روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

برنده و بازنده انتخابات چه کسانی بودند؟
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳٩٤  

این روزها شاهد اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و واکنش جالب دو طیف سیاسی اصولگرایان از یک سو و اصلاح طلبان و اعتدال گرایان از سوی دیگر هستیم: «ما پیروز انتخابات شدیم، شما بازنده اید!»

از یک سو اصولگرایان با تاکید بر کرسی های مجلس در شهرها و شهرستان ها بر طبل پیروزی و شکست طرف مقابل می کوبند و از سوی دیگر، اصلاح طلبان و اعتدال گرایان با اشاره به فرصت حداقلی که در تهران و شهرهای دیگر داشتند، بر پیروزی خود و شکست طرف مقابل اصرار می ورزند.

اگر به حافظه تاریخی نه چندان بلندمدت خود مراجعه کنیم، مشابه این اتفاق را پس از اعلام نتایج انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز شاهد بودیم: هر دو طرف اصرار داشتند که دکتر روحانی متعلق به جریان سیاسی ماست و سوی دیگر بازنده انتخابات شده است!

اکنون، پرسشی که مطرح می شود این است که چه کسانی بازنده و چه کسانی برنده انتخابات (چه سال 92 و چه سال 94) بودند؟

نگاهی به تغییر طیف های سیاسی به خوبی پاسخ این سوال را مشخص می سازد. گزینه انتخابی مردم در انتخابات 1392 فردی بود که خود را فراتر از جناح بندی های سیاسی می دانست، اگرچه با تلاش طیف سیاسی اعتدال گرایان و اصلاح طلبان به پیروزی رسید، اما اصالت اصولگرایی نیز داشت. چنین چهره هایی را در انتخابات 94 نیز شاهد بودیم. به عنوان مثال دکتر لاریجانی (نماینده قم - رئیس کنونی مجلس) و دکتر جلالی (نماینده تهران - رئیس کنونی مرکز پژوهش های مجلس) به عنوان دو چهره شاخص اصولگرایی و تصمیم ساز مجلس، در لیست اصلاح طلبان جای گرفتند و این در حالی بود که بخشی از جامعه رای دهندگان اصولگرا نیز بر روی برگه های رای خود نام این افراد را نوشتند.

از سوی دیگر، آنچه در هنگام تدوین لیست های ائتلاف ها در هر جریان سیاسی رخ داد، این بود که به جهت توافق گروه های مختلف بر روی لیست و اقبال بیشتر مردم به کاندیداهای معرفی شده، افراد افراطی از هر دو طیف حذف شدند.

اینک، با توجه به آنچه در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 اتفاق افتاد و در انتخابات مجلس 94 نیز تکرار شد، می توان به این سوال پاسخ داد که چه کسانی برنده انتخابات بودند: افراد معتدل هر دو طیف سیاسی؛
و به تناسب این پاسخ، به پرسش دیگر نیز می توان پاسخ داد که چه کسانی بازنده انتخابات بودند: افراطی های هر دو جریان.

به همین جهت، می توان به این دو نتیجه دست یافت:

1 - مجلس منتخب، مجلسی است که بیشتر منش اعتدالی و نه افراطی دارد، بر همین مبنا، بیش از آنکه به دنبال بیانیه های سیاسی و جریان سازی های بی مورد باشد، به دنبال اصلاحات در مسائل اصلی کشور و قانونگذاری های اصولی خواهد بود.

2 - برنده اصلی انتخابات ملت ایران بودند، چه اینکه از یک سو خود شاهد آن بوده که چه در شهرهای کوچک و چه در کلانشهرهای بزرگ، رای آن ها موثر و تعیین کننده است و از سوی دیگر، مجلسی از متخصصان را برگزیدند تا با قدرت بیشتری، ضمن همراهی با دولت، به عملکرد آن نظارت داشته باشد و نسبت به وضع و تغییر قوانین اقدام نماید.


 
7 اسفند 94؛ الگویی که قابل تکرار است
ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤  

امروز 7 اسفند 94 و چند ساعتی تا پایان مهلت قانونی رای گیری انتخابات باقی مانده است. جوّ حاکمی که امروز بر کلیّت جامعه حاکم است تفاوت چشمگیری با روزها و حتی انتخابات دیگر دارد و آن شور و هیجان و یکپارچگی است که میان ملت ایران به وجود آمده است.

صرف نظر از آنچه که به عنوان نتیجه انتخابات رقم خواهد خورد، مهم این است که بخش قابل توجهی از ملت ایران، در یک راستا و در یک اتفاق سیاسی با یکدیگر سهیم می شوند. 7 اسفند 94، الگویی است که رخداد آن هر چند سال یکبار، اگرچه خوب است، اما به هیچ عنوان کافی نیست.

متاسفانه رویکرد عمده مردم نسبت به مشارکت در پیشبرد اهداف کشور، این است که هر چند سال یک بار در انتخابات شرکت کنند و سپس شاهد نتایج آن باشند؛ در صورتی که هم دولت و هم مجلس به مشارکتی دائمی مردم نیاز دارند.

دولت، برای پیشبرد برنامه های خود و مجلس، برای اجرایی شدن هر چه بهتر قوانین مصوب، نیاز به همراستایی و مشارکت اکثریت مردم با خود دارند، در غیر این صورت حتی نمی توان به گزینه «به سختی اجرایی شدن خط مشی ها» امید داشت، بلکه آنچه مدنظر است در کشور تحقق یابد، بدون همراهی مردم هیچ گاه قابلیت اجرا شدن را پیدا نخواهد کرد.

به همین خاطر، نیاز است تا عواملی را گه باعث ایجاد شور و هیجان و مشارکت در میان عموم افراد جامعه می شود شناسایی کرد و از آنچه به دست می آید، به عنوان الگویی در جهت مشارکت دائمی مردم نه صرفاً در عرصه انتخابات، که در زمینه همکاری دائمی میان ملت و دولت استفاده کرد.


 
ائتلاف توسعه پایدار تهران
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  

ائتلاف توسعه پایدار تهران با شعار «اداره تهران مبتنی بر دانش و برنامه» در چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر تهران اعلام موجودیت کرد.

این ائتلاف متشکل از جمعی از متخصصان حوزه های مختلف شهری است که بدون جانبداری از جریان های سیاسی و با هدف اصلی ارائه برنامه هایی جهت توسعه پایدار پایتخت وارد عرصه انتخابات شده اند.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
به آنان که نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢  

پرسیدند: آیا در انتخاباتی که یک بار از آن دلزده شده ایم باز هم می شود شرکت کرد ؟

گفت :بله.

پرسیدند : آیا شما تا کنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟

پاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید؟


 
کسی منتظر دستور شما نیست !
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸  

چه پیش از انتخابات،‌ چه حین انتخابات و چه پس از انتخابات، همواره شاهد اظهار نظرها و فرامین عده ای بوده ایم که در آن سوی مرزها نشسته اند و احساس عقل کلی به آن ها دست داده و مرتب برای مردم تعیین تکلیف می کنند !

محسن مخملباف خود را رهبر معترضان خارج از کشور می خواند! و سازگارا خود را تئوریسین جنبش سبز می داند! و از آن طرف هم رضا پهلوی تشویق می کند و مریم رجوی اعلام آمادگی کرده که به عنوان رئیس جمهور به صحنه بیاید !! افرادی که هیچ گاه وجهه ای در میان مردم نداشته اند و تنها با دسترسی به رسانه توانسته اند خودی نشان دهند. افرادی که تنها هدفشان تحریک بیش از حد مردم و وصله های ناجور چسباندن به آنان است.

اظهار نظری درباره طرفین درگیر در اعتراضات و ... نمی کنم، اما می توانم به جرات بگویم کسی در این بین منتظر نیست تا ببینید آقایانی که در لندن و پاریس و واشنگتن در حال گذراندن ایام تعطیلاتشان هستند چه تصمیمی برای مردم گرفته اند !


کلمات کلیدی: انتخابات
 
قدر ندانستیم و برفت
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸  

امشب آخرین شب از شب های سه گانه قدر است.

شب قدر برای بعضی مهم است و برای بعضی دیگر اهمیتی ندارد.
از میان آن ها که برایشان مهم است، بعضی کاری می کنند و دیگران نه.
از بین آن ها که کاری می کنند، بعضی نهایت استفاده را می برند و دیگران نه.

و مثل همیشه، اگر جمعیت این افراد را بخواهیم ترسیم کنیم، بر روی هرمی قرار می گیرند که قسمت عمده آن را افراد بی خیال تشکیل می دهند و قسمت کمی را افرادی که نهایت استفاده را می برند ... مثل همه چیز در دنیا !

