روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

حماسه ماندگار
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠  
شله زرد ... قیمه ... حلوا ...
سینه زنی ... علم و کتل ... هیات ...
مردمانی که برای بخشش گناهان خود ده شب به مجلس عزا می آیند
روضه خوانی و تنزیل "حماسه "به یک تراژدی برای جاری کردن اشک و آه
شرح دلاوری های لشکر کوفیان در قالب چگونگی به خاک و خون کشیدن 72 نفر
و شرح تشنه ماندن زنان و کودکان که گویی بزرگترین درد آنها تشنگی بود
و فراموش شدن اصل ماجرا !

کربلا
حماسه ای بود برای درس آموختن
از اینکه نهایت انسانیت انسان ... و نهایت پستی بشر؛چگونه در یک صحرا رو در رو می شود
و حسین
اسطوره ای که با مرگی دردناک بنای حکومت ظالمی را ویران کرد
تا عبرتی باشد برای ظالمان تاریخ
که می توان مردان را از میان برداشت ... اما نام ننگ را نمی توان از تاریخ زدود

اما افسوس

که اصل ماجرا فراموش می شود و شله زرد می ماند و قیمه و سینه زنی و
طلب آمرزش گناهان و ... !

واقعا که مظلوم ماند علی ... حسین ... اسلام ...
 

کلمات کلیدی: دین ،امام حسین
 
راهنمایی یا تحمیل ؟
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩  

موقعیت های بسیاری در زندگی پیش می آید که رفتار فردی از نظر ما کاملا درست نیست. گاه این درست نبودن، منطبق نبودن با سلیقه ماست و گاه منطبق نبودن با عرف موجود جامعه یا قانون و شرع.

در چنین مواردی و بر اساس سرشتی که در ذات همه ما وجود دارد، سعی در راهنمایی فرد می کنیم. اگر او به ما بسیار نزدیک باشد بیشتر پافشاری می کنیم و به نسبتی که دورتر باشد و احساس کنیم تاثیر حرف ما کمتر است یا ارتباطی به ما ندارد، نقش کمرنگ تری ایفا می کنیم.

حال مساله اینجاست که نوع برخورد ما باید به چه صورت باشد ؟ آیا ما وظیفه داریم همچون یک تعلیم گر که وظیفه دارد راه درست را به آموزنده خود نشان دهد و او را مجبور به انجام رفتار صحیح کند، آنچه را می اندیشیم به طرف مقابلمان تحمیل کنیم یا باید تنها او را راهنمایی کرده و انتخاب نهایی را به عهده خودش بگذاریم ؟

آنچه از شیوه بزرگانمان به ما رسیده آن است که آن ها بیشتر راهنما بوده اند تا تحمیل کننده، چنانچه که حتی خداوند در قرآن به پیامبرش می گوید فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ / لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ (پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‏اى / بر آنان تسلطى ندارى) سوره غاشیه، آیات 21 و 22

حال سوال اینجاست که آیا ما حق داریم از پیامبر خدا نیز فراتر برویم و جز تکرار تذکرات (که آن هم باید بر اساس حق باشد نه آنچه خود حق می پنداریم) کار دیگری نیز انجام دهیم ؟

حتی در ادامه همین آیات، خداوند می فرماید إِلَّا مَن تَوَلَّى وَکَفَرَ/ فَیُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَکْبَرَ / إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ / ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ  (مگر کسى که روى بگرداند و کفر ورزد / که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند / در حقیقت بازگشت آنان به سوى ماست / آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست) آیات 23 تا 26

امام حسین (ع) نیز در متن وصیت نامه خود، داوری میان خود و بنی امیه را اینگونه بیان می دارند : پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد ( و از من پیروی کند ) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند ( و از من پیروی نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی‌امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.

