روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

دکتر شریعتی
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱  

چند وقتی است که جماعت بیکاری که گمان بر نمکدان بودن دارند شروع کرده اند به تخریب دکتر شریعتی از طریق اینترنت و اس ام اس و هر چه که بشود. البته از سال ها قبل جملات ادیبانه اما بی سر و تهی را به دکتر شریعتی منصوب می کردند که کسی هم به آن صورت موضع گیری نمی کرد ... اما الان کار به تمسخر کردن رسیده.

البته نه قومیت های ایرانی نه دکتر شریعتی نه موضوع دیگری از این دست با ارزش ذاتی بسیار با این حرف های کم ارزش آسیبی نمی بینند اما متاسفم برای جامعه ای که به سمت تخریب خود می رود !


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی ،اخلاق ،احترام
 
سی و سه سال از رفتن او گذشت
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩  

وقتی به موسیقی هایی که در گذشته گوش می کردید فکر می کنید و آن ها را مرور می کنید، می بینید بسیاری موسیقی ها مربوط به مقطع زمانی کوتاهی بوده اند و تمام شده اند و اکنون اکراه دارید از اینکه بعضی از آن ها را دوباره گوش دهید ... اما در این بین، اندک آهنگ هایی هم هستند که قدیمی نمی شوند و همیشه ارزش گوش دادن دارند.

بعضی شخصیت ها نیز اینگونه اند و آن ها که ماندگارند، انگشت شمار. دکتر شریعتی

دکتر شریعتی، از جمله همان انسان های انگشت شمار اثرگذار است که چه نسل هایی که معاصر او بوده اند و پای درس و سخنرانی اش نشسته اند و آن ها که برای خرید کتاب هایش صف می کشیدند، و چه آن ها که حتی پس از رفتن او پای به دنیا گذاشته اند و از او جز چهره ای و صدایی و نوشتاری چیزی ندیدند، اما همگی، غرق در اندیشه ها و نوشتار او شده اند.

امروز، سی و سه سال از رفتن او می گذرد، اما حرف هایش همچنان تازگی دارند، گویی که حرف هایش را نه تنها برای نسل خود، که برای نسل های آینده چنان گفته که همچنان زنده باشند.

روحش شاد


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی
 
پیام نوروزی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸  

در ساعت ٢٣ از روز ٢٩ اسفند که متعلق به هر دو سال ٨٨ و ٨٩ می باشد، پیام نوروزی خود را بدین شرح می نگارم :

 

به نام او که امید همه انسان هاست

پس از گذشت روزهای پر فراز و نشیب، سال ١٣٨٨ با انبوهی از وقایع خوب و بد، خاطرات تلخ و شیرین به پایان رسید و اینک، به استقبال سالی می رویم که قرار است خود، سازنده آن باشیم.

به یاد داشته باشیم کشور ما تنها کشوری نیست که دچار کمبودهایی به لحاظ اقتصادی یا مالی شده است و در طول تاریخ بسیاری کشورها و جوامع با چنین مساله ای درگیر بوده اند. بسیاری جوامعی که اکنون به عنوان قطب های اقتصادی و صنعتی شناخته می شوند (همچون آلمان، کره، ژاپن و ...) روزگاری دوران رکود اقتصادی، نابودی زیرساخت ها و صدمات جدی را به چشم خود دیده، اما با اراده مردم از آن گذر کرده و اکنون به جایی رسیده اند که شاهد آن هستیم. ما نیز در طول ٨ سال جنگ تحمیلی ثابت کرده ایم که با یکپارچگی، گذشت از خود و کمک به جامعه می توانیم استوار بمانیم.

سال ٨٩ از نظر اقتصادی احتمالا سال سختی خواهد بود و از این رو لازم است تا مطابق فرمایش الهی که در هنگام سختی لازم است صبر و استقامت پیشه کنیم و به یاد خدا باشیم (استعینو بالصبر و الصلوه) می بایست تا تلاش دو چندانی نیز برای گذر از این موقعیت و جبران کمبودها به عمل آوریم و بدانیم که برون رفت از این موقعیت جز با صبر، تلاش و توکل میسر نخواهد بود.