امیدوارم ما در این هرم بتوانیم جایگاه بالاتری داشته باشیم.

* * *

دیشب فیلم مستند "روزهای سبز" از حنا مخملباف پخش شد. یک فیلم کاملا غیر حرفه ای، بدون محوریت منسجم، و کاملا انحرافی ! در یک کلام می توانم بگویم این فیلم مزخرفی بیش نبود و کارگردان آن بیشتر متناسب با سن خود فیلمی ساخته بود و همچون پدرش در اندیشه این است که از این آب گل آلود ماهی بگیرد، وگرنه نه تنها به فکر افرادی نبود که در انتخابات نقش داشتند، بلکه با تمام تلاش به تخریب چهره سبزها پرداخت !

* * *

یادم می آید خاتمی هنگامی که می خواست از شرکت در انتخابات انصراف بدهد، دلیل آن را مسائلی می دانست که از اختیار او خارج است و ... . بعد از انتخابات، دیگر فعالیتی در آن راستا نداشتم و تنها خبر خوانی می کردم و گاهی پستی در این رابطه می نوشتم، اما به نظرم از این بعد آن کار را هم نکنم آرامش بیشتری خواهم داشت ! به همان فعالیت های علمی و پژوهشی و در زمینه فناوری اطلاعات می پردازم، به گمانم بازدهی بیشتری خواهد داشت.


 
همراه شو عزیز ...
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  

از پیش از برگزاری انتخابات طبق برنامه ای که از سوی برگزارکننده کنسرت های استاد شجریان اعلام شده بود، قرار بود تا ایشان در تیرماهی که گذشت کنسرتی در تهران داشته باشند که به خاطر مسائل پیش آمده لغو شد و تنها کنسرت های خارج از کشور ایشان چند روزی است که شروع شده است.

طی روزهای اخیر قطعه موسیقی از استاد آواز ایران در اینترنت منتشر شده که در رابطه با حوادث اخیر اجرا شده است و قطعه ای را از کنسرتی را که این روزها در خارج از کشور مشغول اجرای آن هستند (که با موبایل به صورت مخفیانه فیلمبرداری شده بود و البته کار بدی بود!) که قطعه "همراه شو عزیز" را اجرا کرده اند.

محمدرضا شجریان طی تمامی این سالیان و حوادث سیاسی و اجتماعی هیچ گاه موضع خاصی نگرفت، اما مجموع موضع گیری های وی پس از انتخابات امسال نشان از اهمیتی می دهد که وی برای مردم قائل است.


 
بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸  

اى آن که اخبار شکوه‏کنندگان بر تو مخفى نیست،
اى آن که سرگذشت ستمدیدگان نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد،
اى آن که دوران رسیدن یارى تو به ستمدیدگان نزدیک است،
اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است،
 
اى خداى من،
تو مى‏دانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نموده‏اى،
و پرده حرمتم را که بر او ممنوع ساخته بودى دریده،
او از باب طغیان در نعمتت، و بى‏اعتنایى به عقابت بر من تاخته،
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست،
و ستم‏کننده بر من و دشمنم را با قوّت خود از ستم بر من بازدار،
و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن،
و او را به خودش مشغول دار،
و در برابر آن که با او به دشمنى برمى‏خیزد ناتوان ساز.
 
بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم،
دعایم را به اجابت برسان،
و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز.
 
بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن،
و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى،
تا بر ستم بر من اصرار ورزد،
و بر حقّم مستولى شود،
و به‏همین زودى اورا به‏آنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نموده‏اى آشنا کن
و مرا به اجابتی که به بیچارگان وعده داده ای آگاهی ده
 

*‌ * *

و فقط دو خط اضافه می کنم :

خدایا !
در این ماهی که بیش از همیشه به یاد تو هستیم، تو نیز به یاد ما باش.
ما را از این نکبت و دروغ و پستی و پلیدی و زشتی و  از این انسان های بی خدا و بی دین رهایی بخش و آنکه را ظلم می کند و می کشد و خون بر گردان دیگران می اندازد و دیگران را به زور وادار به آنچه نمی خواهند بگویند می کند، به سزای اعمالش برسان.


کلمات کلیدی: انتخابات ،اخلاق ،دین
 
نماز جمعه امروز تهران
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸  

امروز یکی از تاریخی ترین نمازهای جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزار شد، نماز جمعه ای که به گفته خود وی افراد را به یاد نمازهای جمعه اول انقلاب به امامت آیت الله طالقانی می انداخت.

از جمله نکات مهم امروز حضور نمازگزاران از هر دو طیف بود و صحبت های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره موضوع انتخابات و چگونگی خروج از بحرانی که پس از آن پیش آمده است.

همچنین در نماز جمعه امروز چهره های بسیاری همچون میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و ... شرکت کرده بودند.

امیدوارم همان طوری که هاشمی گفت، بتوانیم زودتر از این وضعیت خارج شویم و مردم همچون گذشته شوند.


 
روزهای آخر
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸  

پس از دو هفته توفیق اجباری استراحت! کم کم بار سفر را دوباره می بندم  تا بازگردم و سعی می کنم کار و زندگی را مطابق آنچه پیش از این بود دوباره در جریان بندازم ... هر چند اصولا تابستان ها باید خیلی فعال تر ظاهر می شدم، اما این تابستان که ماه اولش تیر بود و این اوضاع آشفته! و ماه آخرش شهریور و تقارن با ماه رمضان.

*‌ * *

مهدی آذریزدی نویسنده کتاب های داستان قصه های خوب برای بچه های خوب هم دیروز از بین ما رفت. این کتاب ها و آن طرح جلد ساده شان با رنگ بندی های مختلف، برای من هم مثل خیلی های دیگر بخشی از نوستالوژی دوران کودکی را تشکیل می داد ... آذر یزدی 87 ساله بود که درگذشت، اما تلخ تر از درگذشت او، زندگی تنها و غمگینی بود که این پیرمرد ساده داشت. او با اینکه برای خیلی از بچه های زمانه ما و پیش و پس از ما قصه تعریف کرده بود، اما هیچ وقت ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت، جز یک فرزند خوانده. خیلی خاکی و افتاده بود و البته خیلی هم مورد بی مهری قرار گرفت. روحش شاد.

*‌ * *

مشغول صحبتی بودیم که طرف صحبت گفت نه باور نمی کنم! قسم بخور ... اصولا عادت به قسم خوردن ندارم، قسم خوردن برای صحبت های روزمره و امورات کم ارزش نیست و حرمت خاص خود را دارد ... پرسیدم حالا به چی قسم بخورم ؟ گفت کدام کتاب برایت مقدس است ؟ به همان ! ... باز هم به همان دلیل قبلی، گفتم حیف قرآن که بخواهد واسطه قسم من برای یک حرف عادی شود! کمی فکر کردم که بعد از قرآن کدام کتاب برایم با ارزش ترین است ... به یاد کتابی افتادم که همه تلاش ما برای پاسداشت آن بود و اجرای آن و همه دعواهای این روزها هم بر سر آن بود ! گفتم : قانون اساسی !


 
نمی توانم نفهمم !
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸  

دیروز با دوستی که البته برای اولین بار بود در محیط اینترنت به هم برخورده بودیم (و البته به گمانم آخرین بار!) درباره انتخابات صحبت می کردم. دوست حقوق خوانده ما منطق جالب و منحصر به فردی در محکوم کردن افراد داشت !

می گفت من هم به فلانی رای دادم، اما انتخاب بین بد و بدتر بود ...
پرسیدم چرا بد ؟
گفت چون فلانی از او در انتخابات حمایت کرده و دزد است !
گفتم من به خوب و بد این فلانی دوم! کاری ندارم، اما مدرکت چیست که می گویی دزد است ؟
گفت این هیچ مال و منالی نداشته، و طی سال هایی که منصب دار بوده کلی دارایی بهم زده ...
گفتم اول اینکه این آقا و خانواده پدری اش یکی از سرمایه داران بزرگ قبل از انقلاب بودند، بعد هم اگر واقعا در طی مدت مسئولیتش دزدی کرده، یک سند یا لینک یا ... بده تا ما هم بدانیم و قبول کنیم.
گفت چون نفوذ زیادی داشته اسناد مربوطه را از بین برده

گفتم وقتی تو که فارغ التحصیل حقوق هستی اینطور ادله می آوری، از دیگران در جامعه چه انتظاری داشته باشیم ؟
گفت در اینکه دزدی کرده شکی نیست و اینکه الان سندی نداریم به خاطر همان نفوذ است، و  عدم وجود سند به این خاطر نمی تواند کتمان کننده دزدی او باشد و این مساله کاملا عقلی و منطقی است !