به واقع، اگر قرار بر اصلاح بشریت بود که قدرت خدای متعال فراتر از قدرت همه موجودات بود و او خود قادر به این کار بود، اما اصل بر راهنمایی است و عرضه به انسان ها، و این خود انسان ها هستند که باید تصمیم گیری کنند و راه را طی نمایند. در این میان نیز اگر کسی مسیر دیگری را انتخاب کرد، به سوی ناحق رفت (آنچنان که در زمان امام حسین رخ داد) و یا حتی به سمت کفر رفت (آنچنان که خدای متعال فرمود) داوری آن در روز قیامت و با حضرت حق است، نه با ما !

البته، برای حفظ جامعه لازم است تا با آنان که حق دیگران را پایمال می کنند، قتل، دزدی، تجاوز و ... می کنند بر طبق موازین حق و اجازه ای که خداوند داده برخورد شود تا دیگران در جامعه بتوانند با آسودگی زندگی کنند، اما چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، اگر بخواهیم گام از این فراتر بنهیم، شاید فرا رفتن از حدود الهی باشد.

و الله اعلم


کلمات کلیدی: قضاوت ،دین ،امام حسین ،اخلاق
 
یادی از الگوی اخلاق
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸  

امام حسین علیه السّلام فرمود: از پدرم از وضع مجلس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پرسیدم، فرمود:

آن‏حضرت در هیچ مجلسى نمى‏نشست و بر نمى‏خاست مگر به یاد خدا.

در مجالس‏جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏کرد و از این کار نیز نهى مى‏نمود.

هرگاه به‏گروهى مى‏پیوست هر جا که خالى بود مى‏نشست و دیگران را نیز دستور مى‏داد که‏چنین کنند.


حق هر یک از اهل مجلس را ادا مى‏کرد و کسى از آنان نمى‏پنداشت که‏دیگرى نزد آن حضرت از او گرامى‏تر است.

با هر کس مى‏نشست به قدرى صبرمى‏کرد تا خود آن شخص بر خیزد و برود.

هر کس از او حاجتى مى‏خواست‏باز نمى‏گشت مگر آنکه یا به حاجت خود رسیده بود یا به بیان خوشى از آن حضرت‏دلخوش گشته بود.

خوى نیکش شامل همه بود به حدّى که مردم او را پدرى مهربان‏مى‏دانستند و همه در حق، نزد او برابر بودند.

مجلس او مجلس حلم و حیا و صداقت‏و امانت بود. در آن آوازها بلند نمى‏شد و عرض و آبروى کسى نمى‏ریخت و اگر ازکسى لغزشى سر مى‏زد جاى دیگر بازگو نمى‏شد. اهل مجلس با یکدگر عادلانه رفتارمى‏کردند و بر اساس تقوا با هم رفاقت و دوستى مى‏نمودند. با یکدگر فروتن بودند، مهتران را احترام مى‏کردند و با کهتران مهربان بودند و نیازمندان را بر خود مقدم‏ مى‏داشتند و از غریبان نگهدارى مى‏کردند.


گفتم: روش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله با همنشینان چگونه بود؟ فرمود:

همیشه خوشروو خوش‏خلق و نرمخو بود.

خشن و درشت‏خو و پرخنده و سبکسر و بدزبان وعیبجو و چاپلوس نبود.

از آنچه به آن میل و رغبت نداشت غفلت مى‏ورزید. طورى‏بود که آرزومندان از او مأیوس و نومید نمى‏شدند.

خود را از سه چیز به سختى دورمى‏داشت: «جدال و کشمکش، پرحرفى و ذکر مطالب بى‏فایده».

نسبت به مردم نیز ازسه چیز پرهیز داشت: «کسى را نکوهش و سرزنش نمى‏کرد . لغزش هاى کسى راجستجو نمى‏نمود و عیب کسى را پى نمى‏گرفت».

سخن نمى‏گفت مگر در جایى که امید ثواب در آن مى‏داشت.

مى‏فرمود: چون حاجتمندى را دیدید او را کمک کنید.