امید آن دارم که لطف خداوند بزرگ همچون همیشه شامل حال مردم ما شود، مردم ما نیز با یکپارچگی و تلاش بیش از پیش، ایران را شایسته آنچه باید باشد بسازند.

خداوندا !
به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مومنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان، و به متعصبین ما فهم، و به فهمیدگان ما تعصب
وبه پیران ما آگاهی، وبه جوانان ما اصالت، وبه اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده، و به خفتگان ما بیداری، و به بیداران ما اراده
و به مبلغان ما حقیقت، و به دینداران ما دین، و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد، وبه شاعران ما شعور، و به محققان ما هدف
و به نومیدان ما امید، و به ضعیفان ما نیرو، و به محافظه کاران ما گستاخی
و به نشستگان ما قیام، و به راکدان ما تکان، و به مردگان ما حیات
و به کوران ما نگاه، و به خاموشان ما فریاد، و به مسلمانان ما قرآن
و به شیعیان ما علی، و به فرقه های ما وحدت، و به حسودان ما شفا
و به خودبینان ما انصاف، و به فحاشان ما ادب، و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خود آگاهی
و به همه ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش
(دکتر علی شریعتی)

عید است و آخر گل و یاران در انتظار
ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار


 
سیمای محمد (ص)
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸  

... در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و توصیف‌ناپذیر می‌نماید که گویی هرگز او را ندیده‌ایم و هرگز چنین تصویری را از مردی در جهان نمی‌شناخته‌ایم. برای شناخت دقیق و تصویر کلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضروری است و این روش ساده‌ترین، ممکن‌ترین و در عین حال علمی‌ترین و مطمئن‌ترین روش شناخت یک مذهب است.

محمد ترکیبی از موسی و عیسی است، گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم که از شمشیرش خون می‌چکد و پیشاپیش یارانش که برای کشتن یا کشته شدن بی‌قراری می‌کنند، می‌تازد و گاه وی را می‌بینیم که وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانه‌اش خاکستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌کشد و یک روز که از کنار خانه وی می‌گذرد و از خاکستر مرد خبری نمی‌شود، می‌پرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود که بیمار شده است به عیادتش می‌رود.

در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که ۲۰‌سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و… می‌پرسد؛ «ای قریش فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید.»


کلمات کلیدی: پیامبر ،دکتر شریعتی ،دین
 
علی تنهاست
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  

"...از این دردناکتر ٬ اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!در میان امتش که همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاریخش را به علی سپرده است ٬ تنهاست.او را همچون یک قهرمان بزرگ ٬ یک معبود و یک الهه میپرستند ٬ اما نمی شناسندش و نمیدانند که کیست؟ دردش‏ چیست؟حرفش چیست؟رنجش چیست و سکوتش چراست؟

 این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است.

(علی تنهاست - دکتر شریعتی)

...

فردا روزی است که در تقویم عید نامیده شده. فردا تعطیل است. فردا تلویزیون مثل سایر مناسبت هایی که عید نامیده می شوند و تعطیل هستند، چند فیلم سینمایی پخش می کند و یک سری نمایش تهوع آور که خدا را شکر سال هاست هرگز ندیده ام ! ... امشب نیز کوچه خیابان ها چراغانی شده اند،‌ شیرینی پخش می کنند و اس ام اس تبریک عید برای هم می فرستند ... اما کسی که محور همه این هاست، در این میان گم شده است!

در بهترین حالت، علی، این بزرگ تاریخ ما، تنها مورد ستایش قرار می گیرد و آنان که می خواهند شانه از بار مسئولیت خالی کنند می گویند او یک اسطوره بود و تا حد یک افسانه به پائین می کشند او را،‌ که رنج علی وار بودن را تحمل نکنند.

هنوز هم علی تنهاست ... هنوز هم او را نمی شناسیم ... و بدتر آنکه،‌ هنوز هم به نام او و به کام خود هر چه می خواهند می کنند.

