روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

راهنمایی یا تحمیل ؟
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩  

موقعیت های بسیاری در زندگی پیش می آید که رفتار فردی از نظر ما کاملا درست نیست. گاه این درست نبودن، منطبق نبودن با سلیقه ماست و گاه منطبق نبودن با عرف موجود جامعه یا قانون و شرع.

در چنین مواردی و بر اساس سرشتی که در ذات همه ما وجود دارد، سعی در راهنمایی فرد می کنیم. اگر او به ما بسیار نزدیک باشد بیشتر پافشاری می کنیم و به نسبتی که دورتر باشد و احساس کنیم تاثیر حرف ما کمتر است یا ارتباطی به ما ندارد، نقش کمرنگ تری ایفا می کنیم.

حال مساله اینجاست که نوع برخورد ما باید به چه صورت باشد ؟ آیا ما وظیفه داریم همچون یک تعلیم گر که وظیفه دارد راه درست را به آموزنده خود نشان دهد و او را مجبور به انجام رفتار صحیح کند، آنچه را می اندیشیم به طرف مقابلمان تحمیل کنیم یا باید تنها او را راهنمایی کرده و انتخاب نهایی را به عهده خودش بگذاریم ؟

آنچه از شیوه بزرگانمان به ما رسیده آن است که آن ها بیشتر راهنما بوده اند تا تحمیل کننده، چنانچه که حتی خداوند در قرآن به پیامبرش می گوید فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ / لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ (پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‏اى / بر آنان تسلطى ندارى) سوره غاشیه، آیات 21 و 22

حال سوال اینجاست که آیا ما حق داریم از پیامبر خدا نیز فراتر برویم و جز تکرار تذکرات (که آن هم باید بر اساس حق باشد نه آنچه خود حق می پنداریم) کار دیگری نیز انجام دهیم ؟

حتی در ادامه همین آیات، خداوند می فرماید إِلَّا مَن تَوَلَّى وَکَفَرَ/ فَیُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَکْبَرَ / إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ / ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ  (مگر کسى که روى بگرداند و کفر ورزد / که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند / در حقیقت بازگشت آنان به سوى ماست / آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست) آیات 23 تا 26

امام حسین (ع) نیز در متن وصیت نامه خود، داوری میان خود و بنی امیه را اینگونه بیان می دارند : پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد ( و از من پیروی کند ) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند ( و از من پیروی نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی‌امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.

به واقع، اگر قرار بر اصلاح بشریت بود که قدرت خدای متعال فراتر از قدرت همه موجودات بود و او خود قادر به این کار بود، اما اصل بر راهنمایی است و عرضه به انسان ها، و این خود انسان ها هستند که باید تصمیم گیری کنند و راه را طی نمایند. در این میان نیز اگر کسی مسیر دیگری را انتخاب کرد، به سوی ناحق رفت (آنچنان که در زمان امام حسین رخ داد) و یا حتی به سمت کفر رفت (آنچنان که خدای متعال فرمود) داوری آن در روز قیامت و با حضرت حق است، نه با ما !

البته، برای حفظ جامعه لازم است تا با آنان که حق دیگران را پایمال می کنند، قتل، دزدی، تجاوز و ... می کنند بر طبق موازین حق و اجازه ای که خداوند داده برخورد شود تا دیگران در جامعه بتوانند با آسودگی زندگی کنند، اما چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، اگر بخواهیم گام از این فراتر بنهیم، شاید فرا رفتن از حدود الهی باشد.

و الله اعلم


کلمات کلیدی: قضاوت ،دین ،امام حسین ،اخلاق
 
حق، منطق و سلیقه
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸  

تابع حق باشیم

حق یگانه و مشخص و واضح است، گاه این حق قانون است، گاه عرف است و گاه شریعت. اگر نخواهیم آن را تفسیر به رای خود کنیم راهنمای همه است و باعث می شود از اختلاف جلوگیری شود.

