روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

پس از 9 سال کما، ایران جوان مرد !
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸  

هفته نامه ایران جوان پس از 9 سال توقیف، لغو امتیاز شد.

... ایران جوان که فراموش شدنی نبود، اما حداقل دیگر امیدی به برگشتش آن هم بعد از این همه سال نداشتیم. اما عجیب است که دادگاه پس از 9 سال تصمیم می گیرد این هفته نامه توقیف شده را به کل تعطیل کند و داغ دل ما را تازه کند، و عجیب است که بعد از این همه سال مدیران مسئول این هفته نامه را به چند میلیون تومان جریمه نقدی محکوم می کند.

دکتر وردی نژاد پس از تاسیس موسسه مطبوعاتی ایران و مجلاتی همچون ایران جوان و همچنین پس از پایه گذاری دانشکده خبر در سال 80 از این موسسه به چین رفت تا سفیر ایران در آن کشور باشد، سال 84 بازگشت و به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. اینک بعد از گذشته آن همه سال، باید تاوان چاپ نشریه ای را بدهد که در سال هایی طلایی تنها نشریه جوانان ایرانی بود.

روزگار عجیبی است !


 
تازه شدن داغ ایران جوان
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧  

امروز می خواستم درباره همایشی که رفتم بنویسم اما در میان خبرها، خبری را دیدم که برایم بسیار تاثر انگیز بود.

"دادگاه ایران جوان برگزار شد"

ایران جوان روزگاری محبوب ترین مجله جوانان ایران بود، در دوره ای که هم فضای فرهنگی و اجتماعی بازی پدید آمده بود و هم اینترنت به خانه های ما نیامده بود، ایران جوان یکه تاز میدان بود.

هفته نامه ایران جوان از جمله نشریات موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران بود که دکتر وردی نژاد اقدام به تاسیس آن کرده بود ... متاسفانه این هفته نامه در شماره 179 به علت سه فقره شکایت توقیف شد و با آنکه پس از چندی هر سه مورد شکایت به نوعی بی اثر شدند، اما ایران جوان همچنان در توقیف ماند و داغی بر دل ما نهاد !

دکتر وردی نژاد سال 1380 به عنوان سفیر ایران به کشور چین رفت و سال 84 به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران مشغول به کار تدریس شد و به شخصه نیز افتخار شاگردی ایشان را برای دو بار داشتم ... و امروز، پس از نزدیک به 8 سال از توقیف هفته نامه ایران جوان، بار دیگر دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات مدیران مسئول این هفته نامه برگزار شده !! در حالی که به گفته دکتر وردی نژاد عدم وجود لایحه دفاعیه در پرونده مذکور جهت ارائه به هیات منصفه از جمله اشکالات این نوع رسیدگی به حساب می آید.

اگرچه هم ایران جوان محبوب ترین مجله برای من بوده و هم دکتر وردی نژاد یکی از بزرگترین اساتید برای من به حساب می آید، اما هر انسان منصفی هم که به این قضیه نگاه کند در می یابد که ...


کلمات کلیدی: ایران جوان
 
یادی از خانه
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

در شب آزمونی که هیچ نوع آمادگی برای آن ندارم و به نوعی به درد بی خیالی دچار شده ام! در حال گشت و گذار بودم که به وبلاگی برخوردم که مرا به خاطرات سال های خیلی پیش برد ... آن زمان که خانه منتشر می شد، خانه روزنامه نگاران جوان ... خانه ای که تمام آن جذاب و خواندنی بود ... خانه ای که شبی که مدارکم را برای عضویت در آن آماده کرده بودم تا فردای آن روز پست کنم، خبر توقیف آن را در تلویزیون دیدم ... چه اینکه آن موقع مثل امروز نبود که روزنامه ای سراسری توقیف شود و خبری تکراری محسوب شود ! آن موقع توقیف یک نشریه، خیلی در چشم می آمد ... آن هم نشریه ای مثل خانه، زمانی که حتی ایران جوان نیامده بود.

محمدرضا زائری، مدیر مسئول خانه بود ... هنوز هم شماره خداحافظی خانه را به یاد دارم ... و چه تلخ بود آن خداحافظی ... و چه خوشحال شدم که بنیانگذار خانه را در کوچه پس کوچه های وبلاگستان دیدم، همسایه بودیم و بی خبر !

از وقتی خانه تعطیل شد، چشم انتظار نشریه ای ماندم که جای آن را پر کند ... اما حتی ایران جوان، با آن همه جذابیت و حرفه ای بودن، نمی توانست فضای خانه را داشته باشد ... هر چند نگذاشتند به همان ایران جوان نیز دلخوش باشیم و دو سال بعد از رفتن خانه، ایران جوان هم رفت ...
آن روزها با خود عهد کردم که اگر روزی توان آن را یافتم، خانه را از نو بنا کنم ... و امروز، ده سال از آن زمان می گذرد.