مدح و ثناى کسى رانمى‏پذیرفت مگر از کسى که بخواهد تشکر نماید. سخن کسى را نمى‏برید مگر آنکه‏از حد مى‏گذشت که در آن صورت با نهى او یا برخاستن، سخن او را قطع مى‏کرد.

 

* * *

پی نوشت : چقدر به سمت الگوی اخلاقی مان پیش می رویم ؟


کلمات کلیدی: پیامبر ،اخلاق ،امام حسین
 
مرگ در کمین است
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  

زندگی در جریان است اما هر لحظه، در هر مکان، به هر صورت، ممکن است مرگ به سراغ ما نیز بیاید.

آنها که اعتقادی به دنیای دیگر دارند، می دانند که اعمالشان مورد ارزیابی قرار می گیرد. می دانند که شاید از خطای کوچک آن ها چشم پوشی شود، اما از اشتباهات بزرگی که انجام داده اند بعید است، چه اینکه این، وعده الهی است.

بعضی مرتکب اشتباه می شوند و خود نمی دانند.
بعضی مرتکب اشتباه می شوند، می دانند اشتباه است و به روی خود نمی آورند.
بعضی پس از انجام اشتباه، شرمسار می شوند و توبه می کنند، اما باز هم اشتباه را تکرار.
بعضی نیز پس از توبه بعد از اشتباه، دیگر به سراغ آن نمی روند و به انسانیت باز می گردند.

بنگریم که جزو کدامین دسته ایم. برای بازگشت دیر نیست. حر، آنکه آب را بر روی یاران امام حسین بست نیز به خود آمد و حر آزاده شد. اما،

به یاد داشته باشیم که مرگ هر لحظه در کمین ماست. شاید اگر در همین لحظه به انسانیت باز نگردیم،‌ لحظه ای بعد دستمان از دنیا کوتاه شده باشد و برای بازگشت دیر شده باشد.


کلمات کلیدی: زندگی ،امام حسین ،اخلاق
 
چگونه در عاشورا مسلمانان مسلمانان را کشتند ؟
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی در مورد واقعه کربلا به نکته مهمی درباره ماهیت آن اشاره می کند و آن این است که حادثه عجیبی است از نظر توجیه علل روحی قضیه.

"چگونه است در حالی که بیش از 50 سال از فوت پیامبر نگذشته، آن ها که ادعای اسلام آوردن دارند اینچنین بر نواده پیامبر شمشیر می کشند، آنانی که شهادتین می‏گفتند و نماز می‏خواندند و حج می‏کردند و به آئین اسلام ازدواج می‏کردند و به آئین اسلام مرده‏های خود را دفن می‏کردند . نه این مردم منکر اسلام شده بودند - و اگر منکر اسلام شده‏ بودند معمائی در کار نبودند - و نه انکار حرمت امام حسین را داشتند و معتقد بودند که امام حسین نعوذ بالله از اسلام خارج شده بلکه عقیده آنها به طور قطع بر تفضیل امام حسین بر یزید بود . حالا چگونه شد که اولا حزب‏ ابوسفیان زمام حکومت را در دست گرفتند و ثانیا مردم مسلمان و بلکه شیعه‏ قاتل امام حسین ( ع ) شدند در عین اینکه او را مستحق قتل نمی دانستند بلکه احترام خون او از خون هر کسی در نظر آنها بیشتر بود."


کلمات کلیدی: امام حسین
 
عاشورا
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸  

مقطع اول : صف آرایی و بی نتیجه بودن پند امام به آن ها

هنگامی که صف آرایی دو لشکر رو به روی هم انجام شد، امام حسین (ع) از نسب و نژاد خود گفت و پرسید چگونه است که به پسر دختر پیغمبر حمله می کنید ؟ مگر نمی دانید عموی من که بود و پدر بزرگم ... مگر نشنیده اید که پیامبر در وصف من و برادرم گفت این دو سرور جوانان بهشت هستند ... هستند کسانی در میان شما که خود این سخنان را از پیغمبر شنیده باشند. مگر شما نبودید که برای من نامه نوشتید و گفتید لشکری آماده خدمت به توست ؟
اقیس بن اشعث پاسخ داد: ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم عبیدا... تن در ده زیرا که او چیزی جز آن چه دوست داری درباره تو انجام نخواهد داد ... امام حسین(ع) فرمود: لا و ا... لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرارالعبید: نه به خدا نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد.