تنها تاسف خوردم به حال جامعه ای که حقوق خوانده آن اینگونه استدلال می آورد!


 
یک هفته بعد
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸  

از پنجشنبه گذشته تا امروز، که حدود یک هفته می شود دست و دلم به به روز رسانی وبلاگ نمی رفت. آنقدر حرف برای گفتن بود و آنقدر فشار کاری زیاد بود که روند روزمره زندگی بر هم ریخته بود.

جمعه پیش انتخابات برگزار شد، نتیجه آن چیزی نبود که گمان می کردیم ... نتیجه آن چیزی نبود که باور کنیم ! ناباوری خود را در این یک هفته نشان دادیم ...

نمی دانم نتیجه بازشماری آرا و بررسی انتخابات چه خواهد شد، اما می شود حدس زد. و بر مبنای همان حدس، می توان به این نتیجه رسید که باید زندگی و کار را از نو شروع کرد، هر چند با امید کمتر، هر چند با دلگرمی کمتر، هر چند با دلی آکنده از اندوه ...


 
فردا روز سرنوشت
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸  

بعد از ماه ها و یا شاید سال ها انتظار 22 خرداد 1388 فرا رسید. 9 ساعت دیگر انتخابات رسما آغاز می شود و طی 10 یا 16 ساعتی که ادامه خواهد یافت، نتیجه 4 سال آینده کشور رقم می خورد.

یاد آن روزها که صد روز مانده بود تا انتخابات بخیر ... یاد بیست روز تبلیغات بخیر

امیدوارم این ها همه به خاطرات شیرین تبدیل شوند، هر چند، موج سبز، ادامه خواهد یافت.

فردا پای صندوق های رای اراده ملت به نمایش در می آید.


 
خدایا ... توان ما همین بود
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸  

امروز خیابان آزادی تهران یکپارچه سبز بود

امروز، خیلی شهرهای ایران یکپارچه سبز بودند

امروز، صدا و سیما به احمدی نژاد 20 دقیقه وقت دفاع از خود، در آخرین لحظات روز چهارشنبه، در آخرین لحظات تبلیغات انتخاباتی را داد و او به نقد دیگر کاندیداها پرداخت.

خدایا

تو شاهدی که ما هر آنچه در توان داشتیم برای بیان حق و حقیقت به مردم، انجام دادیم.

خدایا

تو وعده داده بودی که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نمی کند مگر آنکه خودشان بخواهند ... اکنون تو نیز می بینی که این جمعیت سبزپوش، این ملت، با تمام وجود می خواهند.

خدایا

ما کار خود را انجام دادیم، تا آنجا که می توانستیم ... اینک، چشم امید ما به لطف توست. ما را نا امید نکن


 
یک روزی این مثنوی تاخیر شد
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸  

دیشب حین پخش مناظره بین رضایی و احمدی نژاد یادم افتاد که وبلاگ را آپدیت نکردم، اما هشت جفت چشم خیره به مناظره از طریق کامپیوتر بودند و از سویی خودم مشتاق تر از همه و به همین دلیل دیروز ننوشتم و این مثنوی تاخیر افتاد.

مناظره دیشب هم مناظره جالبی بود و رضایی با استدلال و اطلاعات مناظره را برد.

دیروز زنجیره سبز انسانی میرحسین از میدان تجریش تا میدان راه آهن تشکیل شد و بزرگترین زنجیره انسانی خاور میانه نام گرفت.

اما اهواز هم خبرهای زیادی بود. زنجیره سبز انسانی در اهواز تشکیل شد، هم زمان احمدی نژاد و رضایی هم به اهواز سفر کرده تا آخرین تلاش های انتخاباتی خود را انجام دهند.

امروز هاشمی رفسنجانی طی نامه سرگشاده ای به مقام رهبری گلایه های خود را در رابطه با انتخابات مطرح کرد.

این دو سه روز باقی مانده، آبستن اخبار و حوادث بسیاری است.


 
شب امتحان اول
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸  

بالاخره اولین امتحان ترم دوم فرا رسید در حالی که شاید مجموعا شش ساعت هم برای آن درس نخوانده باشم ... شش ساعت برای درسی که برای اولین بار با آن مواجه شده ام!

به هر حال انتخابات است و زندگی و کار و درس ما را تماما پوشش داده و نمی گذارد به هیچ کدام برسیم ! ... امیدوارم خستگی آن به تن ما نماند !

امشب مناظره دو اصلاح طلب (مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی) است و مطابق شب های قبل پس از مناظره در خیابان ها غوغایی است که البته نمی توانم بروم چون 7 صبح باید به سمت جلسه امتحان بروم !

امیدوارم حداقل از پس امتحان های بعدی به خوبی بر آیم ... هر چند اگر انتخابات به دور دوم بکشد امیدی به آن ها نیز نیست !


 
شب های امتحان
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸۸  

پس فردا صبح اولین امتحان پایان ترم دوم را در پیش دارم و به علت انتخابات نتوانستم به آن بپردازم !

هم اکنون در حال تماشای مناظره بین کروبی و احمدی نژاد هستم ...

خبرهای چندان خوبی از انتخابات به گوش نمی رسد ...

امید ما فقط به خداست ...


 
و اینک ... 15 خرداد ... سالروز تولد
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸  

امروز جمعه، 15 خرداد 1388، 5 ژوئن 2009، بیست و چهارمین سالروز تولد من بود.

البته در این روز چهره های صاحب نام دیگری! همچون:

دکتر فریدون وردی نژاد (موسس ایرنا و روزنامه ایران، عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران)

دکتر حسن عابدی جعفری (وزیر بازرگانی کابینه مهندس موسوی، قائم مقام ستاد انتخاباتی ایشان در حال حاضر و عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران)

آدام اسمیت (اقتصاد دان بزرگ دنیا - پدر اقتصاد آزاد - نویسنده کتاب معروف ثروت ملل)

جان کینز (اقتصاد دان بزرگ دنیا)

در مجموع می توان نتیجه گرفت این روز روز تولد چهره های مدیریتی و اقتصادی دنیا بوده است !

سالیان سال است که تولد من علاوه بر تحت الشعاع قرار گرفتن دو مناسبتی که روز پیش و روز خود تولد من واقع شده اند، تحت الشعاع امتحانات پایان ترم خرداد و مصائبی از این دست قرار گرفته و امثال دست بر قضا تحت الشعاع انتخابات نیز قرار گرفته است و همین که خودم یادم ماند که امروز تولدم است شاهکار بود !

البته تبریکات عمدتا اس ام اسی (و چند تبریک کامنتی) نیز دریافت داشته ام.

به هر جهت امسال به خاطر شرایط ویژه کشور! از هیچ کدام از دوستان انتظار خاصی نداشتم.

12 سال اول زندگی به کودکی گذشت ...

12 سال دوم زندگی (از 15 خرداد 76 تا 15 خرداد 88) به فعالیت و جنب و جوش و پیشرفت گذشت.

12 سال سوم ...


 
شب و روزی پرهیجان
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸  

دیشب مناظره تاریخی بین مهندس موسوی و احمدی نژاد برگزار شد... تاریخی از آن جهت که فکر نمی کنم تا سالیان سال چنین صحنه ای ببینیم.

امشب هم مشغول نگاه کردن دومین مناظره مهندس موسوی با محسن رضایی هستم. شهر کمی ملتهب شده و یکی از دلایل آن بد رفتاری و بی اخلاقی هایی است که در مقابله با طرفداران مهندس موسوی در پیش گرفته اند.

فردا هم جمعه است و هم یکی از چند روز باقی مانده تبلیغات و هم یکی از چند روز مانده به امتحانات و هم در لا به لای این همه واقعه تولد من قرار گرفته !

تا فردا


 
مناظره دو رقیب
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸  

امشب در حال دیدن مناظره دو کاندیدای اصلی ریاست جمهوری هستم ...

حرف هایی بیان شد که در تاریخ سی ساله نظام سابقه نداشت.

امیدوارم حق به حقدار برسد.


 
زندگی سخت شده و آسان می شود
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸  

با نزدیک تر شدن به انتخابات زندگی ما کمرنگ تر شده و نقش انتخابات پر رنگ تر می شود!

مطابق معمول قبل از پست دادن کامنت ها را چک کردم که دیدم کامنتی مبنی بر ارائه کمک های مالی به ستاد مهندس موسوی گذاشته شده بود. از آنجا که می دانستم نه سیاست ستاد کامنت گذاری است! و نه این شماره حساب مربوط به ستاد است تماس گرفتم و فهمیدم یک کلاهبرداری در جریان است !!

