من بی تقصیرم !

تقصیر من نبود !‌ اون نمی فهمید باید چی کار کنه ...

اگر به اندازه کافی بودجه داده بودن اینطوری نمی شد ...

مشکل از من نبود، ترافیک زیاد بود، وگرنه به موقع می رسیدم ...

این سیستم آموزشی مشکل داره، نه استاد درست حسابی داره، نه کتاب ...

چه مملکتیه !‌ هر جاش رو دست بذاری یه ضعف داره ...

...

این ها عبارات بسیار آشنایی هستند،‌ اینطور نیست ؟ حتی اگر خود ما روزانه به کرات از این عبارات استفاده نکنیم، بسیاری از اطرافیانمان یا آن ها که می بینیم عادت به توجیه مسائل از طریق "از دوش خود برداشتن و به گردن دیگری انداختن" دارند.

واقعیت این است که در فرهنگ ما، مسئولیت پذیری بسیار بسیار کمرنگ است! هیچ وقت حاضر نیستیم اشتباهی را که انجام می دهیم بپذیریم. حاضریم ساعت ها به بحث و گفتگو بپردازیم و از عمل اشتباه خود دفاع کنیم، اما مسئولیت آن را به گردن نمی گیریم.

همواره سعی داریم برای تبرئه خود، تقصیر را گردن دیگران بیاندازیم، حال این دیگران ممکن است اطرافیان و آشنایان و یا غریبه ها باشند، یا اینکه سیستم جامعه و محیط و آنچه که در حوزه اختیار فرد خاصی نیست !

به زبان ساده و کوتاه،‌ موفقیت ها همیشه از تلاش خودمان حاصل می شود و شکست ها از مشکلاتی که محیط و دیگران برای ما به وجود آورده اند !

انصاف داشته باشیم،‌ آیا اینطور است ؟ ... و یا می خواهیم با این طرز فکر به کجا برسیم ؟

مشکل اینجاست که این رویه، برای موارد استثنا نیست، چه اینکه ممکن است در موقعیتی دچار اشتباهی شویم و به دلایل مختلف بخواهیم از پذیرفتن آن سلب مسئولیت کنیم، هر از چند گاهی،‌ سالی، عمری یک بار این کار را انجام دهیم ... قابل درک است !‌ اما آنچه ما در پیش گرفته ایم، روالی است برای روزمرگی ها و تمام اتفاقات کوچک و بزرگ زندگی !

این فرهنگ به معنای واقعی یک فرهنگ مسموم است،‌ فرهنگی که نه تنها برای توجیه خودمان است،‌ بلکه آنقدر از آن استفاده کرده ایم و آن را تکرار می کنیم که خودمان هم باورمان می شود تقصیر از ما نیست ! و این یعنی عاملی برای "درجا زدن"، چرا که انسان هوشمند آن است که از اشتباهات خود درس بگیرد و دیگر آن ها را تکرار نکند، اما ما همواره اشتباهات را ناشی از عملکرد و طرز فکر ناصحیح خود نمی دانیم و به همین خاطر باز آن ها را تکرار می کنیم و باز به گردن محیط می اندازیم، تا جایی که احساس می کنیم چه محیط وحشتناکی داریم که این همه مسبب بروز اشتباهات ما می شود !!

شک نکنیم که برای موفقیت، می بایست تا اشتباهاتمان را بپذیریم، بپذیریم که اشتباه از خود ماست تا در صدد رفع آن برآئیم ! و از سوی دیگر اگر محیط هم مشکل داشت، سعی در بهبود شرایط کنیم، نه اینکه فقط غر بزنیم که این چه وضعی است !

آنکه می تواند، انجام می دهد
و آنکه نمی تواند، ایراد می گیرد

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
سولماز

سلام خیلی عالی نوشتی .خوشم اومد.واقعیت همینطوره که نوشتی....موفق باشی.بعد از مدتها یه نوشته اجتماعی خوندم که خیلی به دلم نشست.

صندوقک

کاملا موافقم ، اصولا ما عادت داریم همیشه دنبال بهانه برای از زیر مسئولیت در رفتن بگردیم و بعد هم اون بهانه رو برای هزاران نفر توجیه می کنیم.

پدرام

من تمام این مطلب را قبول دارم و من هم می گویم که می بایست تقصیر را به گردن خود بیاندازیم تا امور را اصلاح کنیم و ‌اشتباهمان را بپذیریم تا سعی در رفع آن داشته باشیم ... ولی آیا به این مسئله که مار در جامعه مان دچار چند شخصیتی بودن هستیم توجه داشته ای ؟! به این که شاید هر کدام از افراد مملکت ما به لحاظ جایگاهی می بایست در جایی باشند که نیستند و یا به طور مثال از مشکلات فراوان که ناشی از سیستم حکومت و یا هر مورد دیگر هست رنج می برند و دچار مشکلات هستند ... اس ام اسی برای من آمد که نوشته بود :‌زندگی تشکیل شده از گره های فراوان که ما آنها را ایجاد نکرده ایم ولی می بایست آنها را به تنهایی باز کنیم... آری متاسفانه آنقدر این دیوار کج بنا گذاشته شده است که تا ثریا در حال کج رفتن است و بسیاری از مشکلات بوجود آمده و در گیری ها شاید ناخواسته و به این واسطه بوجود بیاید .... هه شاید بگی بازم داری به گردن کسی دیگه ایی می ندازی مشکلات رو !! ولی گاهی باید در میدان بود تا درد رو فهمید , اینکه از کنار گود و جایگاه خود دست به نقادی بزنیم و یک طرفه به قاضی برویم شاید زیاد جالب نباشد و کمی نامنصفانه ! موفق باشی

تلنگر

كاااااملا" با اين نظرتون موافقم. البته شنيدن اين حرف‌‌ها از راننده تاكسي و زنان منتظر در صف اتوبوس هم بعيد نيست!![نیشخند]

کتانباف نژاد

بیشین بینیم بابا !