روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

وصیت نامه
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸  

آنطور که استاد هم می گفت،‌ موجودات دو پا بر روی زمین سه دسته شده اند.

آن ها که به حق خود راضی نیستند و شرارت می کنند و دست درازی به مال و جان دیگران و همواره جهان از وجود آن ها در عذاب است ... می گفت این ها بشرند.

آن ها که سرشان به زندگی خودشان است، کاری به دیگران ندارند و مورد هجوم بشر قرار می گیرند اما کاری هم برای مقابله نمی کنند و به آنچه از زندگی برایشان باقی می گذارند راضی هستند ... می گفت این ها آدم هستند.

آن ها که نمی توانند ظلم بشر در حق آدم ها را ببینند، آن ها که نمی توانند سکوت کنند و می شوند حائل بین بشر و آدم، که بشر به آدم آسیب کمتری وارد کند. این ها همان هایی هستند که می کوشند جهان بهتری مهیا شود ... می گفت این ها انسان هستند.

و به قول دکتر شریعتی :‌ خدایا تو می دانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است. چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

در دنیا، انسان ها نه تنها زجر مقابله با بشر را می کشند، که همواره از سوی آدم نیز مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرند که مگر عقلتان کم است ؟ به زندگی تان برسید ! به خودتان فکر کنید !

با این حال، همیشه سعی می کنیم در این بین، انسان باشیم و انسان بمانیم و دیگران را به انسان بودن ترغیب کنیم، هر چند بسیار کم هستند آن ها که به این سو بیایند.


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸  

این روزها خبرهای بد پیاپی می رسد، اما در این میان، بعضی خبرها واقعا تاثر برانگیز است.

امروز خبر درگذشت مادر یکی از دوستان قدیمی (محمدرضا شالبافان) را شنیدم ... اگرچه همواره می گوییم مرگ حق است و زمان و مکان یا پیر و جوان نمی شناسد، اما از دست رفتن هر انسانی برای اطرافیانش، ضایعه ای سخت و دردناک است و غیر قابل تصور برای دیگران ... و آن هنگام که این عزیز پدر یا مادر باشد، بسیار دردناک تر و سخت تر و به معنای واقعی کلمه جانگدازتر،  که هیچ کس نمی تواند جای خالی آن ها را پر کند ... امیدوارم هیچ کس داغ عزیزانش را نبیند.

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت، روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد، قطع امیدواران

چندت کنم حکایت، شرح این قدر کفایت
باقی نمی توان گفت، الا به غمگساران

 

دیر یا زود، ما نیز یک به یک چشم از این جهان فرو خواهیم بست. اینک که هنوز هستیم و دستمان از دنیا کوتاه نشده، برای این مادر تازه سفر کرده، و برای آن هایی که از پیش ما رفته اند، و برای آن هایی که چشم امید به ما دارند ...

رحم‏الله من یقرأ فاتحه مع‏الصلوات


 
وصیت نامه امام حسین
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸  

« بسم الله الرحمن الرحیم ...؛
این وصیت حسین‌بی‌علی است به برادرش محمد حنفیه. گواهی می‌دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئین حق ( اسلام ) را از سوی خدا ( برای جهانیان ) آورده است و شهادت می‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود. »
« من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته‌ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علی‌بن‌ابیطالب (ع) است. پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد ( و از من پیروی کند ) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند ( و از من پیروی نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی‌امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.
و برادر ! این است وصیت من به تو و توفیق از طرف خداست. بر او توکل می‌کنم و برگشتم به سوی اوست. »

* * *

امشب اولین شب از ماه محرم است، ماهی که بیش از هر چیزی ما را به یاد قیام امام حسین می اندازد ... اما افسوس که آنچه از این قیام به ما گفته می شود، تنها گریه و زاری است نه اصل پیام.

سعی خواهم کرد تا آنجا که می توانم، طی روزهای آینده مطالبی در این رابطه نقل کنم.


کلمات کلیدی: وصیت نامه ،امام حسین
 
وصیت نامه
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۸  

(باز هم شب جمعه شد و ایامی که ما را یاد اموات می اندازد و مرا به یاد نگارش وصیت نامه!)