درگیری ها البته از نوع استدلالی بین طرفداران کاندیداها شدت گرفته و هر کسی می خواهد از کاندیدای خود دفاع کند.

آمار روستاها بیانگر آن است که محبوبیت مهندس موسوی بیشتر شده است و مهندس نیز ابراز امیدواری کرده که در دور اول پیروز انتخابات باشیم ... می شود یعنی آیا ؟


 
فشار انتخاباتی به اوج رسیده
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸  

خبرها از گوشه و کنار می رسد که ستادهای مهندس موسوی در آتش خشم آنان که نمی خواهند مهندس پیروز شود می سوزند.

موج تخریب، تهمت و دروغگویی از جانب بعضی رسانه ها به اوج رسیده و از هیچ چیزی پروا ندارند.

انواع بداخلاقی هایی که می تواند در یک انتخابات وجود داشته باشد پدیدار شده ...

ده روز دیگر تا برگزاری انتخابات مانده و فشارها به اوج خود رسیده است.

امیدوارم دور اول مهندس موسوی با رای قاطع پیروز شود و هم مشت محکمی بر دهان یاوه گویان باشد و هم این فشارها تمام شود !


 
بی برنامگی انتخاباتی !
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸  

امروز اولین کنگره! سراسری نسیم با حضور مهندس موسوی و دکتر رهنورد بود. جمعیت از ساعت 4 و 4:30 در سالن حاضر بودند و قرار بود برنامه راس ساعت 5 آغاز شود ... مهندس موسوی و همسرشان ساعت 8:20 در محل حاضر شدند. الان چیز خاصی درباره این برنامه نمی توانم بگویم، مثل خیلی حرف های دیگر موکول می کنم به بعد از انتخابات !

این روزها به نظر می رسد رای تهران تقریبا تامین است و باید تلاش بیشتری روی شهرستان ها شود ... اما همچنان باز هم بیشترین تلاش روی تهران انجام می شود !

امیدوارم با وجود تمام این بی برنامگی ها که به علت بی تجربگی بعضی ها اتفاق افتاده، پیروز انتخابات شویم، با تکیه بر مردم و رای آن ها.


 
همه جان و تنم وطنم ... وطنم ... وطنم ...
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸  

امشب اولین فیلم تبلیغاتی مهندس میرحسین موسوی پخش شد. فیلم خوش ساختی بود و با اینکه زمان کمی داشت قاعدتا اما توانست خیلی حرف ها را بزند.

امروز برای گرفتن تبلیغات جوانی بیست شش و  هفت ساله به ستاد آمده بود ... از اردبیل آمده بود و بسیار ساده صحبت می کرد. تبلیغات را که آماده می کردم پرسید چقدر می دهید ؟
گفتم چی چقدر ؟
گفت پول ...
گفتم ستاد مهندس موسوی به کسی پول نمی ده.
گفت یعنی خودتون هم نمی گیرید ؟
گفتم نه
گفت حالا یه ده پونزده تومن بدید ... هر روز بیام ... از شهرستان اومدم
کمی مکث کردم ...
گفتم اگه دنبال پولی ستادهای دیگه ممکنه پول بدن ... آقای ....
گفت نه ! این همشهریمه ...
گفتم خوب بالاخره یا پول یا همشهری !

باز هم اصرار کرد. آدرس ستاد مرکزی را نوشتم و به او دادم که برود. شاید آنجا برایش کاری می کردند. دم در بدرقه اش کردم گفت بلد نیست با آسانسور برود. تا در آسانسور همراهش رفتم ... آسانسور که به بالا رسید و در باز شد.
گفتم برو،
گفت تو هم بیا ...
گفتم دیگه معلومه !
دکمه همکف را زدم و درب آسانسور در حال بسته شدن بود که پرید بیرون !
گفت نمی تونم تنها برم ! آسانسور بلد نیستم ...
گفتم پس چطور اومدی ؟
گفت از پله ها ! (12 طبقه !!)
همراهش سوار آسانسور شدم، همکف پیاده شد و برگشتم ...

خیلی ناراحت شدم ... خدایا ! ما را نجات بده.


 
خداحافظ اهواز
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸  

برای اموری چندگانه برای سه روزی اهواز آمده بودم و امشب به تهران باز می گردم. خاتمی فردا به اهواز می آید و تبلیغات گسترده ای برای حضور او صورت گرفته است.

جو در اینجا به نسبت تهران انتخاباتی نبود و هشداری است برای ما که به شهرستان ها بیشتر توجه کنیم و تنها دلخوش به آرای تهران نباشیم.

فضا هر لحظه داغ تر و داغ تر می شود !

دو هفته دیگر، این موقع، انتخابات تقریبا تمام شده و شمارش آغاز می شود ... به امید پیروزی !

 


 
دو هفته دیگر، شب انتخابات
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸  

خوب یادم می آید که حدود سه ماه پیش پستی نوشتم با عنوان صد روز تا انتخابات ... و امشب، دو هفته دیگر تا انتخابات زمان باقی است. دقیقا دو هفته دیگر، چنین شبی،‌ شب انتخابات است.

1 - لازم است تا در این دو هفته باقی مانده نهایت تلاش خود را برای پیروزی انجام دهیم.

2 - ما به دور دوم فکر نمی کنیم و تمام تلاشمان این است که با یک رای بسیار بالا در دور اول پیروز انتخابات باشیم.

3 - اگرچه در این انتخابات تغییری رخ خواهد داد و فرد دیگری رئیس جمهور می شود، اما این تنها دستاورد انتخابات نیست، بلکه همسو شدن مردم برای انجام یک حرکت اجتماعی سیاسی و با هم بودن آن ها (چیزی که این روزها بسیار می بینیم) شاید دستاوردی حتی مهمتر از دستاورد اولیه انتخابات باشد.


 
شهرستان ها، اندکی متفاوت
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸  

شب گذشته برای بار چهارم در شش ماه اخیر از یاد بردم که بنویسم ! این بار به علت ترافیک بالای کاری، به خصوص پاسخگویی به پیام های سایت هواداران بود.

از بابت اوضاع رای در تهران تا حدی خیالمان راحت شده،‌اما به نظر می رسد شهرستان ها رای چندان جالبی ندارند. امروز به عینه این مساله را دیدم. بر خلاف تهران که جو انتخاباتی کاملا حاکم شده و دستبندها و شال ها و آدم های سبز به خوبی نمود دارند، در بعضی شهرستان ها خبری از شور انتخابات نیست !

امکان یک مرحله ای شدن انتخابات با پیروزی قاطع مهندس موسوی قوی تر شده است. باید نهایت تلاش خود را داشته باشیم تا حسرت نخوریم اگر کمی بیش از این تلاش می کردم می شد نتیجه را جور دیگری رقم زد.


 
یک روز تبلیغات با نشاط !
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸  

امروز به مقدار بیشتری خودمان در صحنه تبلیغات حاضر شدیم و به تبلیغات میان مردم و فروشگاه ها پرداختیم ! ... استقبال از آن چیزی که فکر می کردیم خیلی بیشتر بود، تا جایی که بارها این سوال در ذهنم مطرح شد که پس چه کسی نمی خواهد به میرحسین موسوی رای بدهد ؟

هم مردم و هم مغازه داران و فروشگاه ها با استقبال زیاد برخورد می کردند و حتی بسیاری به سراغ ما می آمدند و همه ابراز امیدواری می کردند که مهندس پیروز شود.

بسیاری از آنانی که نمی خواستند رای دهند رای می دهند.

همه نوع تیپ و عقیده ای هم، هم نظر شده بودند.

بسیاری دست بند سبز می خواستند و بعضی پوستر برای چسباندن پشت شیشه ماشین هایشان.

امیدهایمان بیشتر شد ... نظرسنجی های اینترنتی هم خبر از پیروزی مهندس موسوی می دهد. چند قدم مانده تا پیروزی !


 
میرحسین رو به پیروزی
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸  

امروز برای امتحان به همراه یکی از دوستان راسا دست به کار شدیم و به چند مغازه و فروشگاه سر زدیم و گفتیم که پوستر مهندس موسوی را نصب می کنید ؟

برخوردها خیلی جالب بود و امیدوار کننده !

به شدت معتقدم مهندس موسوی رو به پیروزی است ... البته اگر با همین تلاش و قدری بیشتر ادامه دهیم.


 
امروز دوم خرداد بود
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸  

دوم خرداد سالیان زیادی است که به یک سنت تبدیل شده. هر چند سال های اول با شور و اشتیاق بیشتری پاس داشته می شد، اما کم کم رو به کمرنگ تر شدن رفت تا امسال ...