لعنت الله علی قوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: دین ،دکتر شریعتی
 
سکوتم از رضایت نیست
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸  

نمی دانم اولین بار کدام شیر پاک خورده ای در تاریخ یا ادبیات گفت "سکوت نشانه رضایت است!"

همواره هر گاه سکوت دیده ام یا سکوت کرده ام یا به خاطر عصبانیت بوده و اینکه ترجیح داده شده در آن زمان حرفی زده نشود، یا به خاطر ناراحتی از وضع موجود بوده، یا به قول مثل ها جواب ابلهان ! ... و خلاصه هر چه بوده از رضایت نبوده ! کسی که رضایت دارد که سکوت نمی کند، خوشحال می شود ! ابراز خرسندی می کند و چنین قضایایی.

نه، من هرگز نمی نالم. قرن ها نالیدن بس است.
می خواهم فریاد بزنم. اگر نتوانستم سکوت می کنم.
خاموش بودن بهتر از نالیدن است.
(دکتر علی شریعتی)


کلمات کلیدی: تفکر ،دکتر شریعتی
 
گل هزار بهار به یاد دکتر علی شریعتی
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸  

٩ سال پیش (سال 1379) و در اوج روزگاری که می خواندم و می نوشتم و با واکمن! موسیقی گوش می دادم، به کاستی مجوز دادند که ١٢سال در انتظار گرفتن گل هزار بهار با صدای علیرضا افتخاری برای دکتر شریعتیمجوز بود.

گل هزاربهار، ساخته کامبیز روشن روان و دکلمه های آن توسط بهروز رضوی و دکتر علی شریعتی (بریده شده از سخنرانی ها) می باشد. در واقع این کاست به مناسبت یازدهمین سالگرد درگذشت دکتر شریعتی ساخته شده بود، اما گردش روزگار آن را به بیست و سومین سالگرد رساند.

دو تصنیف این کاست بر روی اشعاری از مولانا و یکی دیگر بر روی شعری از دکتر شریعتی (شمع زندان) ساخته شده است.

به علت پیشرفت تکنولوژی و جاماندن تکنولوژی قدیم، متاسفانه سیستمی در اختیار نداشتم تا آن کاست را بتوانم مجددا به راحتی گوش دهم. خاطرم هست یکی دو سال پیش بسیار در اینترنت گشتم تا فایل صوتی این کاست را پیدا کنم اما ناکام ماندم. امروز مجددا تلاش کردم و سرانجام جوینده یابنده شد !

به دوستداران دکتر شریعتی توصیه می کنم حتما این اثر هنری را دانلود کرده و گوش دهند.

دانلود کاست گل هزار بهار

در همین رابطه


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی ،نوستالوژِی
 
شب دوم
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸  

امشب دومین شب از سه شبی است که گفته اند شب قدر در یکی از آن ها واقع شده است. امشب همچنین شب شهادت حضرت علی (ع) است. اگرچه متاسفانه برداشت ما از شهادت ایشان همچون بسیاری مسائل برداشتی متفاوت با آنچه باید باشد است. به قول دکتر شریعتی :

 

"درد علی دو گونه است:
یک درد دردیست که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر
دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است...
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند.
اما این درد علی نیست ...!!!
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند...
و ما... درد علی را"


البته نظر و شیوه هر کسی محترم است، بعضی ترجیح می دهند در این شب بزرگ به عزاداری بپردازند و بعضی سعی می کنند قدر این شب قدر را بدانند. مهم این است هر کسی به آن طریقی که می داند پیش برود و این شب ها را پاس بدارد.

 


کلمات کلیدی: دین ،دکتر شریعتی
 
نیایش و دفاع و جشنواره
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸  

خدایا !

همواره، تو را سپاس می گزارم
که هر چه در راه تو، و در راه پیام تو پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم،
آنها که باید مرا بنوازند، می زنند،
آنها که باید همگامم باشند، سد راهم می شوند،
آنها که باید حقشناسی کنند، حقکشی می کنند،
آنها که باید دستم را بفشارند، سیلی می زنند،
آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند، پیش از دشمن حمله می کنند
و آنها که باید در برابر سمپاشی های بیگانه، ستایشم کنند، تقویتم کنند، امیدوارم کنند، تبرئه ام کنند،
سرزنشم می کنند، تضعیفم می کنند، نومیدم می کنند، متهمم می کنند
تا در راه تو
از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم نومید شوم ،چشم ببندم ،رانده شوم ...
تا تنها امیدم تو شود، چشم انتظارم تنها به روی تو بازماند،
تنها از تو یاری طلبم، تنها از تو پاداش گیرم،
و در حسابی که با تو دارم، شریکی دیگر نباشد. تا تکلیفم با تو روشن شود، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد.

دکتر علی شریعتی

* * *

امروز جلسه دفاع یکی از دوستان بزرگوار (مهدی کنعانی) از پایان نامه کارشناسی ارشد خود در رشته مدیریت کارآفرینی بود. پایان نامه بسیار پرباری بود و ما نیز در جلسه دفاع ایشان به رسم وظیفه حاضر شدیم و خوشحال از اینکه اساتید هم نمره کامل به ایشان دادند.

* * *

جشنواره وبلاگ نویسی سلامت همچنان ادامه دارد و هر هفته یکی دو حامی افزوده می گردد !


 
این روزها نیز بگذرد
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸  

خستگی دیروز همچنان به صورت جسمی و روحی آثار خود را به جای گذاشته. هر چند، خیلی وقت است که احساس خستگی می کنم. نوعی خستگی و رخوت که نمی دانم چطور می توانم از آن رهایی پیدا کنم. امیدوارم این روزها بگذرد و بتوانم همچون سابق باشم و یا شاید بهتر از آن.

* * *

دوست داشتم دیروز این قطعه متن را از دکتر شریعتی بخوانم، اما افسوس که نه مجالش بود و نه فرصت کرده بودم متن را همراه خود ببرم :

در قبایل عرب همواره جنگ بود،اما مکه زمین حرام بود و چهار ماه رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم زمان حرام، یعنی که درآن جنگ حرام است.دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می کردند، اما برای آنکه اعلام کنند که:در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند که:"جنگ پایان نیافته است".
آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.
اما می بینند که بر قبه ی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.

... بگذار این "سال های حرام بگذرد"!


 
بار سنگین مسئولیت
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸  

گاه پیش می آید که بار سنگین یک مسئولیت، یک فکر (مکتب)، مسئولیت سرنوشت یک ملت، یک ایمان و یک عصر بر دوش یک یا چند تن نهاده می شود، وقتی حریقی در محله ای برپا می شود، وقتی وبایی در شهر می افتد، وقتی ایمانی را دشمنان آگاه به همکاری دوستان نا آگاه و یا خیانتکار به نابودی می کشانند، وقتی نجات مردم، نجات یک نسل به فریاد و فداکاری یک یا چند تن بستگی دارد، او و یا آن ها باید جان خویش را، تمام سال های عمر خود را و زندگی را نثار کنند. آنگاه، مساله ی زندگی عاقلانه منتفی می شود و نصایح مشفقانه فریب است و همه ی مواهبی که در حال عادی برای فرد مجاز است و حتی مستحب و گاهی واجب، حرام می شود، حرام !

(دکتر علی شریعتی - کتاب میعاد با ابراهیم)

... فکر نمی کنم نیاز به توضیحی بر این متن رسا و گویای دکتر شریعتی باشد.


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی
 
شما هم سری به خانه دکتر شریعتی بزنید
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸  

سال ها پیش که از خیابان جمالزاده رد می شدم، یک بار تابلویی با عنوان "خانه دکتر شریعتی" توجهم را جلب کرد ... اما از آنچه که می خواستم به جای دیگری بروم مجالی برای ماندن نبود.

سال ها گذشت تا امروز که در تقاطع خیابان جمالزاده شمالی و فاطمی برای کاری مراجعه کرده بودم و به پیش از رسیدن به آن منطقه به فکر خانه دکتر شریعتی بودم. خانه یک کوچه پائین تر از فاطمی بود. به هر حال مجال پیش آمد و به همراه یکی از دوستان به بازدید "موزه خانه دکتر علی شریعتی" رفتیم.

ظاهرا این خانه سال 1340 بنا شده است و در سال 1385 از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به موزه تبدیل شده است. موزه خانه دکتر شریعتی

اتومبیل قدیمی دکتر شریعتی در حیاط این خانه پارک شده است. خانه دو طبقه است و در اتاق های خانه می توان وسایل خانه او، وسایل شخصی، خط نوشته ها و بسیاری دیگر از چیزهایی را که به نوعی به دکتر شریعتی ارتباط دارند دید.

بودن در فضایی که زمانی دکتر شریعتی در آن فضا بوده، زندگی و کار می کرده برای کسانی که با نوشته و افکار او انس دارند قطعا لذت بخش است.

از دیگر دوستان نیز دعوت می کنم تا به این موزه که آنقدرها هم تبلیغی بر روی آن صورت نگرفته بروند.

بازدید از این موزه برای عموم رایگان است و روزهای بازدید شنبه تا چهارشنبه از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر است. در انتهای بازدید شما هم کتاب نیایش دکتر شریعتی به همراه دو کتابچه دیگر که به معرفی دکتر و تصاویر ایشان پرداخته به شما هدیه داده می شود.


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی ،نوستالوژِی
 
تیتر خاصی ندارد
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸  

امروز یک هواپیمای مسافربری با 160 مسافر سقوط کرد و متاسفانه تمام سرنشینان آن کشته شدند ... هر سال هم هزاران نفر در جاده های کشور بر اثر عوامل مختلفی کشته می شوند ... کاش می شد تدبیری اندیشید.

* * *

امروز کارهای مقدماتی جشنواره وبلاگ نویسی سلامت انجام شد. البته طرح این جشنواره، معیارهای آن و ... از مدت ها پیش انجام شده بود و قرار بود بعد از جشنواره وبلاگ نویسی دانشجویان در همین روزها آغاز شود، اما با اینکه جشنواره وبلاگ نویسی دانشجویان منتفی شد، این جشنواره طبق همان برنامه ریزی پیشین به پیش خواهد رفت.

* * *

و باز نیایشی از دکتر شریعتی:

خدایا! مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم به روحم عطا کن.لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

 


 
سرنوشت و آدم ها
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸  

از اینکه می بینم گاهی دوستانم و یا هر کسی، خودشان را در دست سرنوشت رها می کنند و می گویند هر چه قسمت شد می پذیریم  حرف هایی از این قبیل، خیلی ناراحت می شوم.

جمله قصار بسیار زیبایی را به یاد می آورم که می گفت : سرنوشت خود را در دستتان بگیرید، وگرنه او شما را در دست خود می گیرد و به هر کجا که می خواهد می برد !

گمان نمی کنم هیچ کدام از انسان های موفق و کسانی زندگی خوبی داشته اند آن  را"بدون انتخاب" به دست آورده باشند و صرف تکیه به سرنوشت و آنچه قرار است دیگران برایشان رقم بزنند پیش رفته باشند.

یاد نیایش زیبایی هم از دکتر شریعتی می افتم درباره قدرت انسان در مورد تغییر شرایط که می گفت :خدایا ! مرا از چهار زندان بزرگ انسان : طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن رها کن! تا آنچنان که تو ای آفریدگار من، مرا آفریده ای، خود آفریدگار باشم، و نه همچون حیوان خود را با محیط، که محیط را با خود تطبیق دهم.


 
آغازی آهسته و آرام
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸  

همچون بیماری که پس از طی یک عمل سخت و گذراندن دوران نقاهت، کم کم به زندگی عادی باز می گردد، احساس می کنم که پس از اتفاقاتی که افتاد و دو هفته ای که به عنوان دوران نقاهت! به استراحت رفته بودم، اکنون کم کم به روال عادی کار و زندگی باز می گردم.

امروز قدری از کارهای معوقه دو هفته اخیر را انجام دادم و در حال برنامه ریزی برای روزها و ماه های آینده هستم.

ترس و نا امیدی که این روزها برای بسیاری وجود دارد و برای من هم گاهی کم و اندک به وجود می آمد، مهمترین عامل در بازداشتن فرد از پیش گرفتن روال عادی مجدد کار و زندگی است.

و چه نیایشی زیباتر از این نیایش ماندگار دکتر شریعتی :

خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن، بی همراه؛ جهاد، بی سلاح؛ کار، بی پاداش؛ فداکاری درسکوت؛ دین،بی دنیا؛ مذهب، بی عوام؛ عظمت، بی نام؛ خدمت، بی نان؛ ایمان، بی ریا؛ خوبی، بی نمود؛ گستاخی، بی خامی؛ قناعت، بی غرور؛ عشق، بی هوس؛ تنهایی در انبوه جمعیت؛ و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن.


 
نمی توانم نفهمم !
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸  

دیروز با دوستی که البته برای اولین بار بود در محیط اینترنت به هم برخورده بودیم (و البته به گمانم آخرین بار!) درباره انتخابات صحبت می کردم. دوست حقوق خوانده ما منطق جالب و منحصر به فردی در محکوم کردن افراد داشت !

می گفت من هم به فلانی رای دادم، اما انتخاب بین بد و بدتر بود ...
پرسیدم چرا بد ؟
گفت چون فلانی از او در انتخابات حمایت کرده و دزد است !
گفتم من به خوب و بد این فلانی دوم! کاری ندارم، اما مدرکت چیست که می گویی دزد است ؟
گفت این هیچ مال و منالی نداشته، و طی سال هایی که منصب دار بوده کلی دارایی بهم زده ...
گفتم اول اینکه این آقا و خانواده پدری اش یکی از سرمایه داران بزرگ قبل از انقلاب بودند، بعد هم اگر واقعا در طی مدت مسئولیتش دزدی کرده، یک سند یا لینک یا ... بده تا ما هم بدانیم و قبول کنیم.
گفت چون نفوذ زیادی داشته اسناد مربوطه را از بین برده

گفتم وقتی تو که فارغ التحصیل حقوق هستی اینطور ادله می آوری، از دیگران در جامعه چه انتظاری داشته باشیم ؟
گفت در اینکه دزدی کرده شکی نیست و اینکه الان سندی نداریم به خاطر همان نفوذ است، و  عدم وجود سند به این خاطر نمی تواند کتمان کننده دزدی او باشد و این مساله کاملا عقلی و منطقی است !

تنها تاسف خوردم به حال جامعه ای که حقوق خوانده آن اینگونه استدلال می آورد!


 
نوروز از زبان دکتر شریعتی
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸  

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ دکتر علی شریعتی

 

پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست.

 


کلمات کلیدی: فرهنگ ،زندگی ،دکتر شریعتی
 
غذای حلال، لقمه حرام
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧  

این روزها بحث غذای حلال شامل نمایشگاه غذایی و همایش آن در جریان است. اما آیا واقعا حلال بودن غذا بسته به آن مارک "حلال" است که روی آن می زنند ؟ و آنچه می خوریم به صرف غذای حلال بودن حلال است ؟

... یادم می آید در سالیان پیش، این بحث لقمه و پول حرام و حلال بیشتر بود و امروز کمتر شده. شاید به این خاطر است که به قول دکتر شریعتی "چون همه کس گیر شده وقاحتش از یاد رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیت هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید"!
در همین باب دوست بزرگواری می گفت قدیم تر ها هنگامی که شخصی می خواست برود و جایی کار کند بزرگترها به او می گفتند مبادا از اختیاری که داری سو استفاده کنی و پول بیشتری در جیب خود بگذاری و مال حرام بر سر سفره خانواده خود بیاوری ... و امروز اگر کسی در موقعیتی قرار گرفته باشد و دزدی نکند و در اصصلاح "نخورد" احمق خطاب می شود و دیوانه !

و چه بسیار مصداق هایی برای آن وجود دارد ! از کارت زدن به جای همدیگر تا فاکتور با هزینه بیشتر گرفتن تا دور از چشم کارفرما از کار زدن تا ...

مگر دزدی فقط از دیوار خانه مردم بالا رفتن است ؟ مگر حرام خوری فقط نزول پول گرفتن است ؟

بد نیست قدری به خود بیاییم !


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،دین ،دکتر شریعتی
 
مسیری که همه ما می رویم
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧  

مسیر سبز فیلمی 165 دقیقه ای است که گذر این زمان نزدیک به سه ساعت را حین تماشای آن متوجه نمی شوید. فیلم مسیر سبز

فیلم درباره پیرمردی است که برای دوست خود در خانه سالمندان شرح قسمتی از زندگی خود را می گوید که در آن زمان مسئول بند اعدامی های زندان بوده و با شخصیتی به نام "جان کافی" برخورد می کند.

این فیلم علاوه بر داستان زیبا و خوش ساخت بودن آن و استفاده از بازیگران حرفه ای، پیام های اجتماعی، مذهبی و فلسفی بسیاری دارد.

مسیر سبز روایت انسانی است که رنج دیگران را به جان می خرد و آن ها را درمان می کند. اگرچه، این موضوع که فردی با تمرکز و انرژی دادن چگونه می تواند بیماری دیگران را به خود منتقل کرده و آن را آزاد سازد از نظر بعضی غیرواقعی به نظر می رسد، اما پیام اصلی فیلم به واقع نشان دادن وظیفه اصلی انسان هاست.


 
ما را صدا می زند
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧  

این که حسین فریاد مى‏زند - پس از این که همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند که: «آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست ...

و اى کسانى که مى گویید: «پیروزى بر خصم هنگامى تحقق دارد که بر خصم غلبه شود»، نه! شهید انسانى است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز مى شود و اگر دشمنش را نمى کشد، رسوا مى کند
و شهید قلب تاریخ است، همچنان که قلب به رگهاى خشک اندام، خون، حیات و زندگى مى دهد. جامعه اى که رو به مردن مى رود، جامعه اى که فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست داده اند و جامعه اى که به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه اى که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه اى که احساس مسوولیت را از یاد برده است و جامعه اى که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است ... و تاریخى که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است، شهید همچون قلبى، به اندام هاى خشک مرده بى رمق این جامعه، خون خویش را مى رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى بخشد.شهید حاضر است و همیشه جاوید.

(دکتر علی شریعتی)


کلمات کلیدی: دین ،اخلاق ،دکتر شریعتی
 
تنهایی
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧  

یکی از عواملی که انسان را در جامعه اش تنها می گذارد، بیگانه بودن اوست با آنچه که مردم همه می شناسند؛ تشنه ماندن اوست در کنار جویبارهایی که مردم از آن می آشامند و لذت می برند؛ گرسنه ماندن اوست بر سر سفره ای که همه خوب می خورند و سیر می شوند.روح به میزانی که تکامل می یابد و به آن انسان متعالی ای که قران از آن بنام قصه آدم یاد می کند، می رسد تنهاتر می شود. چه کسی تنها نیست؟ کسی که با همه، یعنی در سطح همه است.کسی که رنگ زمان بخود می گیرد، رنگ همه را بخود می گیرد و با همگان تفاهم دارد و در سطح موجودات و با وضع موجود ، به هر شکلش و هر بعدش منطبق است. این آدم احساس تنهایی و تک بودن و مجهول بودن نمی کند، چرا که از جنس همگان است. او در جمع است ،با جمع می خورد و می پوشد و میسازد و لذت می برد. احساس خلاء مربوط به روحی است که آنچه در این جامعه و زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد نمی تواند سیرش کند. احساس گریز، احساس تنهایی در جامعه و در روی زمین و احساس عشق که عکس العمل این گریز است، او را بطرف آن کسی که می پرستدش و با او تفاهم دارد می کشد، به آن جایی که جای شایسته اوست و متناسب با شخصیت او، احساس تنهایی و احساس عشق در یک روح به میزانی که این روح رشد می کند، قویتر و شدیدتر و رنج آورتر می شود.
درد انسان، درد انسان متعالی، تنهایی و عشق است.

 (دکتر علی شریعتی)

 

خواستم چیزی اضافه کنم ... دیدم دکتر همه چیز را گفته . همین !

 

 


کلمات کلیدی: تنهایی ،دکتر شریعتی