از استادم شنیدم که می گفت هر وقت برای رفتگان فاتحه ای می خوانید یا خیراتی می کنید، به آن ها در جهان برزخ حیاتی دوباره می دهید و سبب شادی آن ها می شوید.

آن ها که دستشان از دنیا کوتاه است و چشم امیدشان به شما ساکنان دنیاست. بخل نکنید و به یاد آن ها باشید، اگر بر سر مزارشان نمی روید بر لب و در دل فاتحه ای برایشان بخوانید و گاه برایشان خیراتی کنید. جای دوری نمی رود.

از یاد نبرید که شما نیز، دیر یا زود، روزی به جمع آن ها خواهید پیوست.

 رحم الله من یقرأ فاتحه مع الصلوات


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
وصیت نامه
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸  

... روزی نه چندان دور همه ما می رویم. افسوس که مرگ را از خود دورتر از آنچه باید می دانیم و خود و دیگران را جاودانه تر از آنچه هستیم.

مبادا بار خود را به واسطه آنچه  که از حق مردم در کیسه خود اندوخته ایم سنگین تر کنیم که سبک کردن آن امری است محال.

حق مردم تنها آن چیزی نیست که از حلقوم دیگران می دزدیم و حقشان را می خوریم، آنچه بیش از نیاز و احتیاج مان نصیب ما می شود، امانتدار آن هستیم، افسوس آنکه فراموش می کنیم و خود را صاحب آن می پنداریم.


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
فراز هایی از وصیت پیامبر
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸  

ای علی (ع) : به تو وصیت می کنم که آن را نگهداری و رعایت کن و تا وصیت مرا نگه می داری و رعایت می کنی همواره در خیر خواهی بود.

ای علی (ع) : هر کس خشمی را که می تواند ابراز و اعمال نماید فرو برد خداوند روز قیامت به او امن و امانی عطا می فرماید که لذت آن را می یابد .

ای علی (ع) : برترین جهاد آن است که انسان صبح که برمی خیزد در صدد ظلم و ستم به کسی نباشد.

ای علی (ع) : هر کس مردم از زبان او بترسند از دوزخیان است.

ای علی (ع) : بدترین مردم کسی است که مردم از بیم بد گویی و بد زبانی او را احترام کنند و بدی او نقل شود.

ای علی (ع) : هر کس عذر عذر خواهی را چه راستگو و چه دروغگو ، نپذیرد به شفاعت من نمی رسد.


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
برزخ
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸  

خواستم امشب هم همانند بعضی شب های جمعه پست "وصیت نامه" بنویسم، اما ترجیح دادم به بعد از وصیت نامه بپردازم و بعد از مرگ ! به هر حال مرگ برای همه چه زود یا دیر رخ می دهد و هر قدر به بعد از آن آگاه تر باشیم، می توانیم آماده تر شویم و از هم اکنون که زنده ایم نیز می شود فکری به حال آن موقع کنیم !

همه ما نام برزخ را شنیده ایم اما بسیاری نمی دانیم چیست و کجاست. برزخ، به واقع حد فاصل دنیا و آخرت است، یعنی جایی که انسان پس از مرگ در آن عالم قرار می گیرد تا روز قیامت. برزخ نیز مانند قیامت بهشتی و جهنمی دارد و فرد پس از مرگ بسته به نوع اعمالش در یکی از این ها قرار می گیرد و البته بسته به اعمالی که در این دنیا انجام داده و آثار آن همچنان باقی است و آنچه بازماندگان برایش انجام می دهند، سبب جا به جایی وی در این عالم خواهد شد.

به عنوان مثال قرائت فاتحه و خیرات و ... سبب تخفیف مجازات وی یا افزوده شدن به درجات فرد در بهشت شود و لعن و نفرینی که از این دنیا نثار او می شود یا آثار اعمالی از او که همچنان سبب شر و مصیبت برای دیگران است، سبب تیره بختی بیشتر او !

در واقع دلیل برگزاری مراسم ختم و فاتحه خوانی و پخش خیرات و طلب آمرزش برای مرحوم نیز به همین علت است ... پس بد نیست گاه گاهی برای  رفتگان و درگذشتگان، فاتحه ای بخوانیم و برای آن ها طلب آمرزش کنیم.