امسال دوم خرداد با حضور سیدمحمدخاتمی و زهرا رهنورد در ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی برگزار شد ... اما جمعیتی که به ورزشگاه آمده بود به مراتب بیش از ظرفیت اسمی سالن بود.

آنچه امروز در ورزشگاه گذشت را در اینجا بخوانید.

نسبت به برنامه روز گذشته پرشین بلاگ چند نفری انتقاد کرده بودند که بعضی منطقی و پذیرفته شده بود و بعضی نیز فقط می خواستند حرفی زده باشند ! به هر حال همه نقدها را می خوانیم و سعی می کنیم در برنامه های بعدی تصحیح کنیم.

در بخش کامنت پست قبلی چند نفر از دوستان اظهار امیدواری کرده اند که مهندس موسوی رای بیاورد ... ضمن تشکر از این دوستان، لازم است به جای اکتفا به اظهار امیدواری، همه ما نهایت تلاش خود را در این هجده روز باقی مانده انجام دهیم !


 
از جشن تا میرحسین
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸  

امروز جشن تولد پرشین بلاگ برگزار شد.

نمی تونم بگم کاملا بدون نقص، اما به خوبی و به صورت منظم برگزار شد و اکثر میهمانان راضی بودند.

خیلی از دوستان به عنوان کادر اجرایی کمک می کردند که قطعا مهمترین سهم در برگزاری منظم برنامه را داشتند.

دوستان مقیم سایت فرندفید هم به مجلس گرمی خاصی بخشیدند و البته اجرای قوی آقای سعید پورمحمودی به همراه همکارشون سرکار خانم لیلا ادیبان فوق العاده عالی بود.

امشب هم که اولین فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی را ... شنیدم بیشتر تا ببینم ! چون تلویزیون دم دست نبود و تلفن زدم به یکی از دوستان و صدای تلویزیون را از طریق تلفن دریافت می کردم و نیمچه تصویری هم از طریق اینترنت می دیدم و همزمان بحث و نقد و بررسی آنلاین درباره این فیلم را از زبان دوستان سایت فرندفید می شنیدم.

فردا کار ستاد شبکه هواداران تقریبا شروع می شود و بعد از ظهر هم که به ورزشگاه می رویم ... و از پس فردا به صورت تمام وقت و جدی کار آغاز خواهد شد.

امیدوارم جشن پیروزی میرحسین را به زودی بگیریم.


 
فردا ... جشن پرشین بلاگ
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

بدیهی است از آنجا که فردا جشن تولد پرشین بلاگ است عمده وقت و انرژی امروز صرف جشن فردا شد و تمام وقت و انرژی فردا نیز صرف آن خواهد شد !

اگر می خواستیم طبق روال سالانه عمل کنیم جشن می بایست روز 23 خرداد برگزار می شد، اما با توجه به برگزاری انتخابات و حساسیت های موجود در رابطه با آن تصمیم گرفتیم که آن را قدری زودتر برگزار نمائیم.

امیدوارم فردا همه چیز خوب و منظم پیش برود.

فعالیت های انتخاباتی هم از فردا آغاز می شوند و شکل شهر متحول می شود ... امیدوارم نظر آنان که نمی خواهند شرکت کنند هم متحول شود !


 
یک روز سخت !
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸  

امروز دوان دوان و ناهار نخورده برای حضور در جلسه ای پیرامون ارائه برخی توضیحات درباره روند جشنواره وبلاگ نویسی اصلاح الگوی مصرف رفتم ... یک ساعت و خورده ای به طول انجامید و بعد از آن به دفتر روزنامه کلمه سبز رفتم ... نیم ساعتی هم آنجا بودم و سپس به دفتر پرشین بلاگ رفتم ... دو ساعتی هم آنجا بودم و بازگشتم شرکت و ساعت 9 شب ناهار خوردم !

...

در حال تشکیل ستاد شبکه هواداران مهندس موسوی هستیم ... امیدارم همین ستاد کوچک اما بهینه ای که راه اندازی می کنیم بتواند تا یک میلیون رای به آرای مهندس اضافه کند ... الان که در حال نگارش این پست هستم خسته هستم اما هذیان نمی گویم ! می توانیم !!!

فردا هم قدری از کارهای جشن پرشین بلاگ را باید انجام دهیم و پس فردا هم که خود جشن است ... خدا این روزها و این ماه را به خیر و خوشی برای ما سپری کند.


 
ما پیروز می شویم
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  

ما پیروز می شویم، چون اکثریت دانشجویان، روشنفکران و هنرمندان و آنان که می فهمند با ما هستند.

ما پیروز می شویم، چون اکثریت مردم، به خصوص مردمی که سال های جنگ و مقاومت را به یاد دارند با ما هستند.

ما پیروز می شویم، چون اکثریت جمعیت فعال اینترنت سبز پوش شده است.

ما پیروز می شویم، چون باید پیروز شویم. چون چاره ای نداریم.

و در نهایت

مطمئنم که ما پیروز می شویم

چون نهایت تلاشمان را می کنیم ... و گفته اند از تو حرکت، از خدا برکت.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
کلمه سبز و نا امیدی !
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  

امروز اولین شماره روزنامه کلمه سبز منتشر شد ... قرار نیست چون خودم هم آنجا قلم می زنم در اصطلاح نوکر سلطان باشم ! با اینکه زحمت بسیاری برای چاپ روزنامه می شکند اما می توانست بهتر از این باشد ... اما چه می شود کرد وقتی که ... بگذریم !

دنبال اقلام تبلیغاتی به ستاد رفتم ... خبری نبود ! یا واقعا نداشتند و یا گذاشته اند برای روز مبادا ! (مثلا بعد از انتخابات)

به هر حال آدمی است ... گاهی نا امید می شود !


 
تو رای نمی دهی و حق من ضایع می شود
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸  

این روزها مثل روزهای قبل از هر انتخاباتی است که عده ای به شدت در تلاشند و عده دیگر بر طبل تهی تحریم می کوبند !

انتخابات، فرایندی است بر پایه مردمسالاری که در آن عموم مردم حق دارند آنچه را می خواهند انتخاب کنند و حق آن را نیز دارند که شرکت نکنند و اجباری نیست.

اما آیا آن کسی که در انتخابات شرکت نمی کند و عدم شرکت او منجر به نتیجه ای می شود که حتی خوشایند خود او نیز نیست، حق ما را ضایع نمی کند ؟

به یاد نوعی دموکراسی می افتم که بعضی وقت ها یادم نیست در کلاس های دبیرستان یا دانشگاه استادان در پیش می گرفتند و می گفتند اگر همه کلاس موافق است این کار را انجام می دهیم و اگر بیش از دو نفرموافق نباشند نمی شود ... و همیشه این دو نفر و بلکه بیشتر! پیدا می شدند که همراهی نمی کردند و حق مایی که دیگران بودیم ضایع می شد.

درست است تو حق داری رای ندهی، اما فکر نمی کنی با رای ندادنت ممکن است حق بسیاری را که برایشان ارزش و اهمیت هم قائل هستی از بین ببری ؟


 
درد دندان و انبوه کار
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸  

دیروز برای سومین بار در شش ماهی که روزنویسی انجام می دهم از یاد بردم که پست بدهم ... و البته علت آن درد شدید دندان بود که باعث شد زودتر از همیشه دست از کار بکشم و پست روزانه را نیز از یاد ببرم !

در این میان انبوهی از کارها نیز همچنان وجود دارد و این هفته و این ماهی که پیش روست امیدوارم به خیر و خوبی و خوشی بگذرد !

پرونده نمایشگاه کتاب هم امروز بسته می شود.

متاسفانه در آخرین سخنرانی مهندس موسوی اقدام به پرتاب گاز اشک آور نموده اند ... برای تخریب یک نفر و مجال ندادن به وی تا کجا می خواهند پیش بروند خدا می داند !


 
نشست وبلاگ نویسان حامی مهندس موسوی
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸  

امروز اولین نشست وبلاگ نویسان حامی مهندس موسوی بود. هر چند تعداد از چیزی که فکر می کردیم کمتر بود (و خدا رو شکر بیشتر نبود چون جای مناسبی پیش بینی نکرده بودیم!) اما خروجی فوق العاده خوبی داشت. البته بحث های حاشیه ای هم پیش آمد و انتقاداتی بود اما جمع خوب و پر انرژی بودند. پر انرژی از این نظر که به انسان امیدواری می داد که خیلی ها هستند که به طرق مختلف قصد پیروزی مهندس موسوی در انتخابات را دارند.