جز حر، که نامش به عنوان آزاده ای در تاریخ ماند و همان هنگام به سمت امام آمد و توبه کرد، این سخنان بر هیچ یک از کوردلان اثر نکرد.

مقطع دوم : جنگ تن به تن

جنگ در آغاز تن به تن بود و یک به یک انجام می شد. مبارزه تک به تک به ضرر لشکر یزید بود و انگیزه و شجاعت بالای اصحاب امام(ع) ، جنگجویان دشمن را به خاک هلاکت می افکند.به همین خاطر عمروبن حجاج فرمانده جناح راست لشکر یزید خطاب به لشکریان خود فریاد زد: ای احمق ها آیا می دانید با چه کسانی می جنگید؟ شما با سواران و دلاوران کوفه می جنگید! با دلیرانی که دست از دنیا شسته و تشنه مرگ هستند کسی تنها و جداجدا به جنگ آنان نرود و همگی هجوم کنید. عمر سعد این نظر را پسندید و دستور داد کسی تن به تن نجنگد.

تاریخ گواه می دهد که علیرغم نابرابر بودن تعداد لشکریان دو طرف، آن ها حتی جنگ جوانمردانه ای نداشتند.

مقطع سوم : هجوم گروهی

در پی دستور عمر سعد، آن ها گروهی به سوی یاران امام حمله کردند، اما در این حملات نیز ناکام ماندند و سرانجام با توسل به تیراندازان، اسب های لشکر امام را از پای درآوردند و نبرد از سوی یاران امام به صورت پیاده ادامه پیدا کرد تا آنکه همه یاران امام جز خاندان او به شهادت رسیدند. عاشورا

مقطع چهارم : خاندان امام

اولین نفر از خاندان امام که به میدان رفت علی اکبر بود. بعد از ضربه خوردن او توسط یکی از لشکریان یزید و تاختن سایر لشکریان بر وی با شمشیرها، امام بر بالا سر او آمد و گفت : خدا بکشد مردمی که تو را کشتند ای پسرم! چه بسیار این مردم بر خدا و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص)بی باک شده اند ...
پس از آن خاندان امام را یکی یکی به شهادت رساندند و امام گفت : بار خدایا اگر این مردم را تا زمانی بهره زندگی داده ای، پس ایشان را به سختی پراکنده ساز و گروه هایی پراکنده دل ساز و هیچ فرمانروایی را هرگز از ایشان خوشنود منما، زیرا که اینان ما را خواندند که یاری مان کنند سپس به دشمنی ما برخاسته ما را کشتند.

پس از به شهادت رساندن امام حسین، لشکریان یزید به خیمه ها تافتند و آن ها را غارت کردند.

* * *

عاشورا و حماسه کربلا، یک شوک بزرگ برای روزگار خود بود که اسلام را  که توسط عده ای که داعیه آن را داشتند و در خطر انداخته بودند نجات دهد. اما افزون بر آن، آینه ای است برای تاریخ و آیندگان. برای تمام آنانی که زیر بار ظلم و ستم قرار دارند تا بدانند ظلم پا بر جا نخواهد ماند، اگرچه لشکریان زیاد و زور در دستان آن ها باشد. چرا که:

حق، همیشه پیروز است.

و عاشورا، گواهی است بر این پیروزی.

و لعنت الله علی القوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: امام حسین ،دین
 
عاشورا : صفحه تاریک، صفحه نورانی
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۸  

چرا باید حادثه‏ کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم ