روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

الله لطیف بعباده یرزق من یشاء وهو القوی العزیز
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤  

گویند:وی را‌ پسـری آمد هـرگاه کـه بـه خردی از مادر طعام خواستی، مادر گـفتی:از خـدای خواه. وی اندر محراب شدی و سجده‌یی کردی. مادر آن مراد اندر نهان او را پیدا کـردی‌ بـی‌آنکه‌ وی دانستی که آن مادر دادست‌ تا خـو بدرگاه حق کند.
روزی از دبـیرستان انـدر آمد و مادر حاضر نبود. سـر بـه سجده نهاد، خداوند آنچه بایست وی بود، پدیدار‌ کرد‌. مادرش‌ درآمد. بدید. گفت:ای پسـر! ایـن از کجاست؟ گفت: از آنجا که هربار می‌آمد.


کلمات کلیدی: عرفان ،دین
 
مـستجاب الدعوه
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤  

نـقل است که عـمر و لیـث‌بیمار شد، چنانکه هـمه طـبیبان در معالجه‌ او‌ عاجز‌ شدند. گفتند:«این، کار کسی‌ است‌ که‌ دعایی کند.» کسی گفت:«سـهل مـستجاب الدعوه است.»
او را طلب کردند. آمد و بـنشست. گـفت:«دعا در حـق کـسی مـستجاب شود‌ که‌ توبه‌ کـند، و ترا در زندان، مظلومان باشند.» «عمرو»توبه‌ کرد‌ و جمله را آزاد ساخت.
«سهل» گفت:«خداوندا! چنانکه ذل و خواری گـناه و عـصیان با او نمودی، عز و حشمت طاعت و فـرمانبرداری‌ مـن‌ بـدو‌ بـنمای، و چـنانکه باطنش را لباس‌ نـدامت و انـابت پوشیدی، ظاهرش را‌ لباس عافیت درپوشان.» چون این‌ مناجات تمام کرد.در حال عمر و لیث بازنشست و صحبت یـافت!
مـال بـسیار برو‌ عرضه‌ کرد‌، و او نگرفت. یکی از مریدان گـفت:چـه شـدی کـه رفـع‌ نـیاز‌ را‌ چیزی برمی‌گرفتیم. «سهل»گفت: کسی را که خالق با او این‌ عنایت دارد، چرا از مخلوق‌ چیزی‌ گیرد؟».


کلمات کلیدی: عرفان ،دین
 
ما انسان های ناسپاس
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳  

صاحب فرزندی شده اند، سالم، اما به خاطر رنج های طبیعی حاصل از بزرگ شدن کودک زبان بسته، مرتب به او می گویند «از دستت خسته شدیم!»

در یک کار دولتی استخدام رسمی شده است. اما از اینکه در سایر سازمان ها ناهار و مزایای دیگر می دهند و در سازمان آن ها خبری از این موارد نیست، همیشه نسبت به موقعیت کاری خود گله مند است.

پس از سال ها با گرفتن قرض و وام و تسهیلات، صاحب خانه شده اند. اما از کوچکی خانه شان در مقایسه با خانه های دیگران گله مندند.

از سلامت جسمی و روانی برخوردار است، اما هر بار که خود را در آینه می بیند، چهره در هم می کشد و می گوید: خدایا نمی شد واسه من بیشتر وقت می ذاشتی؟

* * *

چنین موقعیت هایی برای شما نا آشنا نیستند؛ ممکن است خودتان درگیر چنین موقعیت ها یا موارد مشابه آن باشید یا یکی از نزدیکانتان را با چنین جملات مکرری ببینید، رفتاری که به آن می گوییم: نا شکری!

هر چند آدمی باید تلاشگر باشد و همواره به سوی ایده آل ها گام بر دارد، اما ندیدن آنچه که به داده شده و همیشه طلبکار بودن، نتیجه چندان خوبی ندارد.

البته چنین است ذات انسان، چه اینکه خداوند نیز می گوید:

و به راستى پروردگارت بر مردم داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاس نمی دارند (سوره نمل، آیه 73)

و می گوید:

همانا انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است (سوره عادیات، آیه 6)

و یا پیشتر می رود و می گوید:

مرگ بر انسانی باد که اینچنین ناسپاس است (سوره عبس، آیه 17)

و آنچنان که مولانا در مثنوی معنوی به استناد آیه 7 سوره ابراهیم به نیکویی گفته:

شکر نعمت، نعمتت افزون کند ... کفر نعمت، از کفت بیرون کند

* * *

و بر همین اساس، هنگامی که نعمت هایی در زندگی ما وجود دارد و نه تنها شکرگزار آن ها نبوده بلکه همواره از زندگی و وضعیت خود ناراضی هستیم، پیامد آن چیزی جز از دست رفتن همین نعمت ها نخواهد بود.


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین
 
نوشابه ؟ هرگز !
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢  

سال های اخیر درباره مضرات نوشابه بسیار خوانده ام و مصرفش را کمتر کرده بودم تا حدود یک سال پیش که تصمیم گرفتم مصرفش را به صفر برسانم؛ حتی در جایی که هیچ نوشیدنی دیگری وجود نداشت !

دلیل آن:

در فقه نوشیدن شراب و انواع مشروبات الکلی دارای حرمت است، مستند به اینکه در قرآن آمده «درباره شراب و قمار از تو می پرسند بگو در آن دو زیانی بزرگ و سودهایى براى مردم است و[لى] زیانشان از سودشان بزرگتر است» (سوره بقره، آیه 219)

اما درباره نوشابه، از مجموع آنچه دیده و خوانده و شنیده و جستجو کرده ام، تنها به این رسیده ام که در آن «زیان» خالص است و هیچ فایده ای (البته به جز مواردی که کاربرد یک اسید قوی برای شستشوی های خاص را دارد) در آن وجود ندارد.

از مجموع این دو گزاره، اگر برای شراب عنوان شده سود و زیانی در آن وجود دارد اما به علت زیان بیشتر آن، نوشیدن آن منع شده است، در رابطه با نوشیدن نوشابه که تنها در آن زیان وجود دارد، چه حکمی واقع است؟


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،فرهنگ ،دین ،منطق
 
آیا حکم اعدام زورگیران متناسب با جرم و بر اساس عدالت بود ؟
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱  

پس از وقوع جرم 4 نفر مبنی بر زورگیری از یک شهروند تهرانی در روز 11 آذرماه و بازداشت آن ها 26 روز بعد از وقوع جرم، اولین و آخرین جلسه دادگاه متهمان معروف به زورگیری در روز 9 دی 1391 برگزار شد و 13 دی ماه حکم آن ها صادر و پس از 2 هفته، حکم اعدام دو نفر از متهمان قطعی و قابل اجرا شد.

در مورد این حکم، ذکر چند نکته ضروری است:

1 - زورگیری با سلاح سرد باعث نا امنی در جامعه و آسیب روحی جدی به افرادی می گردد که در معرض آن قرار می گیرند، اما به واسطه اصل تناسب حکم با جرم انجام شده، حکم زورگیر با سلاح سرد اعدام نیست؛ البته دادگاه هم این مساله را رعایت کرده و با استناد به اینکه عمل این افراد در حکم محاربه بوده، برای آن ها حکم اعدام را صادر کرده است.
اگر منظور از محاربه مطابق آنچه در آیه 33 سوره مائده آمده است: «همانا کیفر کسانی که به محاربه با خدا و رسولش برمی‌خیزند و برای فساد بر زمین می‌کوشند، قتل یا به دار آویختن یا بریدن دست‌ها و پاهایشان به طور معکوس و یا تبعید آن‌هاست. این مایهٔ خواری و رسوائی آنان در این جهان است و در آخرت نیز عذاب بزرگی خواهند داشت» عمل این افراد که به معنی محاربه با خدا و رسولش نبوده و اگر منظور کوشش برای فساد در زمین بوده، که باز هم مصداق عمل این افراد نیست و آن را می توان به افرادی نسبت داد که اقدام به تهیه و فروش مواد مخدر صنعتی می کنند که عملا نتیجه کار آنها منجر به فساد در سطح گسترده می شود و حکم اعدام قاعدتا متناسب با عمل آنهاست.
در ماده 183 قانون مجازات اسلامی هم آمده: هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب فی الارض و مفسد فی‌الارض می‌باشد. براساس تبصره ۳ ماده فوق، میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست‌.
آیا اقدام به زورگیری از یک نفر، مصداق ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم است؟ اگر اینچنین باشد، که باید عمل تمامی افرادی که به عنوان شروران محله ها شناخته می شوند و بارها خبر دستگیری آن ها را شنیده ایم، مصداق محاربه باشد.

2 - قوه قضاییه مجری عدالت است و به همین خاطر باید وحدت رویه صدور و اجرای حکم را داشته باشد. اگر قرار است مجازات زورگیری با سلاح سرد اعدام باشد، آیا این حکم درباره همه زورگیران با سلاح سرد اجرا می شود؟ آیا تا به حال کم بوده اند افرادی که با سلاح سرد اقدام به زورگیری کرده اند و بازداشت شده اند؟ حکم صادر شده برای آن ها چه بوده است؟
آیا صرف اینکه از این افراد هنگام ارتکاب به جرم فیلمی تهیه شده و آن فیلم در محیط های رسانه ای منتشر شده، بر روی اصل جرم و مجازات آن اثرگذار می باشد؟

در این زمینه، رئیس قوه قضائیه در اظهار نظری گفته است: البته مجازات‌های بدیل دیگری نیز در این زمینه وجود دارد اما دستگاه قضایی باتوجه به ضرورت بالا بردن هزینه اعمال شرورانه و برخورد قاطع، مجازات اعدام را انتخاب کرده‌ است.