 
در تاریخ ثبت می شویم !
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  

برای پست قبلی دوست ناشناسی چنین کامنتی گذاشته بود :

دوست من چه دل خوشی داری...تب و تاب انتخابات کجا بود...

این روزها مردم چند دسته شده اند و یکی از دسته هایی که به شدت هم به حرف خود معتقد است آن هایی هستند که می گویند نتیجه انتخابات مشخص است ! ... ما که رای نمی دهیم، شما هم تلاش نکنید !

یادم می آید سال 76 هم همین را می گفتند ... و ما هم باورمان شده بود ... و کسی باورش نشد وقتی خاتمی با آن رای نجومی مردم به ریاست جمهوری رسید.

فرق میرحسین با خاتمی آن است که میرحسین را بسیاری می شناسند و خاتمی را کسی آنقدرها نمی شناخت.

فرق امسال با چهار سال پیش هم آن است که آن زمان بسیاری از افرادی که اکنون با جان و دل حاضر به حمایت از میرحسین هستند، یا به پای صندوق نیامدند و یا آمدند و رای دادند و رفتند ... و همه می دانستیم نتیجه انتخابات دلخواه ما نخواهد بود.

اما امسال نتیجه انتخابات را می خواهیم رقم بزنیم... اگر نیاییم، اگر رای ندهیم، اگر از کاندیدای خود دفاع نکنیم، در تاریخ ثبت خواهیم شد ... به عنوان افرادی که آنقدر بی عرضه بودند که همه شان با یکدیگر نتوانستند کاری از پیش ببرند !

به غیرت کسی برخورد ؟


 
یک ماه و چند روز
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  

تنها یک ماه و چند روز تا برگزاری انتخابات مانده ... و حدود ده روز تا آغاز تبلیغات رسمی در حالی که هنوز آنقدرها آمادگی نداریم.

هر چند خیلی هم دیر نشده و این عادتی است که در کار کردن دارم که ترجیح می دهم به جای آنکه دقیقه نود و یا دیرتر! کارها انجام شوند قدری زودتر انجام شده تا آنقدر استرس و فشار روانی از یک سو و نرسیدن به صد در صد اهداف از سوی دیگر نداشته باشیم.

به هر حال از مردم هم شاید سخت است که انتظار داشته باشیم از الان به صورت کامل در جو انتخابات قرار بگیرند ... سعی می کنیم این جو را از روز 1 خرداد ایجاد کنیم.

چیزی تا انتخابات نمانده ...

خانه به خانه کو به کو

چهره به چهره رو به رو

تبلیغات می کنیم !


 
به قدر وسع بکوشم
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸  

بعضی از دوستان در این روزهای باقی مانده به انتخابات به اصطلاح نفس بریده اند و دیگر توان آمدن ندارند ... یا نا امید شده اند و یا خسته. بعضی می گویند رای نمی آورد، بعضی می گویند چه فایده و خلاصه همان فرهنگ اصیل جامعه ما که به هر طریق سعی می کنیم از زیر انجام یک کار سخت فرار کنیم چرا که انجام آن را بیهوده می دانیم !

فکر می کنم این شعر را در یک پست دیگر هم گفته بودم، اما بد نیست دوباره تکرار کنم !

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

ما تلاشمان را انجام می دهیم، تا آنجا که توان داریم و حتی سعی می کنیم بیش از توانمان کاری انجام دهیم و توان دیگران را نیز جذب کنیم ... حداقلش آن است که عذاب وجدان نخواهیم داشت که می توانستیم کاری کنیم و نکردیم ... و حداکثرش این است که پیروز می شویم ! یک پیروزی که خود نیز در آن سهیم بوده ایم و اینچنین پیروزی واقعا شیرین است !


 
وقتی منافع ملی فدای شخص می شود
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  

بچه ها تو رو به خدا اینقدردرگیر اسم و گروه نباشین ... همه بعد از 22 خرداد حسرت نصیبمون می شه ها ! میرحسین مثل خاتمی اونقدر بزرگ هست که یه ایران تو دلش جا بشه ...

این نقل قولی بود از یکی از دوستان در پروفایل فیس بوکش ... چیزی که هر قدر جلوتر می رویم آن را بیشتر می بینیم. افرادی که به خاطر مطرح شدن "نام" خود منافع کلی اکنون که سعی در افزایش آرا می باشد را نادیده می گیرند و در این آشفته بازار می خواهند تجارت خود را پیش ببرند !

اگر در این بین انتخابات را ببریم خود را پیروز می دانند و اگر ببازیم تفاوت چندانی برایشان ندارد ... چون بازنده اصلی ما هستیم و حسرتی که به دلمان می ماند که چرا به خاطر جاه طلبی عده ای باید اینگونه می شد.

 



 
ستادهای مردمی و شور بیشتر
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  

نزدیک به چهل روز تا انتخابات باقی مانده و فضای رقابتی روز به روز داغ تر می شود. آنچه در ستاد مهندس موسوی بسیار به چشم می آید فعالیت ستادهای خودجوش و مردمی در کنار ستاد رسمی انتخاباتی است و این همان چیزی است که مهندس موسوی در بیانه انتخاباتی خود به آن تاکید داشت.

یکی از عوامل موفقیت هر دولتی همراهی مردم با آن دولت است و میرحسین موسوی سعی بر آن داشته تا این همراهی را از پیش از انتخابات و تشکیل دولت آغاز کند و برای او نیز این سیاست غریبی نیست، چرا که در دوران تصدی نخست وزیری نیز چنین سیاستی را در پیش گرفت و توانست کشتی جامعه را به ساحل سلامت برساند.


 
یک روز و چند جلسه
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸  

امروز صبح جلسه مربوط به جشنواره وبلاگ نویسی اصلاح الگوی مصرف بود ... جشنواره قدری جلوتر رفت و کارها انجام شد، هر چند مثل همیشه شاهد بی نظمی زمانی جلسه و بی نظمی حضور دوستان بودم !

بعد از ظهر هم به یک شرکت با زمینه کار بازاریابی رفتم و نتایجی حاصل شد.

پس از آن هم به دفتر روزنامه کلمه سبز رفتم و در جلسه ای که درباره صفحه جامعه مجازی روزنامه بود حضور پیدا کردم.

فکر می کنم باید تاوان بیست روز تعطیلی عید را طی این یکی دو ماه پس بدهم ! ... ماه منتهی به انتخابات و امتحانات هم ماه سنگینی است. امیدوارم که تماما به خیر بگذرد.


 
وقتی همه همراهی می کنند
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸  

این روزها چه در هر گوشه شهر و چه در هر گوشه اینترنت، افرادی هستند که تمایل به همکاری و همراهی برای پیروزی مهندس موسوی در انتخابات دارند.

تنها چیزی که نگران کننده است عدم استفاده از این پتانسیل مردمی است ... اگرچه مردم در بسیاری موارد خود می دانند که باید چه کنند، اما به هر حال نوعی سازماندهی برای افزایش کارایی آن ها نیز لازم است.


 
وقتی باقی نمانده
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  

به یاد آن روز می افتم که 100 روز به انتخابات باقی مانده بود و نوشته بودم صد روز هم زمان خیلی کمی است ... امروز، 47 روز باقی مانده، زمان بسیار بسیار کمی ... ما هنوز خیلی کارها را نکردیم ... هنوز آن شور لازم در جامعه به وجود نیامده.

خیلی از دوستان شبانه روزی در ستادهای اصلی و مردمی مشغول کار هستند

خیلی ها هر جا که می رسند سر صحبت را درباره انتخابات باز می کنند

بعضی خانه و مغازه خود را در اختیار ستاد قرار می دهند، بعضی بخشی از دارایی خود را، بعضی تخصص خود را ...

و همه، دست به دست هم، می خواهند تا در انتخابات پیروز شویم.

ما، پیروز می شویم، اگر با هم باشیم.

وقتی باقی نمانده

 


 
واقعی تر می شود !
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸  

تا امروز بیشتر رویکرد درج خبر و مقاله و یادداشت و مصاحبه بود و اکنون بیشتر به سمت درج کاریکاتور و مطالب ملموس تر برای مخاطبان رفته ایم. همچنین، قصد آن را داریم تا با جذب علاقه مندان در این شبکه، فعالیت های آن را توسعه دهیم و در اصطلاح آن را به معنای یک شبکه واقعی تر کنیم !


 
این روزها ... انتخابات
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸  

مردم و احزاب حامی موسوی

چند حزب مهم اصلاح طلب نظیر مشارکت، کارگزاران، مجاهدین، همبستگی و مجمع روحانیون از کاندیداتوری میرحسین موسوی حمایت کرده اند. مردم بسیاری نیز به صورت خودجوش و در قالب گروه های دیگری آمادگی خود را اعلام کرده اند. روز به روز به تعداد حامیان مهندس موسوی اضافه می شود.