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین ،وصیت نامه
 
وصیت نامه (از نوع طنز)
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸  

مطابق معمول شب های جمعه، وصیت نامه ای درج می کنم ... این بار از نوع شعر و به بیان طنز  :

یادتان باشد اگر مُردم عزاداری کنید
بر سر و صورت بکوبید و خود آزاری کنید

آبروها برده اید از من در ایام حیات
لا أقل حالا که مردم آبرو داری کنید

می کنم تقدیمتان متن وصیت نامه را
تا پس از اجراش احساس سبک باری کنید

اول اینکه در شب هفت و چهل هنگام شام
باید از آوردن اولاد خودداری کنید

شام ختم دوستانم هیچ تعریفی نداشت
ران و سینه ی مرغ ما را خوب سوخاری کنید

وای اگر گردو نباشد لای خرماهای من
فکر خرما و خطیب و مسجد و قاری کنید

ثانیاً مشکی بپوشید و چهل شب ریش را
تا به زانو هم اگر آمد پرستاری کنید

از وصال تیغ و صورت ما معّذب می شویم
فوق فوقش ریش را یک ذرّه ستاری کنید

ثالثاً حج و نماز و روزه ی سی سال را
باید از شیخی برای من خریداری کنید

رابعاً یک عده بازاری طلب کار منند
باید از بازاریان اعلام بیزاری کنید

البته اول بپردازید اقساط مرا
بعد از آن اعلام بیزاری ز بازاری کنید

خامساً از شعرهای من کسی حظّی نبرد
مردم کج ذوق را در فهم آن یاری کنید

من به کل مردم ایران تعلّق داشتم
پس برایم چاله ای مرغوب حفاری کنید

بوی گند لاشه ام پیچید در گوش فلک
شاعرم برگ چغندر نیستم کاری کنید

شستشوی مرده آن هم پیش چشم دیگران؟
وای اگر با نعش من اینگونه رفتاری کنید

من نمی خواهم خیابانی به نام من کنند
نام ما را روی سنگ قبر حجاری کنید

از فشار قبر می ترسم سپیدی کفن
زرد گردد رنگ آن را کا ش زنگاری کنید


با زبان خون چکان داس ، عزرائیل گفت
روح را باید برای مرگ پرواری کنید

(شعر از محسن نوری)


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
وصیت نامه داریوش یکم
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸  

به مانند یکی دو شب جمعه دیگر که وصیت نامه نوشتم، امشب هم بد نیست به وصیت نامه ای اشاره کنم، وصیت نامه داریوش یکم، که بیشتر یک وصیت نامه سیاسی حکومتی است و هر چند بیش از دو هزار سال از آن می گذرد، اما همچنان مواردی کاربردی برای زمان حال ما (چه در ایران و چه در هر جای دنیا) دارد.

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند. و مردم کشورها در ایران نیز دارای احترام هستند.

جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد. وراه نگهداری این کشورها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد. زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
وصیت نامه - 2
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸  

با کسی دشمنی نداشته ام،
اما اگر کسی از من به هر دلیل یا بی دلیل ناراضی بود، رضایت او را جلب کنید.

به دنبال مال دنیا نبوده ام،
اما اگر چیزی بود و بعد از کسر هزینه های مراسم همچنان باقی ماند، آنطور که خدا را خوش بیاید خرج کنید.

بر مرگ من سوگوار نباشید،
که در زمانی که داشتم به آنچه می خواستم رسیدم و همواره در مسیر خواسته ها و آرمان هایم گام برداشتم و از بیهوده گذشتن زندگی سوگوار نبودم.

 


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
وصیت نامه امیرالمومنین
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧  

بخشی از وصیت نامه امیرالمومنین در لحظات پایانی زندگی :

من از رسول خدا(ص) شنیدم که مى‏فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‏برد، افساد میان مردمان است ...

از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسکینان و آن ها را در زندگی خود شریک سازید و از خوراک و لباس خود به آن ها نیز بدهید.