در واقع این دو نفر اعدام می شوند تا موجبات پیشگیری از اعمال شرورانه دیگران فراهم آید. آیا این راهکار منطبق با قوانین اسلامی است؟ یا کم هزینه ترین کاری است که می توان انجام داد ؟

اما آیا به سوابق و سن و سال متهمان هم توجه شده است؟

آیا به انگیزه ارتکات جرم متهمان هم دقت شده است؟

آن ها برای تامین هزینه های اضافی خود دست به این کار زده بودند یا تامین هزینه های درمانی که از راه مشروع قادر به تامین آن نبودند ؟ اگر چه این موضوع توجیه کننده ارتکاب جرم نمی باشد، اما حداقل می تواند در مصداق جرم آن ها تاثیر گذار باشد. تصویر بالا، وکیل تسخیری متهم ردیف اول را نشان می دهد که با نشان دادن عکسی از مادر بیمار متهم که مشغول انجام کار است، انگیزه متهم ردیف اول از اتهام به ارتکاب جرم را بیان کرده است.

 

در پایان باز هم خاطر نشان می کنم که لازم است امنیت لازم در کشور برقرار شود تا افراد شرور به خاطر تامین نیازهای مالی خودشان، اقدام به سرقت از دیگر شهروندان (چه با سلاح سرد و گرم یا هر طریق دیگری) نکنند و می بایست مجازات های متناسب اعمال شود تا هم این افراد بار دیگر مرتکب جرم نشده و هم اعمال مجازات جنبه پیشگیرانه برای عبرت سایرین داشته باشد، اما مشروط بر دو اصل:

1 - حکم صادر شده با جرم تناسب قانونی داشته باشد.

2 - حکم صادر شده برای سایر متهمانی که ارتکاب جرم مشابه را داشته اند اجرا شود.

در غیر این صورت، حکم صادر شده قطعا بر اساس عدالت نخواهد بود.


کلمات کلیدی: اخلاق ،دین ،منطق
 
ربا در اقتصاد - 1 (بانکداری)
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠  

پس از پخش سریال «تا ثریا» که تصویری کاملا مخدوش از بحث رباخواری مطرح کرد، گفت و گوهایی در برنامه «این شب ها» حول همین محور صورت گرفت که بسیار تکان دهنده بود، از آنجا که عمق فاجعه زیان «ربا» را بیان کرده و ما را به صرافت می اندازد که قدری بیشتر درباره آن بیاندیشیم.

در این یادداشت، نظر خود درباره وضعیت موجود دو حساب «قرض الحسنه» و «مدت دار» و آنچه باید در واقع باشند بیان کرده ام.

نگارش در این رابطه را در شرایطی که وضعیت اقتصادی به شدت نا به سامانی داریم و قطعا یکی از دلایل آن رواج «ربا» در اقتصاد می باشد، بر خود لازم دانسته ام و امید آن دارم به علت نقصان دانش، چیزی به اشتباه ننوشته باشم.


کلمات کلیدی: اقتصاد ،دین
 
حماسه ماندگار
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠  
شله زرد ... قیمه ... حلوا ...
سینه زنی ... علم و کتل ... هیات ...
مردمانی که برای بخشش گناهان خود ده شب به مجلس عزا می آیند
روضه خوانی و تنزیل "حماسه "به یک تراژدی برای جاری کردن اشک و آه
شرح دلاوری های لشکر کوفیان در قالب چگونگی به خاک و خون کشیدن 72 نفر
و شرح تشنه ماندن زنان و کودکان که گویی بزرگترین درد آنها تشنگی بود
و فراموش شدن اصل ماجرا !

کربلا
حماسه ای بود برای درس آموختن
از اینکه نهایت انسانیت انسان ... و نهایت پستی بشر؛چگونه در یک صحرا رو در رو می شود
و حسین
اسطوره ای که با مرگی دردناک بنای حکومت ظالمی را ویران کرد
تا عبرتی باشد برای ظالمان تاریخ
که می توان مردان را از میان برداشت ... اما نام ننگ را نمی توان از تاریخ زدود

اما افسوس

که اصل ماجرا فراموش می شود و شله زرد می ماند و قیمه و سینه زنی و
طلب آمرزش گناهان و ... !

واقعا که مظلوم ماند علی ... حسین ... اسلام ...
 

کلمات کلیدی: دین ،امام حسین
 
روز حساب چه خواهیم کرد ؟
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠  

بر این گمانم که در روز حساب و پاسخگویی،
بیش از آنکه خداوند درباره حق خود بپرسد، درباره حقی که مردم بر گردن ما داشته اند می پرسد.

چقدر دیگران را آزرده ایم ؟
سوار بر موتوری بوده ایم که صدای آن اعصاب همه را خورد می کند؟ ... با صدای بوق نا به جای ماشین خود ناسزا به جد و آباد خود را خریده ایم ؟ ... با زبان نیشدار خود دوستی را رنجانده ایم ...
چقدر حق خوری کرده ایم ؟

می دانستیم که نوبت ما نیست و به زور رفته ایم ... می دانستیم که امتیاز مربوط به دیگری است و آن را دریافت کرده ایم ...
چقدر غیبت دیگران را کرده ایم ؟
غیبت یعنی آنچه که کسی راضی نیست از او بگوییم فاش نماییم ... چقدر عیب های دیگری را در پیش کسی به سخره گرفته ایم؟ ... چقدر درباره زندگی اش در پیش دیگران ایراد گرفته ایم؟ ... راستی چقدر گوشت مردار دوستان و آشنایانمان را خوردیم ؟
چقدر حرام خوری کرده ایم ؟
آن راننده تاکسی که بیش از اندازه کرایه می گیرد ... آن فروشنده ای که جنس را به قیمت بالاتر حساب می کند ... آن استادی که برای نمره ای که حق دانشجوست رشوه می گیرد ... آن مدیر بانکی که برای دادن وام شیرینی می خواهد ...
چقدر کم فروشی کرده ایم ؟
آن معلمی که آنچه را که باید بگوید نمی گوید ... آن کارمندی که جواب ارباب رجوع را به درستی نمی دهد ... آن طراحی که آنچه را که در توانش هست برای مشتری مایه نمی گذارد ...

و تنها همین ها نیست ... باز هم بر این گمانم، بیش از این، از ما می پرسند چرا آنچه را باید انجام می دادی انجام ندادی ؟

به نسبت دیگران سلامت بیشتری داشتی ... از آن چه استفاده ای کردی ؟

به نسبت دیگران نان شب تو تامین بود ... چقدر محتاجان را تامین کردی ؟

به نسبت دیگران دانش بیشتری داشتی ... چقدر از آن را به دیگران آموختی ؟

به نسبت دیگران فهم بیشتری داشتی ... چقدر سایرین را آگاه کردی ؟

و ما می گوییم:

سلامت داشتم ... از زندگی لذت بردم.
نانم تامین بود ... تا توانستم خوردم.
دانش بیشتری داشتم ... فخر آن را می فروختم.
فهم بیشتری داشتم ... از آن برای تامین بیشتر خودم استفاده می کردم.

و اضافه می کنیم:
البته هر روز صدقه می دادم (یک سکه 50 تومانی، آن هم به نیت رفع بلا و گشایش در کارها و ...، نه صرفا به خاطر کمک به دیگران)
به سایرین کمک می کردم (وقتی خواسته می شد و اگر به خاطر تعارفات راه دیگری نبود! نه کمکی داوطلبانه و با مهربانی)

و در پایانش می گوییم:
مگر دیگران چه می کنند؟ دیگران که می خورند و می چاپند و می دزدند و ... من که کاری به کار دیگران ندارم و مزاحمتی برای کسی ایجاد نکرده ام !


راستی یک سوال

اگر این سناریویی باشد که زندگی بیشتر ما بر اساس آن می گذرد،
با علم به اینکه انسان از بهشت بر زمین آمده تا آزمونی دشوار را سپری کند
و به عنوان نماینده خدا بر روی مسئولیتی که بر عهده اش قرار دارد انجام دهد
و پس از طی آن مورد ارزیابی قرار بگیرد که چقدر انسانیت داشته
و با علم به اینکه خداوند بارها گفته اکثر مردم به راه باطل خواهند رفت

روز حساب چه خواهیم کرد ؟

آن راننده تاکسی که بیش از اندازه کرایه می گیرد ... آن فروشنده ای که جنس را به قیمت بالاتر حساب می کند ...
کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین
 
سریال های مخرب ماه رمضان
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠  

"سختی روزهای ماه رمضان و روزه گرفتن در هوای سخت یک طرف، رفتن روی اعصابمان به وسیله سریال های توهمی شبکه های یک و سه طرف دیگر!"

این جمله ای بود که در میانه های ماه رمضان نقل می کردیم، اگرچه فکر نمی کردیم انتهای این سریال ها بدین صورت فجیع باشد!


کلمات کلیدی: زندگی ،فرهنگ ،اخلاق ،دین
 
شگفتا از شما
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩  

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید. پذیرفت.
نماز جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم! هر کس از شما که مى ‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد ، برخیزد !
کسى برنخاست.

گفت : حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخیزد !
باز کسى برنخاست.
گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید ؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید !


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین
 
خانه امن الهی ...
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩  

در مدت کوتاهی که از سفر بازگشته ام، دوستان و آشنایانی که هنوز قسمتشان نشده به این سفر بروند، از حال و هوای آنجا می پرسند و من نیز ناچارم پاسخ دیگران را بدهم، چه اینکه پاسخی است کاملا به جا "تا خودتان نروید نمی توانید درک کنید" ... اگر چه سعی می کنم به حد بضاعتم از آنچه دیده ام و حس کرده ام بگویم. آن ها که رفته اند نیز به عنوان کسانی که این حس را درک کرده اند، حس مشترکند ... یا بهتر بگویم، همان درد مشترک ! درد اینکه دیگر در آنجا نیستیم ... درد اینکه چه زود گذشت.

درباره سفر نوشته ام و قصد دارم اگر مجالی بود آن را تکمیل کنم و به نوعی انتشار دهم، اما به همین یک کلام بسنده می کنم که این سفر دوازده روزه که شش روز اول در مدینه بود و شش روز بعدی در مکه ... شش روز اول برای آماده شدن بود و شش روز بعدی، انتهای داستان بود ... یا بهتر بگویم، ابتدای داستان.

مسجد الحرام، خانه امن الهی بود. جایی که احساس در خانه خدا بودن به همه دست می داد. احساس آرامش ... جایی که آرامش آنجا به سان خانه خود انسان و حتی بسیار بیشتر بود.

(ادامه دارد)


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،زندگی ،دین
 
سفر به ابتدا
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩  

اولین جایی که آدم و حوا پا به زمینکعبه گذاشتند و یکدیگر را شناختند،‌ عرفات بود و اولین خانه ای که ساخته شد، کعبه بود. پس بد نیست بگویم سفر به آنجا، سفر به ابتداست. جایی که زندگی بر روی زمین آغاز شد و مرکز آفرینش است و برای ما، به خصوص، مرکز توجه است.

 

برای دیدار خانه خدا از سوی او دعوت شده ام و امشب رهسپار سفرم.

 

مجال نبود تا از یک به یک دوستان و آشنایان خداحافظی کنم ... از همه درخواست می کنم که اگر کاستی و ناملایمتی بوده یا حقی داشته اند ببخشند.

 

با آرزوی اینکه این سفر هر چه زودتر قسمت هر کسی که می خواهد برود بشود.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین ،پیامبر
 
عذرخواهی از خداوند
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩  

خداوندا عذر می خواهم درباره مظلومی که در حضور من مورد ستم واقع شده و من او را یاری نکرده باشم.

(فرازی از صحیفه سجادیه به نقل از آیت الله جوادی آملی)

 


کلمات کلیدی: اخلاق ،دین
 
تصمیم با راننده است
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩  

یک - جمعه ساعت 5 بعد از ظهر - تقاطع انقلاب و ویلا

تا شروع کلاس دانشگاه دقایقی بیشتر نمانده و اثری از تاکسی هایی که همیشه در خط "ابتدای ویلا-انتهای ویلا" بودند نیست. طبیعی است چرا که امروز نه هیچ کدام از سازمان ها و شرکت های و آژانس های مستقر در خیابان ویلا فعال هستند و نه حتی خود دانشگاه کلاسی به آن صورت دارد.

اگر تا یکی دو دقیقه دیگر تاکسی پیدا نشود یک دربست می گیرم و می روم بالا ... بالاخره یک تاکسی که راننده آن جوانی است می پیچد و سوار می شوم و می رویم. موقع پیاده شدن 500 تومان می دهم ... می گوید پول خورد ندارم. خوب در این دوره زمانه 500 تومان برای خودش پول خرد است دیگر ! چه انتظاری از من دارد ؟ می گوید اشکالی ندارد، بفرما. من می خواهم بگویم اشکالی ندارد بفرما ! چه اینکه راضی بودم که 1000 تومان بدهم و با همان سرعت به مقصد برسم ... نهایتا 200 تومان پول خورد پیدا می کنم و به او می دهم و تشکر می کند و می رود.

دو - جمعه ساعت 11 شب - تقاطع انقلاب و شریعتی

آزادی ؟ تاکسی متوقف می شود. راننده اش حدودا چهل ساله است، از آن راننده های تیپ خاص و مرامی و این صحبت ها. پیش از من هم مسافرانی سوار شده اند. یکی از مسافرها (که نمی دانم از کجا سوار شده بود) میدان انقلاب پیاده می شود و کرایه اش می شود 500 تومان. به نزدیک ایستگاه دکتر قریب که می رسیم می گویم من کنار ایستگاه پیاده می شوم و 500 تومان می دهم. می گوید تو که گفتی آزادی ! اینجا که آزادی نیست ! می پرسم پس اینجا کجاست ؟! خیابان آزادیه دیگه ! ... می گوید نه گفتی آزادی ! کرایه آزادی رو باید بدی، می شه 1000 تومان ... پانصدی را می گیرم و یک هزاری می دهم و پیاده می شوم.

* * *

در زندگی مواقع بسیاری پیش می آید که در جایگاه اول قرار می گیریم و می توانیم از پول کمی گذشت کنیم و ببخشیم ... و مواردی بسته به جایگاه شغلی و اجتماعی مان پیش می آید که در موضع قدرت یا زور هستیم و می توانیم بیش از آنچه حقمان است مطالبه کنیم.

همان طور که در این دو مثال، تصمیم با راننده بود، در زندگی نیز تصمیم با ماست که کدام رویه را انتخاب کنیم.

به واقع مهم نیست که دیدگاهی در رابطه با وجود برکت در زندگی داشته باشیم یا نه، چرا که در هر حال در دنیا در جریان است و بر مبنای آنچه دیده و شنیده ام، آنان که در جایی از حق خود می گذرند، در جای دیگری به آن ها بازگشت داده خواهد شد و به حق خود می رسند و آن ها که حق دیگران را می خورند، برکت از زندگی شان می رود و بر آنچه از این راه به دست آورده اند و حتی چندین برابر آن، از دستشان خواهد رفت.


 
همه را بشنو، بهترین را برگزین !
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩  

یکی از مشکلات ریشه دوانیده در فرهنگ ما، بیگانه گریزی است. بیگانه، نه به معنای دشمن، بلکه به معنای کسی که نمی شناسیم یا در حوزه ارتباطات تعریف شده ما نمی باشد. یکی از دلایلش هم آن است که مبادا او چیزی بگوید که با آنچه تا کنون (درست یا غلط) شنیده ایم متفاوت باشد و برای ما ایجاد تناقض کند و یا باعث شود به این نتیجه برسیم که آنچه می دانستیم اشتباه بوده و آنچه جدید می شنویم درست است.

قرآن، کتاب آسمانی راهنمای ما، به صراحت در این باره سخن گفته است و خردمندان را کسانی می داند که خود را محصور اندیشه و منابع محدود نمی کنند، بلکه به سخنان مختلف گوش فرا می دهند و بهترین آن را انتخاب می نمایند.

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (سوره زمر، آیات 17 و 18)

درباره کشف حقیقت و علم، سخنان دیگری نیز به نقل از بزرگان ما گفته شده، نظیر

خُذِ الْحِکْمَةَ أَنَّى کَانَتْ فَإِنَّ الْحِکْمَةَ تَکُونُ فِى صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِى صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ
حکمت را هر کجا که باشد ، فراگیر ، گاهى حکمت در سینه منافق است بى تابى کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینة مؤمن آرام گیرد (نهج البلاغه، حکمت 79)

یا مشابه آن

الْحِکْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِکْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ
حکمت ،گمشدة مؤمن است ، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد (نهج البلاغه، حکمت 80)

یا به فرموده پیامبر علم را بجوئید حتی اگر در چین باشد (اُطلِبو العلم ولو بالصّین)

 

و از مجموع این سخنان می توان نتیجه گرفت، برای کسب دانش و آگاهی، لازم است تا همه سخنان را، از هر کس و هر نقطه جهان بشنویم و از آن بین بهترین را انتخاب کنیم ... اما افسوس که ما گاهی حتی به سخنان یکدیگر نیز حاضر نیستیم گوش فرا دهیم !


کلمات کلیدی: دین ،پیامبر ،فرهنگ ،منطق
 
راهنمایی یا تحمیل ؟
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩  

موقعیت های بسیاری در زندگی پیش می آید که رفتار فردی از نظر ما کاملا درست نیست. گاه این درست نبودن، منطبق نبودن با سلیقه ماست و گاه منطبق نبودن با عرف موجود جامعه یا قانون و شرع.

در چنین مواردی و بر اساس سرشتی که در ذات همه ما وجود دارد، سعی در راهنمایی فرد می کنیم. اگر او به ما بسیار نزدیک باشد بیشتر پافشاری می کنیم و به نسبتی که دورتر باشد و احساس کنیم تاثیر حرف ما کمتر است یا ارتباطی به ما ندارد، نقش کمرنگ تری ایفا می کنیم.

حال مساله اینجاست که نوع برخورد ما باید به چه صورت باشد ؟ آیا ما وظیفه داریم همچون یک تعلیم گر که وظیفه دارد راه درست را به آموزنده خود نشان دهد و او را مجبور به انجام رفتار صحیح کند، آنچه را می اندیشیم به طرف مقابلمان تحمیل کنیم یا باید تنها او را راهنمایی کرده و انتخاب نهایی را به عهده خودش بگذاریم ؟

آنچه از شیوه بزرگانمان به ما رسیده آن است که آن ها بیشتر راهنما بوده اند تا تحمیل کننده، چنانچه که حتی خداوند در قرآن به پیامبرش می گوید فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ / لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ (پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‏اى / بر آنان تسلطى ندارى) سوره غاشیه، آیات 21 و 22

حال سوال اینجاست که آیا ما حق داریم از پیامبر خدا نیز فراتر برویم و جز تکرار تذکرات (که آن هم باید بر اساس حق باشد نه آنچه خود حق می پنداریم) کار دیگری نیز انجام دهیم ؟

حتی در ادامه همین آیات، خداوند می فرماید إِلَّا مَن تَوَلَّى وَکَفَرَ/ فَیُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَکْبَرَ / إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ / ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ  (مگر کسى که روى بگرداند و کفر ورزد / که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند / در حقیقت بازگشت آنان به سوى ماست / آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست) آیات 23 تا 26

امام حسین (ع) نیز در متن وصیت نامه خود، داوری میان خود و بنی امیه را اینگونه بیان می دارند : پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد ( و از من پیروی کند ) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند ( و از من پیروی نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی‌امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.

به واقع، اگر قرار بر اصلاح بشریت بود که قدرت خدای متعال فراتر از قدرت همه موجودات بود و او خود قادر به این کار بود، اما اصل بر راهنمایی است و عرضه به انسان ها، و این خود انسان ها هستند که باید تصمیم گیری کنند و راه را طی نمایند. در این میان نیز اگر کسی مسیر دیگری را انتخاب کرد، به سوی ناحق رفت (آنچنان که در زمان امام حسین رخ داد) و یا حتی به سمت کفر رفت (آنچنان که خدای متعال فرمود) داوری آن در روز قیامت و با حضرت حق است، نه با ما !