کروبی، ماندن یا نماندن

شیخ مهدی کروبی نیز فرد قدرتمندی در عرصه سیاست به شمار می آید. امکان کناره گیری وی در روزهای آخر انتخابات وجود دارد، اگر به هر دلیلی هم در عرصه باقی بماند باز هم می تواند آثار مثبتی به همراه داشته باشد.

در آن سو خبری نیست

در حالی که کمتر از 60 روز به انتخابات مانده، تنها این دو (میرحسین و کروبی) اعلام کاندیداتوری رسمی کرده اند و از فرد دیگری خبری نیست. البته احتمال حضور عبدالله نوری و اکبر اعلمی از سوی اصلاح طلبان وجود دارد که آنقدرها نمی توانند نقش پر رنگی ایفا کنند و از آن سو به جز احمدی نژاد، امکان حضور محسن رضایی و علی فلاحیان وجود دارد.

شصت روز پرکار

شصت روز آینده قطعا روزهای پرکاری برای علاقه مندان به عرصه انتخابات خواهد بود. امیدوارم به دور از هر گونه بداخلاقی و تخریب، انتخابات خوبی پیش رو داشته باشیم.


 
به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸  

انجام کارهای سخت توان زیاد می طلبد و انرژی و وقت و اندیشه.

حال این کار سخت پذیریش در کنکور ورودی از میان تعداد زیادی داوطلب باشد
                      یا راه اندازی یک کسب و کار جدید
                      یا حتی پیروزی در انتخابات !

رسم دنیا این است ... رسم دنیا سخت گیر است و برای رسیدن به آنچه که یک سر و گردن بالاتر از چیزی است که دیگران دارند، باید سختی کشید ... و حتی گاه بعضی ها که به هدف خود بسیار عقیده دارند جان خود را نیز هزینه می کنند.

در هر حال این یک قاعده است، یک قاعده غیرقابل تغییر طبیعت و به قول خواجه حافظ شیرازی :

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب

به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید


 
دوست من ! بهتر است رای ندهی
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸  

این روزها اظهار نظرهای مختلف و متفاوتی درباره جریان انتخابات در جریان است !

عده ای با تلاش زیاد در حال گرم کردن فضای انتخابات و جذب آرا به سمت کاندیدای مورد نظر خود می باشند.

عده ای همچنان در فضای گیج و گنگ به سر می برند و نمی دانند کدام مسیر را باید بروند.

عده ای هم همچون سال های گذشته بر طبل تهی تحریم می کوبند و البته این بار به نسبت دفعات پیشین خود را روشنفکرتر نشان می دهند !

در دفعات گذشته این افراد می گفتند کلا در انتخابات شرکت نمی کنیم ! اما این بار پس از نهیب های بسیاری که شنیدند که شرکت نکردن در انتخابات کار بسیار بیهوده ای می باشد، از در دیگری وارد شده اند !

"از نظر ما میرحسین موسوی مثل فلانی است ! فقط کمی اتوکشیده تر است ... برای همین به او رای نمی دهم"

"میرحسین موسوی در حال بیان حرف های تبلیغاتی برای جذب رای مردم است ! هر چیزی الان مشکل دارد او بیان می کند که می خواهند آن ها را حل کند ! و این یعنی هوشمندی در تبلیغات ! ... من به چنین آدمی رای نمی دهم !"

"مگر او بیاید چه می تواند انجام دهد ؟ اصلا مگر رئیس جمهور این باشد یا آن یکی فرقی می کند ؟ برای چه رای بدهم ؟"

"ببینم آقای کاندیدا ! اگر انتخاب شوی می خواهی چه کنی ؟ می توانی تمام خواسته های من را برآورده کنی ؟ من که می دانم نمی توانی ! پس ترجیح می دهم رای ندهم !"

...

ما همواره استدلال های منطقی در دفاع از کاندیدای مورد حمایت خود داریم، اما بعضی ها به دنبال استدلال منطقی و غیرمنطقی نیستند و تنها می خواهند بر طبل خود بکوبند.

دوست من ! بهتر است با این وضعیت تو رای ندهی ! ما به جای تو رای می دهیم و سعی می کنیم رای دیگرانی که سرنوشت و آینده شان برایشان مهم است را نیز جذب کنیم. تو در جای خود آرام لم بده اما سعی کن کمتر کاندیدای ریاست جمهوری را امر و نهی کنی !


کلمات کلیدی: منطق ،انتخابات
 
شور انتخابات هر روز بیشتر می شود
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸  

هر کاری را که انجام می دهیم یک هدف اصلی دارد و همه توان ما رسیده به آن هدف است ... اما در کنار رسیدن به این هدف، خیلی مسائل دیگر هم پیش می آید، خوب و بد !

شاید حضور فعال در انتخابات هزینه هایی مثل صرف وقت و انرژی و مسائلی که گهگاه ممکن است رخ دهد به همراه داشته باشد، اما شور و نشاطی که در جامعه به وجود می آورد، ارتباطاتی که بین افراد پدید می آید و اینچنین اثراتی، تاثیرات خوب و مثبت انتخابات هستند.

هر یک از ما به سهم خود کاری برای این انتخابات انجام می دهیم و می توان این کار را مانند جمع آوری کمک برای پخت یک غذای نظری یا کمک به جایی دانست. ممکن است سهم ما بسیار ناچیز باشد (فقط رای دهیم) ممکن است خود بانی این کار باشیم (ستاد تشکیل دهیم) اما مهم این است که مشارکت می کنیم و راضی هستیم از اینکه به کاری که اعتقاد داریم می پردازیم.

خوشحالم که شور انتخاباتی هر روز در جامعه بیشتر و بیشتر می شود. امیدواریم این روند صعودی نه تنها تا انتخابات، بلکه تا بعد از انتخابات نیز ادامه یابد و مردم حضور فعالی در صحنه های اجتماعی و سیاسی داشته باشند.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
سایت هواداران
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸  

مهندس موسویدر این سایت علاوه بر بخش اخبار، یادداشت ها، مقالات و مصاحبه ها بخش های دیگری مانند بیوگرافی مهندس موسوی، گالری تصاویر ایشان، چهره های صاحب نام حامی ایشان، هواداران و بخش های دیگری تعبیه شده است.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
تشکیل ستاد خودجوش
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸  

... ما هم به این نتیجه رسیدیم که به جای حضور در ستاد مرکزی انتخابات و فربه کردن بدنه آن، به توصیه مهندس موسوی عمل کرده و ستاد خود جوشی از علاقه مندان به همکاری انتخاباتی برای مهندس موسوی پدید آوریم.

سایت این ستاد طی روزهای آینده راه اندازی می شود و خود ستاد نیز از بخش های مختلفی نظیر کمیته تولید محتوا، کمیته خبری، کمیته مردمی و کمیته تبلیغات تشکیل شده است.

از مدت ها پیش می دانستیم حضور میرحسین موسوی سبب نزدیکی بسیاری تفکرها و حمایت همه آن ها از وی خواهد شد ... کنفرانس خبری دیروز هم نقطه عطفی در این رابطه بود و بسیاری ابهامات را بر طرف کرد.

امیدواریم که مهندس موسوی با کسب رای بالا در همان دور اول پیروز انتخابات شود و در این راستا گام بر خواهیم داشت.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
گفتنی ها را موسوی گفت
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸  

امروز نخستین کنفرانس مطبوعاتی مهندس میرحسین موسوی بود و بارزترین نکته آن بیان همه گفتنی هایی بود که دوست داشتیم از زبان کسی به صراحت گفته شوند و شنیدنی هایی بود که دوست داشتیم از زبان میرحسین بشنویم.

یکی از مهمترین دلایل حضورم قانون گریزی است مهندس میرحسین موسوی

دلیل دیگر حضورم برهم خوردن ساختارها در سیستم تصمیم‌گیری است

عدم شفافیت در گردش اطلاعات در کشور، دلیل سوم حضورم در صحنه انتخابات است

در این سال ها بسیار لغزان بودیم/ دایم سیاست هایمان در حال تغییر بوده

نده تصمیم دارم در صورت انتخاب  در اولین قدم آسیبی که به دستگاه های تصمیم گیری رسیده جبران کنم گرچه برخی خسارت ها آثار دامنه داری دارند. وی ادامه داد بنده تصمیم دارم فضای آزادی گردش اطلاعات  را فراهم کنم که این حق مردم و وسیله ای برای مقابله با فساد  است .

