تا عبرتی برای دیگران شود !

این دانشگاه ما هم برای خودش قصه هایی دارد ! ... تقریبا ترم آخر کارشناسی ارشد به حساب می آیم و 4 واحد درسی برایم باقی مانده و 4 واحد پایان نامه. طبق قانون، نمی توان با پایان نامه بیش از یک درس برداشت، به همین خاطر قصد کردم 4 واحد را این ترم بر دارم و پایان نامه را ترم بعد.

اما سیستم پیغام خطا می داد که حداقل واحد ترم رعایت نشده است ! ناچار شدم پایان نامه را هم بردارم تا سیستم قبول کند. در حالی که به لحاظ منطقی باید برای سیستم تعریف می شود که 1 ) دانشجویی که 4 واحد تئوری او مانده بتواند کف انتخاب واحد را (که 8 واحد است) رعایت نکند و 2 ) دانشجو نتواند همزمان با پایان نامه 4 واحد اخذ کند که بعدا دچار مشکل شود !!

در هر حال ... به محل سابق دانشگاه رفتم (خیابان استاد نجات الهی) که اعلام شد محل مجتمع مدیریت و حسابداری منتقل شده است به انتهای اتوبان همت ! ... به همراه یکی از دوستان به آنجا رفتم، جایی که شهر تمام می شد و در کنار ساختمان دانشگاه کوه بالا می رفت ! ابتدا به کاربر ارشد رایانه مراجعه کردم و بعد از اینکه نیم ساعتی به اتفاق سایرین نشستم تا بلکه سیستم گلستان وصل شود (یا اینترنت آن ها ؟) رفتم و مساله خود را مطرح کردم. ایشان فرمودند باید از کارشناس رشته ام مجوز بگیرم. به سراغ کارشناس رشته رفتم، سه چهار نفری هم جلوتر از من بودند و سه چهار نفری هم بعد از من آمدند. از ساعت 11 پیش کارشناس بودم. ایشان از همان ابتدا با لحن بسیار بدی خطاب به مراجعان (که دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرایی و MBA بودند) صحبت می کردند و می گفت برید کنار ! اینجا نایستید ! ... و نیم ساعتی که گذشت و ساعت 11:30 شد، خطاب به جمعیت گفت : جز این سه نفر (که من هم یکی از آن ها بودم) باقی برن و ساعت 1:30 به بعد بیاین ! خسته شدم ! ... و پس از آن چند بار حرف خود را با عتاب شدید تکرار کرد که : مگه نگفتم برید بقیه تون ؟؟

خلاصه آنکه بالاخره نوبت به من رسید و بعد از اینکه به سختی فهمید مشکل من چیست، گفت درخواستم را بنویسم. من هم طی نیم صفحه A4 به صورت کامل شرح مصیبت پیش آمده را نوشتم ... ایشان پرونده تحصیلی بنده را بیرون آورد و آن را برانداز کرد و سپس روی کاغذ من نوشت : خانم ... اقدام شود !

1) در پرونده تحصیلی بنده اثری از اینکه چند واحد گذرانده ام یا مانده نبود ! اینکه پرونده به چه خاطر مورد رویت قرار گرفت جز ابهامات است ! 2) به خاطر همین چهار کلمه پاراف که سی ثانیه طول کشید، یک ساعت و نیم در انتظار بودم و اینطور که ایشان به دیگران گفته بود، قرار بود کار هر کدام از ما سه نفر بیست دقیقه ای طول بکشد !

نهایتا کاغذ را پیش مسئول سایت بردم و ایشان نگاهی انداخت و شماره دانشجویی مرا وارد کرد و یک کلیک و تمام !!!

* * *

می شود گذشت و بی خیال شد. کار که انجام شده، نشده ؟ اما یک ساعت و نیم وقت من (و دوست همراهم، و سایرینی که همچون من کارشان در یک دقیقه انجام می شد و انجام نشد!) تلف شده، چه کسی پاسخگوست ؟

نه. لزومی ندارم به خاطر کم کاری و انجام بد امور توسط یک کارشناس، سیستم دانشگاه را زیر سوال ببرم. طی نامه ای به رئیس مجمتع، تمام آنچه را اتفاق افتاده بود شرح می دهم و منتظر می مانم که برای دانشگاه، کارشناسش مهمتر است یا دانشجویانش ؟ ... مهم نیست چه بر سر آن کارشناس می آید، بگذاریم تا عبرتی برای دیگران شود تا آن ها چنین برخوردی نکنند ... تا شاهد چنین برخوردهایی در جامعه نباشیم و به سوی جامعه ای بهتر برویم ! بهتر نیست ؟

/ 0 نظر / 7 بازدید