البته، برای حفظ جامعه لازم است تا با آنان که حق دیگران را پایمال می کنند، قتل، دزدی، تجاوز و ... می کنند بر طبق موازین حق و اجازه ای که خداوند داده برخورد شود تا دیگران در جامعه بتوانند با آسودگی زندگی کنند، اما چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، اگر بخواهیم گام از این فراتر بنهیم، شاید فرا رفتن از حدود الهی باشد.

و الله اعلم


کلمات کلیدی: قضاوت ،دین ،امام حسین ،اخلاق
 
آنگاه که به خدا واگذار می کنیم
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۸  

همیشه شنیده ایم که می گویند اگر اتفاقی که خواست تو بود رخ نداد، حتما تقدیر این بوده و با آن مبارزه نکن. اما به گمانم لازم است تا تبصره ای بر این جمله افزوده شود، اگرچه شاید درون خود نیز این معنا را داشته باشد.

آنجا که انسان نیتی درست دارد، می داند کاری که در پیش گرفته کاری است صحیح، و آنجا که انسان تمام تلاش خود را به کار می بندد برای تحقق آنچه می خواهد بدان برسد، اینجاست که باید بگوییم اگر با وجود تمام این تلاش ها و کوشش ها باز آنچه می خواست محقق نشد، حتما حکمتی بوده و تقدیرش این است.

اینجاست که به خدا واگذار می کنیم و از او می خواهیم هر چه بهتر است نصیب ما کند ... اگرچه، در همین جا هم، کوشش بی معنی نیست ... چه اینکه گفته اند دعا می تواند تقدیر را نیز تغییر دهد.


کلمات کلیدی: زندگی ،دین
 
حق روزی نمایان می شود
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸  

آنگاه که انسان می بیند حقی ناحق می شود، وظیفه دارد، به عنوان یک انسان، یک انسان آگاه، یک انسان مسئول، واکنشی نشان دهد.

اما گاه، احقاق حق امکان پذیر نیست. گاه هزینه آن زیاد است. گاه از توان انسان خارج است.

هر چه هست،
بی گمان،
حق،
روزی دیر یا زود،
نمایان خواهد شد.


کلمات کلیدی: زندگی ،دین
 
خدانگهدار ای بنده برگزیده خدا
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸  

پدرش پیش از به دنیا آمدن او از دنیا چشم می بندد. یتیم به دنیا می آید.(آیا تو را یتیم نیافت و آنگاه پناهت داد ؟)

او را به صحرا می برند و آنجا بزرگ می شود. به دور از مهر مادر ... مادر نیز در سال های اول کودکی او چشم از دنیا می بندد. و پس از آن پدربزرگ نیز می رود.

و او ، با سختی بسیار بزرگ می شود ... و آنگاه که شروع به تبلیغ اسلام می کند، آنگاه که می خواهد در جامعه ناحق آن زمان، حق را بیان دارد، با چه سختی ها، آزارها و اذیت ها که روبرو نمی شود.

سمیه را اربابش به جرم به اسلام روی آوردن با نیزه ای شهید می کند و اولین زن شهید اسلام می شود، و بر سینه بلال حبشی سنگ سنگینی می گذارند ... و همه این ها، تیرهایی است بر قلب پیامبر خدا. او را سه سال در بدترین شرایط به محاصره در می آورند و در همان سال ها، عمو و همسرش، دو حامی بزرگش را از دست می دهد.

و چه سختی ها و چه دشواری ها، تا بتواند رسالت خود را انجام دهد و اسلام را به همگان معرفی کند.

محمد یعنی قابل ستایش، و از این روست که هر گاه نام او را می شنویم بر او و خاندانش درود می فرستیم.

... و در چنین شبی، پس از رنج بیماری، چشم از دنیا فرو می بندد. اگرچه بیمناک است از آینده امت خود ، که فرمود : ...به زودی امت من به هفتاد و دو دسته متفرق خواهند شد که همه آنان در آتشند به جز یک فرقه.


کلمات کلیدی: پیامبر ،دین
 
سیمای محمد (ص)
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸  

... در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و توصیف‌ناپذیر می‌نماید که گویی هرگز او را ندیده‌ایم و هرگز چنین تصویری را از مردی در جهان نمی‌شناخته‌ایم. برای شناخت دقیق و تصویر کلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضروری است و این روش ساده‌ترین، ممکن‌ترین و در عین حال علمی‌ترین و مطمئن‌ترین روش شناخت یک مذهب است.

محمد ترکیبی از موسی و عیسی است، گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم که از شمشیرش خون می‌چکد و پیشاپیش یارانش که برای کشتن یا کشته شدن بی‌قراری می‌کنند، می‌تازد و گاه وی را می‌بینیم که وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانه‌اش خاکستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌کشد و یک روز که از کنار خانه وی می‌گذرد و از خاکستر مرد خبری نمی‌شود، می‌پرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود که بیمار شده است به عیادتش می‌رود.

در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که ۲۰‌سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و… می‌پرسد؛ «ای قریش فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید.»


کلمات کلیدی: پیامبر ،دکتر شریعتی ،دین
 
آرامش تنها از اوست
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸  

آدمی در جریان زندگی پر فراز و نشیب خود همواره دچار لحظاتی می شود که آرامشش را از دست می دهد، در بیشتر مواقع به خاطر مصائب زندگی و گاهی از فرط هیجان و خوشحالی.

در این لحظات، انسان به آرامش نمی رسد جز با یاد و دل سپردن به یگانه هستی بخش آفرینش.

اوست که می تواند آرامش دهد، اوست که می تواند انسان ها را با عقاید و آرا مختلف گرد هم آورد، اوست که همه چیز در دست او و به خواست اوست.

از او می خواهم که آرامش را بر ما ارزانی دارد.


کلمات کلیدی: زندگی ،دین
 
نتیجه ناشکری
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸  

حتما شما هم افرادی را دیده اید که هر چه به آن ها می دهند، باز هم حریص اند و این حرص آن ها تمامی ندارد !

البته می گویند انسان موجودی است سیری ناپذیر و همین خصیصه اوست که باعث شده از عصر غارنشینی تا به این مرحله پیشرفت کند، چرا که همواره در پی بهتر و برترشدن بوده است، اما حریص بودن با کمال طلبی دو مقوله جداگانه است.

اصولا آن ها که حریص هستند چون همواره احساس کمبود می کنند و به دنبال چیز بیشتری هستند، هیچگاه از همان چیزی هم که در اختیار دارند یا در اختیارشان قرار می دهند راضی نیستند و در نتیجه خود را ملزم نمی بینند که شکرگزاری بابت آنچه دارند یا تشکر بابت آنچه به آن ها داده می شود به عمل آورند.

نتیجه مشخص است ! وقتی شما کاری برای کسی انجام می دهید و می بینید او نه تنها از شما تشکر نمی کند بلکه در اصطلاح دو قورت و نیمش هم باقی است، به صورت خود به خودی دفعه دیگر این کار را انجام نخواهید داد.

خداوند همیشه به نسبت بندگانش بسیار مهربانتر و بخشنده تر است، اما نعمت های خدا هم در صورتی که شکرگزاری بنده را به دنبال نداشته باشد، ممکن است قطع شوند، چه اینکه گفته اند :

شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند

به راستی چقدر نسبت به آنچه داریم شکرگزاریم و نسبت به آنچه دیگران به ما می دهند قدردانی می کنیم ؟

دوستی داشتیم که هر موقع غذایی برای او طبخ می شد نه تنها تشکری نمی کرد که  برای اثبات صاحب نظری خود به آن ایراد هم می گرفت .... شنیدیم دیگر کسی برایش غذا فراهم نکرد !!


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،احترام ،دین
 
تنها تاسف می خورم !
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  

آن ها که دزدی می کنند،
آن ها که آدم می کشند،
آن ها که حق را ناحق می کنند،‌
آن ها که برای منافع خود از هیچ دروغی واهمه ندارند،

آیا به این فکر کرده اند که این دنیا برای آنان نیز به پایان می رسد، همچنان که برای دیگران به پایان رسید ؟

آن ها نمی خواهند به خود بیایند و بنگرند که این چند صباح عمر ارزش این رذالت ها و کامجویی ها را ندارد ؟

نه. هرگز به این خاطر حرص نمی خورم! آشفته نمی شوم! چه اینکه بارها در کتاب الهی دیده ام که خود آفریدگار می گوید بسیاری از مردم به راه راست نخواهند آمد ... به عنوان یک وظیفه انسانی در حد توان و بضاعتم به آن ها می گویم  و نه بیشتر (که کور و کر و احمقند و هرگز نمی فهمند!) و تنها می توانم برایشان تاسف بخورم.


کلمات کلیدی: اخلاق ،زندگی ،دین
 
به اخلاق و انسانیت باز گردیم
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  

درهر جامعه ای کم و کاستی هایی وجود دارد. در جوامع غربی رونق اقتصادی بیشتر است و در جوامع غربی، جای رونق اقتصادی را روابط اجتماعی پر می کند. یک کشور از منابع بسیار زیاد زیر زمینی برخوردار است و کشوری دیگر، از دانش و نخبگان.

و به همین صورت، هر کشور و هر جامعه ای چیزهایی دارد و چیزهایی ندارد. اما در جامعه ای که اخلاق نباشد، انسانیت نباشد، زندگی به سختی می گذرد.

بعضی بر این گمانند که انسان هایی که ما از آن ها به عنوان امام نام می بریم و امام به معنای پیشوا است، یعنی کسی که قرار است الگو و جلودار ما باشد، تنها انسان هایی ستودنی و غیرقابل دسترس هستند، و به همین صورت آن ها را به تاریخ می سپارند. در صورتی که این افراد می بایست به عنوان الگوی ما در زندگی جاری مان قرار بگیرند.

بزرگان، همانگونه که در زندگانی شان درس های زیادی برای ما بر جای گذاشته اند، از مرگشان هم درس هایی به ما داده اند.