آزادی‌های مصرح در قانون اساسی را اجرایی می‌کنم

افراط و تفریط در زمینه سیاست خارجی به ما لطمه زده است

سیاست های اجرایی در زمان جنگ، در بسیاری از کشورها آزموده شده بود

دفاع از آزادی کانال های تلوزیونی

گشت های ارشاد را جمع آوری می کنم

پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسایل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در  اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شودو به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت.  وی تاکید کرد: بخشی از برخوردها اساسا موضوعیت نداردو با سو نیت انجام می شود و  این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.

گمان نمی کنم کسی به اندازه من با گرایش های جوانان اشنایی داشته باشد

وی در پاسخ به سوال ایسنا که پرسید :«برخی منتقدان می گویند آقای موسوی در 20 سال گذشته ارتباطی با جوانان نداشته و آیا جونان نسل سوم آقای موسوی را می شناسند ؟ گفت: بین نسل های مختلف امکان گفت و گو قایل هستیم و من می توانم چنین ارتباطی را برقرار کنم من در ده سال گذشته در فرهنگستان هنر بودم و با جامعه میلیونی هنرمندان ارتباط داشتم و مهمترین استفاده کنندگان کالاهای فرهنگی ما جوانان هستند و گمان نمی کنم افرادی که تا این اندازه به گرایش های جوانان اشنایی دارند به اندازه من باشند یکی از مشغله های روزانه من درباره جوانان بود.

مشکل از اینجا شروع می شود که عده ای را خودی و عده ای را غیرخودی می نامیم

باید به جوانان اعتماد کنیم و بدانیم آنها کشور خودشان را دوست دارند

علاقمندم از نظرات همه شخصیت ها با هر گرایشی استفاده کنم

در مورد اقای خاتمی و آقای هاشمی به مشاورت این دو افتخار می کنم و هر کسی هم که رییس جمهوری باشد با طیب خاطر نظراتم را به ایشان اعلام کنم. من در آینده جرات نمی کنم به آقای خاتمی پیشنهاد شغلی بدهم هر چند از کمک ایشان استفاده خواهم کرد و انتظار دارم پیش از انتخابات نیز ما را مساعدت کنند و از مشورت های ایشان استفاده خواهم کرد.

اول انقلاب نظارت استصوابی نداشتم و این بعدها به قانون تبدیل شد

نباید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم

وقتی ما در سه سال سه رییس بانک مرکزی عوض کنیم طبیعی است که سرمایه گذار داخلی و خارجی حاضر به مشارکت نیست

به ظرفیت سازی برای روابط جدید نیاز داریم/بهتر است به سمت دوستی با ملت ها پیش برویم

ی با ذکر مثال آمریکا گفت: قدرت بزرگی است و با ما مشکل دارد و می خواهد با ما برخورد کند  ولی اول با اروپا هماهنگ می کند اما  ما که می خواهیم درباره دنیا عمل کنیم چه متحدانی داریم؟ چقدر از مزیت های نسبی که در منطقه داریم استفاده کردیم؟

طبق اعتقادات دینی و ملی ما کشته شدن هر بی گناهی جدا از آیین و مذهب او محکوم است

متن کامل کنفرانس خبری مهندس موسوی (بخش 1)
متن کامل کنفرانس خبری مهندس موسوی (بخش 2)
متن کامل کنفرانس خبری مهندس موسوی (بخش 3)
متن کامل کنفرانس خبری مهندس موسوی (بخش 4)

 


کلمات کلیدی: انتخابات
 
خاتمی ! من هم از دست تو شاکی ام !!!
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸  

این روزها همه از دست خاتمی شاکی هستند ، شما چطور ؟

راستش را بخواهید من از رفتن خاتمی شاکی نشدم ... هر چند خیلی بیشتر از کسانی که داعیه دار کار کردن برای خاتمی و طلب کار او هستند زمان و انرژی گذاشتم، اما دلایل رفتن خاتمی را می دانم ... و به او برای این کار حق می دهم.

اما من هم از دست او شاکی هستم ! چرا که بر خلاف وعده ای که داد، تنها به ذکر نام مهندس موسوی در نامه انصراف خود و نامه بعد از آن اشاره کرد و آنطور که می گفت نه حمایت عملی انجام داد و نه حتی توانست هواداران خود را به سوی موسوی ببرد.

البته از دو ماه پیش قرار بر آن بود که برای یک هفته به استرالیا سفر کند و این روزها هم به هر حال تعطیلات نوروزی است ... اما امیدوارم پس از این تعطیلات آنطور که قول داده بود به قول خود عمل کند.


کلمات کلیدی: انتخابات
 
نه یک رئیس جمهور بلکه یک ملت
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸  

در جامعه فرد محوری همچون جامعه ما، همیشه فرد مهم بوده نه تیم، شخص مهم بوده نه سازمان و در کل به جای آنکه یک تیم به صورت موفق عمل کنند، همه نظاره گر بوده تا فردی که از او اسطوره یا قهرمان ساخته اند بتواند یک تنه پیروز شود.

یک رئیس جمهور هر قدر هم توانمند باشد یک نفر است و به یقین یک نفر نمی تواند از پس اداره یک کشور بر آید. رئیس جمهور احتیاج به تیمی قوی به عنوان دولت دارد، یک تیم حداقل 1000 نفره (اگر مدیر کل را به عنوان یک پست سیاسی به حساب آوریم، رئیس جمهور به همراه کابینه دولت و استانداران و مدیران کل سطح کشور در حدود یک هزار نفر می باشند).

اما باز هم این یک هزار نفر بدون همراهی بدنه چند صد هزار نفری کارمندان دولت نمی توانند به تنهایی نقش تعیین کننده ای داشته باشند.

و همچنان که پیش می رویم، به این نتیجه می رسیم که یک دولت نیز بدون همراهی ملت خود نمی تواند دولت موفقی باشد.

پس در گام نخست لازم است تا رئیس جمهوری قدرتمند انتخاب شده و تیمی قدر به دور خود گرد آورد. تیمی که توانایی کار با بدنه دولت را داشته باشند و این بدنه را تشویق به تعامل مثبت با مردم و مردم را تشویق به تعامل با دولت نمایند.

کار سختی است اما شدنی !


کلمات کلیدی: انتخابات ،فرهنگ ،مدیریت
 
خواب و کار و معضل تازه
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸  

خواب دوستان برای هم !

یکی از دوستان صبح دیروز به آن یکی زنگ زده و پرسیده از فلانی (دوست مشترک) خبر داری ؟ چند روزه که من بی خبرم ... آن هم گفته نه ... قدری پس از این مکالمه اخوی دوستمان از خواب بیدار شده و گفته عجب خوابی دیدم ! خواب دیدم فلانی (همان دوست مشترک) فوت کرده و فلانی (یعنی من‌، ژورنالیست) گفته که برای مراسم ختمش بیایید !

خوب، حالا شما جای این دوست من باشید، یکی به شما زنگ بزند و بگوید از این دوست مشترک چند روز است خبری ندارد و دقایقی بعد برادر شما از خوابی تعریف کند که در آن خبر مرگ آن دوست مشترک داده می شود، چه احساسی به شما دست خواهد داد ؟!

یا کارها زیاد است و یا وقت کم و یا ما تنبل

البته نباید انتظاری داشت که در روزهای تعطیلی نوروز هم آنقدرها کار کرد، اما خوب، برای عقب نماندن از قافله دنیا بخشی از وقت را تا حد امکان به انجام کارها اختصاص می دهیم ... اما نمی دانم چرا هر چه انجام می دهیم باز هم کارها عقب است !

به هر حال یا کارها خیلی زیاد هستند، یا وقت ما برای انجام آن ها کم است و یا ما تنبلیم و کار نمی کنیم و توهم کار کردن ما را برداشته !

انتخابات و یک معضل تازه

به هر حال انتخابات بدون معضل باشد که نمی شود، آن هم انتخابات به این حساسی. فکر می کنم یکی از معضلات ما (که البته همیشه هم بوده و این بار نمود بیشتری پیدا کرده) تز "چه فرقی می کند" باشد ! ... این چه فرقی می کند از چه فرقی می کند رئیس جمهور چه کسی باشد را در بر می گیرد تا اینکه چه فرقی می کند من رای بدهم یا نه ؟

البته دیشب به یکی از دوستان هم گفتم ... وقتی هم قطاران ما (فارغ التحصیلان مدیریت دولتی) هنوز ساختار دولت و تفاوت آن با دیگر ارکان را به درستی نمی شناسند و اختیارات و محدودیت های رئیس جمهور را نمی دانند، از مردم عادی (و یا حتی از دانشگاه رفته های جامعه) چه انتظاری داشته باشیم ؟