کسب و کار مذکور باشد.

* * *

پیش رفتن به سمت اقتصاد بدون ربا آنقدرها هم کار سختی نیست، به خصوص آنکه اگر انگیزه آن را داشته باشیم که به سمت یک اقتصاد سلامت پیش برویم و تنها نیازمند اندکی مدیریت است.

/ 2 نظر / 27 بازدید
پوریا

سلام محمد رضا جان مقاله ات رو خوندم، چون موضوع ذهن خودم رو هم درگیر کرده بود. اما جواب همون دو شبهه ای که خودت مطرح کرده بودی رو هم ندادی. با تورم 20% سرمایه هر کسی یا سارمانی که بخواد قرض بدون بهره بده بعد از حدود 3 سال نصف میشه، و شما نمیتونی مردم رو در امور دنیوی که تنظیمشون بر عهده بندگان و دولت اسلامی هست، امور اخروی حواله بدی. فراموش نکن که امیر المومنین گفت "با آمدن فقر ايمان ازدر ديگر مي رود" و قرض الحسنه دادن بدون در نظر گرفتن این امر فقیر کردن مردم هست؛ بماند که مردم منتظر حرف من نمیمونن و خودشون پول رو از حساب قرض الحسنه به پس انداز کوتاه و بلند مدت میذارن در مورد دوم، یعنی سود ثابت هم مقاله ت قوی نیست. این راه حل که بانک بیاد با همه در سود و زیان شریک بشه، چندین اشکال داره. سرمایه گذاری بانک نیاز به ثبات خیلی بیشتری داره. چون اگر قرض بانک برنگرده و بانک ورشکست بشه، دیگه واویلاست. چون سرمایه خیلی ها از دست میره. خود من و تو از بانک انتظار داریم که این اطمینان رو رعایت کنه. به قول خودت رعایت این احتیاط مستلزم این هست که بانک فردی رو برای وام دادن (تو بخوان شریک شدن) انتخاب کنه. در ای

پوریا

در این حالت میره سراغ سرمایه داران بزرگ که تجربه، توان و زیرساخت انجام موفق طرح اقتصادی خودش رو داره. با توجه به اینکه تقاضای سرمایه گذاری بانکی همیشه بیشتر از امکان بانک برای وام دادن هست، دیگه مطمئن باش هیچ وامی به صاحبان صنایع کوچک یا به قول شما Small Bussiness نمیرسه موفق باشی، و خداحافظ