امیرالمونین نه به مرگ طبیعی مرد و نه به ضربتی ناگهانی در دم به شهادت رسید ... و این فاصله، برای آن بود تا درس هایی از او بگیریم. یکی از این درس ها را می توان در این شعر شهریار دید که :

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

هر چند به نظرم، این شعر نیز در راستای آنچه گفتم، او را نه به الگویی برای زندگی ما، که به اسطوره ای در تاریخ تبدیل می کند، چه اینکه می گوید به جز او کسی چنین چیزی به پسر خود درباره قاتلش نمی گوید.

اگرچه این کار، بسیار انسان منشانه و بزرگوارانه است، اما به یاد داشته باشیم الگوی صحیح اخلاقی و انسانی این است و جز این نیست ! گمان نبریم که کار یا کارهایی که او و سایر پیشوایان ما انجام دادند تنها مربوط به آن ها و عصر خودشان بوده است، بلکه آن ها می خواستند درس هایی جاودان به ما بدهند.

کمی به آن ها که داعیه پیروی شان را داریم نگاهی بیاندازیم. آن ها که حتی با قاتل خود به مدارا رفتار می کردند.

کمی به اخلاق و انسانیت باز گردیم.


کلمات کلیدی: اخلاق ،دین
 
تو از ما خواهی بود
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸  

به تو خیانت می کنند، تو مکن!

تو را تکذیب می کنند، آرام باش!

تو را می ستایند، فریب مخور!

تو را نکوهش می کنند، شِکوِه مکن!

مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو!

همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش!

آنگاه، تو از ما خواهی بود!

 

امام محمدباقر علیه السلام

 


کلمات کلیدی: دین ،اخلاق
 
عاشورا
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸  

مقطع اول : صف آرایی و بی نتیجه بودن پند امام به آن ها

هنگامی که صف آرایی دو لشکر رو به روی هم انجام شد، امام حسین (ع) از نسب و نژاد خود گفت و پرسید چگونه است که به پسر دختر پیغمبر حمله می کنید ؟ مگر نمی دانید عموی من که بود و پدر بزرگم ... مگر نشنیده اید که پیامبر در وصف من و برادرم گفت این دو سرور جوانان بهشت هستند ... هستند کسانی در میان شما که خود این سخنان را از پیغمبر شنیده باشند. مگر شما نبودید که برای من نامه نوشتید و گفتید لشکری آماده خدمت به توست ؟
اقیس بن اشعث پاسخ داد: ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم عبیدا... تن در ده زیرا که او چیزی جز آن چه دوست داری درباره تو انجام نخواهد داد ... امام حسین(ع) فرمود: لا و ا... لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرارالعبید: نه به خدا نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد.

جز حر، که نامش به عنوان آزاده ای در تاریخ ماند و همان هنگام به سمت امام آمد و توبه کرد، این سخنان بر هیچ یک از کوردلان اثر نکرد.

مقطع دوم : جنگ تن به تن

جنگ در آغاز تن به تن بود و یک به یک انجام می شد. مبارزه تک به تک به ضرر لشکر یزید بود و انگیزه و شجاعت بالای اصحاب امام(ع) ، جنگجویان دشمن را به خاک هلاکت می افکند.به همین خاطر عمروبن حجاج فرمانده جناح راست لشکر یزید خطاب به لشکریان خود فریاد زد: ای احمق ها آیا می دانید با چه کسانی می جنگید؟ شما با سواران و دلاوران کوفه می جنگید! با دلیرانی که دست از دنیا شسته و تشنه مرگ هستند کسی تنها و جداجدا به جنگ آنان نرود و همگی هجوم کنید. عمر سعد این نظر را پسندید و دستور داد کسی تن به تن نجنگد.

تاریخ گواه می دهد که علیرغم نابرابر بودن تعداد لشکریان دو طرف، آن ها حتی جنگ جوانمردانه ای نداشتند.

مقطع سوم : هجوم گروهی

در پی دستور عمر سعد، آن ها گروهی به سوی یاران امام حمله کردند، اما در این حملات نیز ناکام ماندند و سرانجام با توسل به تیراندازان، اسب های لشکر امام را از پای درآوردند و نبرد از سوی یاران امام به صورت پیاده ادامه پیدا کرد تا آنکه همه یاران امام جز خاندان او به شهادت رسیدند. عاشورا

مقطع چهارم : خاندان امام

اولین نفر از خاندان امام که به میدان رفت علی اکبر بود. بعد از ضربه خوردن او توسط یکی از لشکریان یزید و تاختن سایر لشکریان بر وی با شمشیرها، امام بر بالا سر او آمد و گفت : خدا بکشد مردمی که تو را کشتند ای پسرم! چه بسیار این مردم بر خدا و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص)بی باک شده اند ...
پس از آن خاندان امام را یکی یکی به شهادت رساندند و امام گفت : بار خدایا اگر این مردم را تا زمانی بهره زندگی داده ای، پس ایشان را به سختی پراکنده ساز و گروه هایی پراکنده دل ساز و هیچ فرمانروایی را هرگز از ایشان خوشنود منما، زیرا که اینان ما را خواندند که یاری مان کنند سپس به دشمنی ما برخاسته ما را کشتند.

پس از به شهادت رساندن امام حسین، لشکریان یزید به خیمه ها تافتند و آن ها را غارت کردند.

* * *

عاشورا و حماسه کربلا، یک شوک بزرگ برای روزگار خود بود که اسلام را  که توسط عده ای که داعیه آن را داشتند و در خطر انداخته بودند نجات دهد. اما افزون بر آن، آینه ای است برای تاریخ و آیندگان. برای تمام آنانی که زیر بار ظلم و ستم قرار دارند تا بدانند ظلم پا بر جا نخواهد ماند، اگرچه لشکریان زیاد و زور در دستان آن ها باشد. چرا که:

حق، همیشه پیروز است.

و عاشورا، گواهی است بر این پیروزی.

و لعنت الله علی القوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: امام حسین ،دین
 
نگاهی به فیلم کتاب قانون
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸  

فیلم سینمایی کتاب قانون ساخته مازیار میری که پس از توقیف دو ساله به علت مخالفت جعفری جلوه (معاونت وقت سینمایی وزارت ارشاد) و صفار هرندی (وزیر وقت ارشاد) مجوز اکران را دریافت کرد (منبع). اما نکته جالب آنکه وزیر فعلی نیز معتقد است فیلم نباید مجوز اکران خارجی را دریافت کند ! (منبع) فیلم سینمایی کتاب قانون

بنا به گفته کارگردان ابتدا قرار بر آن بوده تا فیلم در روسیه (مسکو) اتفاق بیفتد اما به لبنان تغییر  مسیر پیدا کرد. نقش اصلی بازی در فیلم به عهده پرویز پرستویی (در نقش رحمان توانا) و دارین حمسه بازیگر لبنانی فرانسوی فیلم (در نقش ژان خمسه) می باشد. نکته جالب در این فیلم آن است که با اینکه به جز پرستویی (و ویشکا آسایش در یک قسمت فیلم به عنوان پزشک زنان) هیچ بازیگر شناخته شده دیگری در فیلم حضور ندارد، اما پرستویی به خوبی بار بازیگری فیلم را بر دوش گرفته است.

موضوع فیلم برخورد یک تازه مسلمان شده با افرادی است که ادعای مسلمانی دارند و همچنان که پیش می رویم می بینیم که او به "کتاب قانون" ما آشنایی بیشتری دارد تا افرادی که ادعایش را دارند، اگرچه در بعضی سکانس ها شاهد آن هستیم که افراد نه تنها به کتاب قانون آشنایی دارند بلکه احادیث و روایات دیگری هم درباره آنچه وی نقل می کند می دانند، اما بدان عمل نمی کنند و آنکس که عمل می کند و دیگران را به عمل می خواند مورد اتهام قرار می گیرد (به قول دکتر شریعتی بیماری شده است که از فرط عمومیت، هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید!)

در واقع یکی از اهداف اصلی این فیلم نقد بعضی رفتار و فرهنگی و آدابی است که به صورت نادرست در جامعه رایج شده است.

نکته جالب نقدی است که فرزند وزیر ارشاد پیشین با عنوان "درباره کتاب قانون" نوشته. وی در ابتدای نقد منصفانه! خود با عنوان این مطلب که "این فیلم حتی ارزش توقیف شدن را هم نداشت" سعی داشته تا انتقادهایی را که این فیلم به بدنه سنتی جامعه و بعضی رفتارهای ناپسند (از رفتار همکار توانا در اداره گرفته تا برخورد زنان خانه با عروسشان) رد کند و همه را اغراق آمیز و غیرواقعی جلوه دهد و از این رو فیلم را نوعی سیاه نمایی جامعه ایرانی بداند، در حالی که شما با دیدن این فیلم و نگاهی به اطراف خود به سادگی می توانید ببینید که آنچه فیلم نمایش داده بخشی از حقیقت جامعه است.

اکثر افرادی که نقد این فیلم را نوشته اند آن را نوعی سیاه نمایی دانسته اند و به سخره گرفتن اعتقادات مذهبی، در صورتی که به اعتقاد من فیلم آینه ای بود برای نشان دادن رفتار و فرهنگ ما، و همچنین یاد آوری این نکته مهم که بسیاری از ما یا از کتاب قانون خود غافل شده ایم یا می دانیم و به کار نمی گیریم.

آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن کاینه شکستن خطاست !

در همین رابطه :

کتاب قانون و اصلاح رفتاری (علی مطهری)
کتاب قانون از نگاهی دیگر
قانون جدید خنده (نگاهی گذرا بر کتاب قانون)
کتاب قانون (بر ساحل سلامت)
کتاب قانون سری به فطرت ما می زند


آنونس فیلم :

> نسخه معمولی
> نسخه موبایلی


کلمات کلیدی: نقد فیلم ،دین ،فرهنگ ،اخلاق
 
علی تنهاست
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  

"...از این دردناکتر ٬ اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!در میان امتش که همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاریخش را به علی سپرده است ٬ تنهاست.او را همچون یک قهرمان بزرگ ٬ یک معبود و یک الهه میپرستند ٬ اما نمی شناسندش و نمیدانند که کیست؟ دردش‏ چیست؟حرفش چیست؟رنجش چیست و سکوتش چراست؟

 این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است.