منطق هم را بپذیریم

هر فردی بر اساس سلسله اطلاعات و داده های ذهنی که دارد، منطقی را برای خود در نظر می گیرد و بر آن اساس زندگی می کند، به کار خود می پردازد. بخشی از تعارضات میان افراد به خاطر آن است که منطق های مختلفی در ذهن خود دارند و گاه این منطق ها در تضاد یکدیگر می باشد.
اگر می خواهیم از تضاد و رو در رویی جلوگیری کنیم، باید سعی در درک منطق طرف مقابلمان داشته باشیم.
از قدیم نیز گفته اند اگر بحثی منطقی باشد و طرفین نیز تابع منطق باشند، می بایست تا طرفین بعد از مدتی صحبت قانع شده (یا به عبارتی یکی دیگری را قانع کند)

به سلیقه هم احترام بگذاریم

سلیقه نه بر اساس "حق" و نه بر اساس "منطق" است، بلکه علاقه درونی افراد و گرایش آن ها نسبت به موارد گوناگون است.
سلیقه در انتخاب تیم ورزشی، نوع لباس، نوع وسائل زندگی و طیف وسیعی از مواردی است که انتخاب های گوناگون درستی برای افراد وجود دارد، اما هر فردی به یک انتخاب گرایش دارد و نمی توانیم بگوئیم این انتخاب صحیح و آن یکی اشتباه است، چرا که همه انتخاب ها صحیح است.
به همین خاطر، در موارد سلیقه ای معمولا بحث و جدل جایی ندارد، چون نباید به دیگری تحمیل کنیم یا به او ثابت کنیم سلیقه اش اشتباه است، چه اینکه سلیقه هر فردی از علائق درونی او نشات گرفته و باید به آن احترام بگذاریم.

 

در مجموع، دانستن و درک این مطلب که چه چیز باید بر اساس حق سنجیده شود، چه چیز منطق افراد است و چه چیز سلیقه است و در هر مورد چه نوع تعاملی باید داشته باشیم، مساله مهمی است.


کلمات کلیدی: منطق ،احترام ،قضاوت
 
کار قضاوت نه چنین ساده است
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸  

قضاوت همواره یکی از سخت ترین و حساس ترین امورات در زندگی و جامعه است. تا آنجا که برای قاضی شرایط بسیار تعیین کرده اند و برای امر قضاوت. تا آنجا که وجود عدالت در هر جامعه ای را مهمترین عامل برای ثبات آن جامعه دانسته اند.

نمی دانم بعضی چطور به خود اجازه می دهند به سادگی و بدون داشتن اطلاعات کافی، بدون تسلط به موضوع، قضاوت کنند و حکم بدهند و اصرار کنند که حکمی که اعلام کرده اند اجرا شود ! در صورتی که نه اطلاعی از ماجرا دارند و نه اشرافی به علم حقوق و قضا.

هر چند، در جامعه ای که هر کسی با خرده اطلاعاتی (یا حتی بدون آن) برای تمام دردهای دیگران نسخه تجویز می کند و پزشک می شود و هر کسی بدون داشتن اطلاعات هنری منتقد هنری می شود و بدون دانستن اصول علم مدیریت خود را مدیر بلامنازع می داند، افراد ابایی از قضاوت های بی پایه و اساس نیز نخواهند داشت !


کلمات کلیدی: قضاوت
 
پس از 9 سال کما، ایران جوان مرد !
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸  

هفته نامه ایران جوان پس از 9 سال توقیف، لغو امتیاز شد.

... ایران جوان که فراموش شدنی نبود، اما حداقل دیگر امیدی به برگشتش آن هم بعد از این همه سال نداشتیم. اما عجیب است که دادگاه پس از 9 سال تصمیم می گیرد این هفته نامه توقیف شده را به کل تعطیل کند و داغ دل ما را تازه کند، و عجیب است که بعد از این همه سال مدیران مسئول این هفته نامه را به چند میلیون تومان جریمه نقدی محکوم می کند.

دکتر وردی نژاد پس از تاسیس موسسه مطبوعاتی ایران و مجلاتی همچون ایران جوان و همچنین پس از پایه گذاری دانشکده خبر در سال 80 از این موسسه به چین رفت تا سفیر ایران در آن کشور باشد، سال 84 بازگشت و به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. اینک بعد از گذشته آن همه سال، باید تاوان چاپ نشریه ای را بدهد که در سال هایی طلایی تنها نشریه جوانان ایرانی بود.

روزگار عجیبی است !


 
ناحق
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸  

دیروز خبر اعلام حکم یکی از دوستان را شنیدم. ناحق بود. همین !

درد اینجاست که بیش از این نمی شود نوشت.

خدایا !‌ یا حق !‌ حق را بر این جامعه حاکم گردان.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،قضاوت
 
نمی دانم !
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧  

شکی نیست که برای شما هم زیاد پیش آمده که بگویید : نمی دانم !

گفتن نمی دانم گاهی از سر ندانستن پاسخ به جواب یا مساله پیش آمده است
                      گاهی برای طفره رفتن از پاسخ به سوالی که می دانیم (دروغ!)
                    و گاهی بر اثر تعارض و نداشتن قدرت تصمیم گیری برای انتخاب

در حالت اول، افرادی که اطلاعات کمی دارند، ضریب هوشی پائین دارند و هیچ وقت سعی در یادگیری نمی کنند، در پاسخ به انبوهی از سوالاتی که از آن ها پرسیده می شود این پاسخ را می دهند.