از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیکویى درباره یکدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراکندگى و روى‏ گردانیدن از هم و در نیکوکارى، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکارى کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.


کلمات کلیدی: وصیت نامه ،دین
 
برای مرگ آماده باشیم
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧  

... چند وقتی بود که وبلاگ یکی از دوستان را که تعقیب می کردم فضای بسیار غمگینی گرفته بود ... و خوب، با نگاه اول می شد حدس زد یک شکست عاطفی خورده، اما چندان به او نمی آمد از یک شکست عاطفی اینچنین ماتم زده شود ... علت را که جویا شدم گفت یکی از دوستان نزدیکش شنبه این هفته در یک تصادف کشته شده ... و من، به مرگ یک دوست نزدیک اندیشیدم ... و به مرگ خود.

مرگ ... واژه ای روزمره اما باز هم غریب برای ما ... غریب از آنجا که با آنکه روزانه با آن سر و کار داریم، دیده ایم، می بینیم، شنیده ایم و می شنویم، اما باز هم هنگامی که اتفاق می افتد دچار شوک می شویم.

به گمانم واقعیتی است که برای هر یک از ما وجود دارد : ما نه برای مرگ خود آماده ایم و نه برای مرگ دیگران، با آنکه می دانیم هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد.

در کتابی توصیه ای نوشته شده بود (که البته این توصیه را به نقل از بسیاری بزرگان نیز شنیده ام) که چنان زندگی کنید که گویی امروز آخرین روز زندگی شماست ... این جمله از آن بابت است که سعی کنیم در پایان هر روز، هیچ دلی از ما رنجیده نباشد، هیچ خاطری مکدر نباشد، بدهی به کسی نداشته باشیم ... تا آنجا که اگر روزی بدانیم یک لحظه دیگر یا یک ساعت دیگر بیشتر به پایانمان در این دنیا باقی نمانده، هراسان نشویم ...

و اگر اطمینان کاذبی! درباره ادامه حیات خود حداقل تا چندی دیگر را داریم، در مورد دیگران این اطمینان را نداشته باشیم، و طوری با آن ها رفتار و زندگی کنیم که اگر برای ما خبر از دست رفتن آن ها را آوردند، یا خبر اینکه به زودی خواهند رفت، باز هم هراسان و پشیمان نشویم که ای کاش اندکی وقت بیشتری داشتیم ...

مرگ، اجل معلقی است که هر لحظه ممکن است بر سر ما یا اطرافیان ما فرود آید ... آماده آن شویم و توشه برداریم که دست خالی نباشیم ! مرگ، همچون زندگی روزمره ما نیست که دیر برسیم و تقاضای مهلت بیشتری کنیم و جبران نمائیم و ... ، مرگ پایان زندگی است بدون هیچ تمدیدی.

و چه زیبا دکتر شریعتی همین مطلب را در قالب یک نیایش کوتاه گفته است :

"خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مردنی عطا کن که بی بیهودگی اش سوگوار نباشم."

در همین رابطه : "رونوشت بدون اصل" مجموعه ای از هفت داستان کوتاه مرحوم نادر ابراهیمی است ... توصیه می کنم حتما آن را بخوانید، به خصوص داستان عمیقی که با عنوان "کار مرگ" دارد.

 


کلمات کلیدی: وصیت نامه ،زندگی
 
وصیت نامه
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧  

اگه ممکن بود برات، از اونی که داری به بقیه هم بده ... جای دوری نمی ره

دوست دارم که هر موقع خواستی عروسی کنی، ساده باشه ... پر خرجش نکنی ... خدا رو خوش نمیاد

قول بده کارامون رو تمومشون کنی ... حداقل کاری ازمون مونده باشه

خواهش می کنم فقط واسم یه مراسم ختم بگیری ... راضی نیستم کسی به خاطر من چند بار تو زحمت بیفته ... چیزی هم که می خواستید خرج کنید بدید به یکی که محتاج تره

اگه شد گاهی هم یاد من کن ... اونجا غریبم و دستم از دنیا کوتاه

....

به اطرافیانم،
به دوستم،
به همکارم،
به بازمانده ام،
و به تمام بازماندگانم


کلمات کلیدی: وصیت نامه