(علی تنهاست - دکتر شریعتی)

...

فردا روزی است که در تقویم عید نامیده شده. فردا تعطیل است. فردا تلویزیون مثل سایر مناسبت هایی که عید نامیده می شوند و تعطیل هستند، چند فیلم سینمایی پخش می کند و یک سری نمایش تهوع آور که خدا را شکر سال هاست هرگز ندیده ام ! ... امشب نیز کوچه خیابان ها چراغانی شده اند،‌ شیرینی پخش می کنند و اس ام اس تبریک عید برای هم می فرستند ... اما کسی که محور همه این هاست، در این میان گم شده است!

در بهترین حالت، علی، این بزرگ تاریخ ما، تنها مورد ستایش قرار می گیرد و آنان که می خواهند شانه از بار مسئولیت خالی کنند می گویند او یک اسطوره بود و تا حد یک افسانه به پائین می کشند او را،‌ که رنج علی وار بودن را تحمل نکنند.

هنوز هم علی تنهاست ... هنوز هم او را نمی شناسیم ... و بدتر آنکه،‌ هنوز هم به نام او و به کام خود هر چه می خواهند می کنند.

لعنت الله علی قوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: دین ،دکتر شریعتی
 
صبر و حق
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸  

در زندگی فراز و نشیب های بسیاری وجود دارد که به نظرم صبر و توکل به خدا بزرگترین حلال آن هاست.

این روزها بسیاری را می بینم که می نالند و شکوه دارند و می پرسند چه کنیم ؟

بنا به امر الهی، باید همدیگر را به صبر و خدا توصیه کنم.

(سوره والعصر)

به عصر سوگند

که انسان ها همه در زیانند، مگر آن ها که ایمان آورده و اعمال شایسته انجام دادند، و یکدیگر را به حق و به شکیبایی و استقامت توصیه نمودند.


کلمات کلیدی: زندگی ،دین
 
راه اشتباه
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸  

امروز چهارشنبه بود اما تعطیل. روزهای تعطیل را همه به خوبی می دانند چه روزی است. در تقویم به رنگ قرمز مشخص است. اما خیلی وقت ها خیلی ها نمی دانند چرا این روز تعطیل است. عید است یا ولادت یا شهادت ؟‌ برای آن ها تعطیل بودن مهم است  نه مناسبت آن!‌

بعضی برنامه سفر می ریزند و بعضی به میهمانی می روند و بعضی استراحت و خلاصه هر کسی به نوعی از این تعطیلی استفاده می برد. البته صدا و سیما هم به نوع خودش، برنامه مناسبتی می گذارد. برنامه هایی که اصولا هیچ وقت ارزش دیدن ندارند !

برای هر روز که سیستم اداری و بازار تعطیل می شود،‌ خسارتی اقتصادی و زمانی به مملکت وارد می آید. با ارج گذاشتن به مناسبت ها و اعیاد و شهادت ها و ولادت ها مخالفتی نیست،‌ اما آیا حداقل حال که چنین هزینه ای را از نظر اقتصادی بر کشور تحمیل می کنیم، حداقل مردم را نسبت به روزی که تعطیل کرده ایم آگاه می سازیم ؟

ما که عادت نداریم همین طور و به صورت روزمره یادی از بزرگان دین کنیم و به آن ها بپردازیم،‌ در این روزها که به مناسب آن ها تعطیل هم شده،‌ چه کار ویژه ای انجام می شود تا مردم بیشتر بشناسند ؟‌ بیشتر آشنا شوند ؟‌ بیشتر به فکر فرو روند ؟‌ ... چهار برنامه بی محتوای تلویزیون و گوشه کنار مراسمی و دیگر هیچ !

واقعا اگر هدف از تعطیل کردن یک روز، ارزش گذاشتن برای یک شخصیت یا مناسبت است،‌ پس باید در آن راستا هم کاری انجام دهیم. تعطیلی که خود به خود ایجاد ارزش نمی کند !‌ اگر هم نمی توانیم کاری در این راستا انجام دهیم،‌ پس چه هدفی از تعطیلی داریم ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت ،دین
 
سکوت
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸  

وقتی که اتفاقی می افتد که تو را عصبانی می کند، بعد از یک ماه مهمانی پایانش به جای آنکه با شادی و خوشحالی همراه باشد با تردید و ناراحتی همراه است و وقتی که نمی توانی چیزی در این باره بگویی، به ناچار، سکوت می کنی !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین
 
خداحافظ میهمان من، به امید دیدار
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸۸  

نمی دانم این یک ماه ما مهمان خدا بودیم یا رمضان مهمان ما بود! هر چه بود خوش گذشت، هر چند هرگاه به مهمانی هم می رویم یا مهمانداری می کنیم سختی های خاص خود را دارد ! این ضیافت هم سختی های منحصر به فرد خود را داشت.

اما اکنون که می رود، همچون مهمان عزیزی که یک ماه در پیشمان بوده و به او عادت کرده ایم، از رفتنش دلتنگ می شویم. البته همچون مهمانی که یادگاری از خود می گذارد، ما نیز باید یادگاری از این ماه داشته باشیم : تغییر ! (برداشت سیاسی ممنوع!)

خدای را سپاس که این یک ماه توفیقی بود که استفاده کنیم.  هر چند شاید توانمان کم بود یا توفیقمان، اما اگر عمری باشد، سال دیگر نیز مهمان خدا و میزبان رمضان خواهیم بود، اگر نه، امیدوارم در دیگر روزها و ماه های سال نیز این حس نزدیکی به خدا را داشته باشیم.

خدایا ! در حق مردمانی که یک ماه در حد وسع و توان خود مهمان تو بوده اند، لطف خود را بیشتر کن و آن ها را دریاب.

عید فطر مبارک !


کلمات کلیدی: دین
 
حکمت خداوند
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸  

آنگاه که انسان در مسیر درست و آنچه خواست خداوند است گام بر می دارد،‌ اگر نهایت تلاش خود را انجام دهد و نتیجه چیز دیگری شود، این نه از بد حادثه است و نه ناکامی، بلکه حکمت خداوند است.

هر چند نباید هیچ گاه از یاد برد که "در مسیر درست" و "با نهایت تلاش" دو پیش شرط اصلی هر کاری است.

* * *

سعی می کنیم اگر بشود و باز هم دچار بحران نشویم به کارمان ادامه دهیم !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین
 
قدر ندانستیم و برفت
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸  

امشب آخرین شب از شب های سه گانه قدر است.

شب قدر برای بعضی مهم است و برای بعضی دیگر اهمیتی ندارد.
از میان آن ها که برایشان مهم است، بعضی کاری می کنند و دیگران نه.
از بین آن ها که کاری می کنند، بعضی نهایت استفاده را می برند و دیگران نه.

و مثل همیشه، اگر جمعیت این افراد را بخواهیم ترسیم کنیم، بر روی هرمی قرار می گیرند که قسمت عمده آن را افراد بی خیال تشکیل می دهند و قسمت کمی را افرادی که نهایت استفاده را می برند ... مثل همه چیز در دنیا !

امیدوارم ما در این هرم بتوانیم جایگاه بالاتری داشته باشیم.

* * *

دیشب فیلم مستند "روزهای سبز" از حنا مخملباف پخش شد. یک فیلم کاملا غیر حرفه ای، بدون محوریت منسجم، و کاملا انحرافی ! در یک کلام می توانم بگویم این فیلم مزخرفی بیش نبود و کارگردان آن بیشتر متناسب با سن خود فیلمی ساخته بود و همچون پدرش در اندیشه این است که از این آب گل آلود ماهی بگیرد، وگرنه نه تنها به فکر افرادی نبود که در انتخابات نقش داشتند، بلکه با تمام تلاش به تخریب چهره سبزها پرداخت !

* * *

یادم می آید خاتمی هنگامی که می خواست از شرکت در انتخابات انصراف بدهد، دلیل آن را مسائلی می دانست که از اختیار او خارج است و ... . بعد از انتخابات، دیگر فعالیتی در آن راستا نداشتم و تنها خبر خوانی می کردم و گاهی پستی در این رابطه می نوشتم، اما به نظرم از این بعد آن کار را هم نکنم آرامش بیشتری خواهم داشت ! به همان فعالیت های علمی و پژوهشی و در زمینه فناوری اطلاعات می پردازم، به گمانم بازدهی بیشتری خواهد داشت.


 
شب دوم
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸  

امشب دومین شب از سه شبی است که گفته اند شب قدر در یکی از آن ها واقع شده است. امشب همچنین شب شهادت حضرت علی (ع) است. اگرچه متاسفانه برداشت ما از شهادت ایشان همچون بسیاری مسائل برداشتی متفاوت با آنچه باید باشد است. به قول دکتر شریعتی :

 

"درد علی دو گونه است:
یک درد دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر
دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است...
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند.
اما این درد علی نیست ...!!!
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند...
و ما... درد علی را"


البته نظر و شیوه هر کسی محترم است، بعضی ترجیح می دهند در این شب بزرگ به عزاداری بپردازند و بعضی سعی می کنند قدر این شب قدر را بدانند. مهم این است هر کسی به آن طریقی که می داند پیش برود و این شب ها را پاس بدارد.