در حالت دوم، فرد اطلاعاتی دارد، اما یا اطلاعاتش کامل نیست و در مورد صحت آن ها شک دارد و یا تمایلی به افشای اطلاعات ندارد و به هر دو دلیل نمی دانم را بر زبان می آورد.

اما حالت سوم، حالتی است که برای بسیاری از ما حتی به صورت روزمره پیش می آید. ما هم اطلاعات کافی داریم و هم نمی خوایم حقیقتی را بپوشانیم، اما هنگامی که قصد تصمیم گیری در مورد مساله ای تعارض آمیز را داریم، در جواب به خود و یا دیگران می گوییم نمی دانم !

تعارض در سه حالت کلی پیش می آید.
خواست خواست (گرایش گرایش) : در این حالت می بایست تا از میان دو انتخاب مطلوب یکی را برگزینیم. مثلا فرض کنید هم امکان رفتن به مسافرت را دارید و هم شرکت در مهمانی یکی از دوستان، اما هر دو هم زمان هستند و شما ناچارید یکی را انتخاب کنید. در این حالت به تعارض می رسید و احتمالا می گویید : نمی دانم چه کنم !


خواست ناخواست (گرایش اجتناب) : در این حالت با انتخابی روبرو هستید که از سویی برای شما مطلوب و خواستنی است و از سویی تبعات نامطلوب دارد. مثلا فرض کنید در آزمون دانشگاه پذیرفته شده اید، از یک سو رفتن به مقطع بالاتر تحصیلی خواست شماست و از سوی دیگر پرداخت هزینه یا رفتن به شهر دیگر برای ادامه تحصیل برای شما مطلوب نیست و باید این تعارض را به شیوه ای حل کنید.


ناخواست ناخواست (اجتناب اجتناب) : وقتی دو گزینه نامطلوب به شما پیشنهاد می شود و ناچار باشید که از بین آن دو یکی را انتخاب کنید چه می کنید ؟ مثلا فرض کنید به علت مشکلات مالی حتما می بایست بین یکی از دو پیشنهاد کار که یکی حقوق پائینی به شما می دهد و دیگری مسیر بسیار دوری دارد یکی را انتخاب کنید، در صورتی که هیچ یک مطلوب نظر شما نیست.

گاهی اوقات هم بین وظیفه کاری و اخلاقی خود دچار تعارض می شوید و تعارضات دیگری همچون صحنه هایی که باید در موردی قضاوت کنید و ...

به هر جهت تعارضات جز تفکیک ناپذیر زندگی ما هستند و اگر قرار باشد در پاسخ به هر تعارضی از نمی دانم! استفاده کنیم، به سختی پیش خواهیم رفت. در بسیاری موارد تعارض باید به سرعت پاسخ داده شود و همچنین انتخاب مناسبی صورت پذیرد.

برای حل تعارضات و تبدیل پاسخ نمی دانم به یک پاسخ بهینه، می بایست تا بر اساس ارزش ها و اصول خود تصمیم بگیریم و در بسیاری موارد، این ارزش ها و اصول و اهداف اصلی زندگی ما مشخص می کنند که باید از میان دو یا چند گزینه، کدام را انتخاب کنیم.


کلمات کلیدی: مدیریت ،قضاوت ،منطق ،تفکر
 
قضاوت
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧  

به نظرم قضاوت یکی از سخت ترین کارهای عالمه ! به خصوص اینکه خیلی وقت ها توی موقعیتی قرار می گیری که می بینی هر دو طرف تقریبا به یک اندازه حق دارن، و می مونی که باید چه تصمیمی بگیری.

خیلی وقت ها قرار نیست تصمیم تو حکم باشه و چیزی رو مشخص کنه، بلکه پیش خودت تصمیم می گیری، اما همین تضادی هم که برای خودت پیش میاد به اندازه کافی آزار دهنده هست.

به جهت فکر می کنم برای قضاوت دو عامل نقش مهمی دارن : یکی اطلاعات فرد، که هر قدر اطلاعات بیشتری داشته باشه توی زمینه های مختلف راحت تر می تونه قضاوت کنه، و هر قدر اطلاعاتش از اون دعوای خاص بیشتر باشه، یکی هم بی طرف بودنش ... خیلی سخته که تمایلات شخصی و حتی افکار شخصی فرد در قضاوتش اثر نذاره .


کلمات کلیدی: قضاوت