 


کلمات کلیدی: دین ،دکتر شریعتی
 
یک شب بزرگ
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸  

قرآن، بزرگترین معجزه الهی در چنین شبی نازل شد، آنگونه که در سوره قدر آمده :

ما آن ( قرآن) را در شب قدر نازل کردیم! (1)

و تو چه مى‏دانى شب قدر چیست؟! (2)
شب قدر بهتر از هزار ماه است! (3)

فرشتگان و «روح‏» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى‏شوند. (4)
شبى است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده! (5)

اما تا چه اندازه به این شب بها می دهیم و آن را پاس می داریم ؟ ... البته به قول شاعر "هر کسی از ظن خود شد یار من" و اما به قول شاعری دیگر :
تو را قدر اگر کس نداند چه غم ....... شب قدر را می ندانند هم

* * *
به نظرم مهم نیست کدام یک از این سه شب همان شب اصلی است. همان بهتر که شک و شبهه وجود دارد و سه شب مطرح شده، که سه بار شب زنده داری شود. سه بار شبی باشد برای خدا. مهم این است که در این شب ها، انسان به عمق معنایی برسد، تکانی بخورد، به خود بیاید و به قول رهی معیری :

از ره غفلت به گدایی رسی ....... ور به خود آیی به خدایی رسی


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین ،پیامبر
 
بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸  

اى آن که اخبار شکوه‏کنندگان بر تو مخفى نیست،
اى آن که سرگذشت ستمدیدگان نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد،
اى آن که دوران رسیدن یارى تو به ستمدیدگان نزدیک است،
اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است،
 
اى خداى من،
تو مى‏دانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نموده‏اى،
و پرده حرمتم را که بر او ممنوع ساخته بودى دریده،
او از باب طغیان در نعمتت، و بى‏اعتنایى به عقابت بر من تاخته،
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست،
و ستم‏کننده بر من و دشمنم را با قوّت خود از ستم بر من بازدار،
و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن،
و او را به خودش مشغول دار،
و در برابر آن که با او به دشمنى برمى‏خیزد ناتوان ساز.
 
بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم،
دعایم را به اجابت برسان،
و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز.
 
بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن،
و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى،
تا بر ستم بر من اصرار ورزد،
و بر حقّم مستولى شود،
و به‏همین زودى اورا به‏آنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نموده‏اى آشنا کن
و مرا به اجابتی که به بیچارگان وعده داده ای آگاهی ده
 

*‌ * *

و فقط دو خط اضافه می کنم :

خدایا !
در این ماهی که بیش از همیشه به یاد تو هستیم، تو نیز به یاد ما باش.
ما را از این نکبت و دروغ و پستی و پلیدی و زشتی و  از این انسان های بی خدا و بی دین رهایی بخش و آنکه را ظلم می کند و می کشد و خون بر گردان دیگران می اندازد و دیگران را به زور وادار به آنچه نمی خواهند بگویند می کند، به سزای اعمالش برسان.


کلمات کلیدی: انتخابات ،اخلاق ،دین
 
حرمت جامعه
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸  

ماه رمضان سرانجام آغاز شد. هر چند ما بدون توجه به اینکه اخبار چه می گوید و تلویزیون تا ساعت ١٢ شب امروز را هنوز به عنوان شروع ماه رمضان اعلام نکرده بود، روزه را آغاز کردیم، بالاخره اگر بود که کار خوبی کردیم و اگر نبود هم کار بدی نکردیم و یک روز بیشتر گرفتیم.

ماه رمضان صرف روزه گرفتن نیست و فضای خاصی دارد، چه برای آن ها که می توانند روزه بگیرند و چه آن ها که نمی توانند و چه آن ها که نمی خواهند.

اما همواره این سوال در ذهن من مطرح بوده که آزادی چه کسی نباید مانع آن یکی شود ؟ آیا می شود گفت به صرف اینکه در یک محیط یک یا چند نفر روزه دار هستند،‌ دیگران برای آنکه آزادی این افراد سلب نشود نباید چیزی بخورند و ... و یا اینکه برای حفظ آزادی آن افرادی که نمی خواهند یا نمی توانند روزه بگیرند، نباید آن ها را محدود کرد ؟

و به اینجا می رسیم که موضوعی وجود دارد با نام حرمت اجتماعی و احترام به ارزش های یک اجتماع. همان طور که هنگامی که قرآن خوانده می شود چه او که اعتقاد دارد و چه او که ندارد، سکوت می کنند. هنگامی که سرود ملی پخش می شود،‌ همه به احترام می ایستند و در ماه های سوگواری، چه آن ها که اعتقاد دارند و چه آن ها که ندارند، تا حد امکان از برگزاری مراسم جشن و شادمانی خودداری می کنند.

ماه رمضان نیز حرمتی در جامعه دارد. هر چند به شدت معتقدم نباید به خاطر حفظ این حریم برخوردهای زشت و به دور از انسانیت با افرادی انجام داد که به هر دلیل نمی توانند روزه بگیرند، اما خوردن و آشامیدن و سیگار کشیدن در انظار عمومی با اطمینان از اینکه در آن موقعیت کسی نیست که برخوردی انجام دهد، به نظر بی احترامی به حرمت جامعه می باشد.


 
همه از خداییم، به سوی خدا برویم
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸  

فردا ماه رمضان شروع می شود، هر چند این بار کاملا در فصل تابستان واقع شده است و البته سال های دیگر در عمق تابستان واقع می شود و این مساله شاید یکی از مهمترین تفاوت های آن با سال های دیگر باشد.

اما تفاوت های دیگری هم می خواهند به آن بدهند. از جمله ااستاد محمدرضا شجریانینکه صدا و سیما قصد دارد تا بر خلاف سال های گذشته که مردم در لحظات افطار با صدای استاد محمدرضا شجریان و دعای ربنا و مثنوی افشاری آرامش می گرفتند، این آرامش را نیز از مردم بگیرد.

استاد شجریان این اثر را که در دستگاه رست یا راست آغاز شده و به دستگاه عجم خاتمه می یابد، تیرماه سال 58 ضبط کرده و تا به امروز یکی از ماندگارترین دعاهای خوانده شده است.

ربّنا لا تُزِغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و هَب لنا مِن لَدُنک رحمةً انّک أنت الوهّاب/ آل‌عمران، ۸

پروردگارا! پس از آنکه ما را هدایت کردى، دل‌هایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى.

ربّنا آمنّا فاغْفِر لنا و أرحمْنا و أنت خَیر الرّاحمین/ مؤمنون، ۱۰۹

پروردگارا! به تو ایمان آوردیم؛ از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.

ربّنا آتِنا مِن لَدُنک رحمة و هَیِّی لنا مِن أمرنا رَشََداً/ کهف، ۱۰

پروردگارا! از جانب خود به ما رحمتى ببخش و کار ما را برایمان به سامان رسان.

ربّنا أفرِغ علینا صبراً و ثَبَّت أقدامَنا وأنصُرنا علی القَوم الکافرین/ بقره، ۲۵۰

پروردگارا! بر [دل‌هاى] ما شکیبایى فرو ریز و گام‌هاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى.

کد قرار دادن این دعا بر روی وبلاگ :

<embed src= http://arseh79.persiangig.ir/audio/rabbana.wma autostart="false" hidden="false" loop="false" width="150" height="44">

دانلود ربنا

لینک کمکی 1

لینک کمکی 2


 
برزخ
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸  

خواستم امشب هم همانند بعضی شب های جمعه پست "وصیت نامه" بنویسم، اما ترجیح دادم به بعد از وصیت نامه بپردازم و بعد از مرگ ! به هر حال مرگ برای همه چه زود یا دیر رخ می دهد و هر قدر به بعد از آن آگاه تر باشیم، می توانیم آماده تر شویم و از هم اکنون که زنده ایم نیز می شود فکری به حال آن موقع کنیم !

همه ما نام برزخ را شنیده ایم اما بسیاری نمی دانیم چیست و کجاست. برزخ، به واقع حد فاصل دنیا و آخرت است، یعنی جایی که انسان پس از مرگ در آن عالم قرار می گیرد تا روز قیامت. برزخ نیز مانند قیامت بهشتی و جهنمی دارد و فرد پس از مرگ بسته به نوع اعمالش در یکی از این ها قرار می گیرد و البته بسته به اعمالی که در این دنیا انجام داده و آثار آن همچنان باقی است و آنچه بازماندگان برایش انجام می دهند، سبب جا به جایی وی در این عالم خواهد شد.

به عنوان مثال قرائت فاتحه و خیرات و ... سبب تخفیف مجازات وی یا افزوده شدن به درجات فرد در بهشت شود و لعن و نفرینی که از این دنیا نثار او می شود یا آثار اعمالی از او که همچنان سبب شر و مصیبت برای دیگران است، سبب تیره بختی بیشتر او !

در واقع دلیل برگزاری مراسم ختم و فاتحه خوانی و پخش خیرات و طلب آمرزش برای مرحوم نیز به همین علت است ... پس بد نیست گاه گاهی برای  رفتگان و درگذشتگان، فاتحه ای بخوانیم و برای آن ها طلب آمرزش کنیم.


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین ،وصیت نامه
 
نیایش
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸  

خدایا !

می دانیم که انسان یعنی موجود فراموشکار ... اما به یاد ما بیاور که فلسفه زیستن مان در این دنیا چیست و به کجا باید برویم.

خدایا !

به این مردمان گمراه، راه را نشان بده. آن ها اصل را واگذاشته و به آنچه معلوم نیست از کجا آمده می نگرند و هر روز در جهل و ظلمت بیشتر فرو می روند.

خدایا !

امید را از ملت ما نگیر. ملت بی امید، ملت سرگردانی است که یا حرکتی نمی کند و یا هر روز در انتظار مرگ خود است.


کلمات کلیدی: دین ،تفکر ،تنهایی
 
نیمه تابستان
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸  

امروز پانزدهم مرداد به عبارتی نیمه تابستان بود و نیمه اول امشب تمام می شود و از فردا وارد نیمه دوم می شویم. تابستانی که با التهاب آغاز شد و همچنان نیز بیش و کم ملتهب است ...

به قول شاعر

دوباره شب شد و با من حدیث بیداری
گذشته بود شب ز نیمه، من ز هشیاری

تابستان ما نیز ز نیمه گذشته، اما در این تابستان گرمای هوا ملال کسی نبود. این روزها نیز سپری خواهد شد و اندک اندک به ماهی متفاوت از سال می رسیم.ماهی برای تغییر حس و حال. برای تغییر حس و حال، گاهی مکان ها به کمک مان می آیند و گاهی زمان ها.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین
 
چشم انتظار وعده الهی هستیم
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸  

معتقدم قرار نیست اتفاق جدیدی رخ بدهد. تنها تاریخ است که تکرار می شود و تاریخ، همواره تکرار پذیر است و نتیجه معلوم.

حتی اگر تاریخ را نپذیریم و به سخن خدا رجوع کنیم، در سوره نحل، آیه ۶١ :

وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس می اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمی ‏توانند افکنند.

ما تا جایی که در توان داریم تلاش می کنیم و آنجا که دیگر توانی نداریم، چشم انتظار وعده الهی هستیم.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین
 
بودن یا نبودن، مساله "فقط" همین است !
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸  

در زندگی هر کدام از ما، بودن و نبودن چیزهایی یا کسانی خیلی تاثیرگذار است. یکی با از دست دادن سرمایه اش نا امید می شود، دیگری با از دست دادن خانه و کاشانه، یکی با از دست دادن شغل و موقعیت، و یکی با از دست دادن فرزند ...

اما همه این ها، همیشه امیدی دارند که نا امید شدن از آن نهایت نا امیدی و بی پشتوانگی به حساب می آید. وجود کسی که در هر حال هست، به او امید داریم، و از او انتظار کمک در زندگی خود را داریم.

در دنیای شش میلیارد نفری ما، به تعداد انسان ها اعتقاد نسبت به بودن خدا وجود دارد. هر چند درصد بسیاری از مردم به یک خدا اعتقاد دارند، همان که سبب آفرینش انسان بوده و پیامبران بسیاری را برای راهنمایی آن ها فرستاده، اما بعضی هم خدایگانی برای خود ساخته اند و چیزهای دیگری را می پرستند ... اما حداقل در پرستش، و اعتقاد به وجود یک قدرت بالاتر، این ها با یکدیگر نظر مشترک دارند.

اما در این میان، عده ای هم هستند که قائل به وجود هیچ قدرتی نیستند! و برای خود تئوری ها و فلسفه های مختلفی دارند ... آن ها به نبودن اعتقاد دارند و زندگی خود را بر این اساس ادامه می دهند.

... به این فکر می کردم آن ها که وجود خدا رو قبول ندارند، در نا امیدی ها، به چه کسی تکیه می کنند ؟ وقتی عالم و آدم از آن ها روی بر می گرداند، دیگر با چه نیرویی می توانند ادامه دهند ؟ و صدها سوال دیگر ...

واقعا اینچنین زندگی، سخت، تلخ، آشوب زده و مبهم است.

خدایا ! هر چه را از ما دریغ می کنی، خود را هیچگاه از ما دریغ نکن.


کلمات کلیدی: دین ،تنهایی
 
امشب لیلةالرغائب است
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸  

این روزها دست و دلم به نوشتن نمی رود ...

این روزها حوصله انجام هیچ کاری را ندارم ...

این روزها نمی توانم به آینده به صورت روشنی فکر کنم ...

کاش این روزها زودتر تمام شود.

امشب، اولین شب جمعه ماه رجب، لیلةالرغائب یا به عبارتی "شب آرزوها" است. مرتبط

می گویند در این شب آرزوها برآورده می شود ...

فقط یک آرزو ... آرزو می کنم که آرامش به جامعه ما باز گردد.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،دین
 
محمد ؛ پیامبر مظلوم
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧  

امشب، شب تولد آخرین پیامبر خداست و اگر تعطیل نبود خیلی ها همین را هم نمی دانستند ! ... اما این تعطیلی چه سود دارد خدا می داند.

هر گاه درباره اسلام صحبت می شود از مظلومیت امام حسین می گویند و دیگر امامان و از شجاعت امیرالمومنین و ... اما نمی دانم چرا هیچ گاه از پیامبر خدا چیزی نمی گویند ... آنچنان که در ذهن بعضی تصویری که از پیامبر خدا وجود دارد کسی است که تنها وظیفه دریافت قرآن و ابلاغ آن را داشته است.

خدا پدر و مادر و خود مصطفی عقاد (کارگردان فیلم محمد رسول الله) را بیامرزد که حداقل آن فیلم را ساخت و حداقل تصویری از بخش هایی از زندگی و منش پیامبر را نشانمان داد (ایشان فیلم ساخته اند، سلحشور هم یوسف پیامبر را ساخته !!!)

می گویند یکی از وصیت های پیامبر خدا این بوده که نام مرا بر فرزندان پسر خود بگذارید و کم و بیش شاهد اجرای این وصیت هستیم ("محمد" بیشترین تعداد از نظر آمار در میان نام های دنیا را دارد) ... اما خوب، آنچه در واقعیت شاهد آن هستیم این است که فرزندانمان که نام شناسنامه ایشان محمد است یا به نام دیگری صدا می کنیم، یا اگر دو قسمتی باشد (محمدصادق، محمدامین، محمدحسین و ...) به قسمت دوم نام خطابشان می کنیم (البته خوشبختانه به شخصه از این قاعده مستثنی هستم و مرا با همان نام محمد یا محمدرضا می شناسند)

محمد پیامبری منحصر به فرد بود که شناخته نشد ... اما جملات قصاری دارد که بسیار عمیق و تکان دهنده اند :

روزی فرا خواهد رسید که از قرآن جز برگی و از اسلام جز نام آن باقی نخواهد ماند

روزی را می بینم که امت من به هفتاد و دو دسته در می آیند و جز یکی دیگران به اشتباه رفته اند ...


کلمات کلیدی: اخلاق ،دین ،پیامبر
 
وصیت نامه امیرالمومنین
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧  

بخشی از وصیت نامه امیرالمومنین در لحظات پایانی زندگی :

من از رسول خدا(ص) شنیدم که مى‏فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‏برد، افساد میان مردمان است ...

از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسکینان و آن ها را در زندگی خود شریک سازید و از خوراک و لباس خود به آن ها نیز بدهید.

از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیکویى درباره یکدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراکندگى و روى‏ گردانیدن از هم و در نیکوکارى، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکارى کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.


کلمات کلیدی: وصیت نامه ،دین
 
غذای حلال، لقمه حرام
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧  

این روزها بحث غذای حلال شامل نمایشگاه غذایی و همایش آن در جریان است. اما آیا واقعا حلال بودن غذا بسته به آن مارک "حلال" است که روی آن می زنند ؟ و آنچه می خوریم به صرف غذای حلال بودن حلال است ؟

... یادم می آید در سالیان پیش، این بحث لقمه و پول حرام و حلال بیشتر بود و امروز کمتر شده. شاید به این خاطر است که به قول دکتر شریعتی "چون همه کس گیر شده وقاحتش از یاد رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیت هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید"!
در همین باب دوست بزرگواری می گفت قدیم تر ها هنگامی که شخصی می خواست برود و جایی کار کند بزرگترها به او می گفتند مبادا از اختیاری که داری سو استفاده کنی و پول بیشتری در جیب خود بگذاری و مال حرام بر سر سفره خانواده خود بیاوری ... و امروز اگر کسی در موقعیتی قرار گرفته باشد و دزدی نکند و در اصصلاح "نخورد" احمق خطاب می شود و دیوانه !

و چه بسیار مصداق هایی برای آن وجود دارد ! از کارت زدن به جای همدیگر تا فاکتور با هزینه بیشتر گرفتن تا دور از چشم کارفرما از کار زدن تا ...

مگر دزدی فقط از دیوار خانه مردم بالا رفتن است ؟ مگر حرام خوری فقط نزول پول گرفتن است ؟

بد نیست قدری به خود بیاییم !


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،دین ،دکتر شریعتی
 
زندگی؛ عرصه آزمایش
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧  

گاهی فکر می کنم آیا ممکن بود که هیچ گونه بدبختی، بیماری مهلک، رنج شدید و ... برای انسان ها نبود و می توانستند به راحتی زندگی کنند ؟ بعد به این نتیجه می رسم که آن وقت فلسفه زندگی چه می شد ؟

زندگی برای تمام ما عرصه آزمایش است،

گاه ما را با مال زیاد آزمایش می کند، و گاهی با نداری،

گاه ما را با سلامتی که داریم می آزماید، و گاه با بیماری،

گاه ما را با رسیدن به هدفمان مورد سنجش قرار می دهد، و گاه با ناکامی.

مهم، این است که در عرصه آزمایش زندگی جا نزنیم، به جای آنکه از وقوع این اتفاقات نا امید شویم، همواره شکرگزار باشیم که بدتر از این ها هم می توانست پیش بیاید و نیامده، و بدانیم که در هر حال ما برای سپری کردن یک آزمایش در این دنیا آمده ایم، پس وقوع حوادث تلخ و ناگوار و کمی ها و کاستی ها، هیچ یک عجیب نیست.

مهم، تنها، نوع برخورد ما با حوادث است.


کلمات کلیدی: منطق ،اخلاق ،زندگی ،دین
 
ما را صدا می زند
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧  

این که حسین فریاد مى‏زند - پس از این که همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند که: «آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست ...

و اى کسانى که مى گویید: «پیروزى بر خصم هنگامى تحقق دارد که بر خصم غلبه شود»، نه! شهید انسانى است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز مى شود و اگر دشمنش را نمى کشد، رسوا مى کند
و شهید قلب تاریخ است، همچنان که قلب به رگهاى خشک اندام، خون، حیات و زندگى مى دهد. جامعه اى که رو به مردن مى رود، جامعه اى که فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست داده اند و جامعه اى که به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه اى که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه اى که احساس مسوولیت را از یاد برده است و جامعه اى که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است ... و تاریخى که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است، شهید همچون قلبى، به اندام هاى خشک مرده بى رمق این جامعه، خون خویش را مى رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى بخشد.شهید حاضر است و همیشه جاوید.

(دکتر علی شریعتی)


کلمات کلیدی: دین ،اخلاق ،دکتر شریعتی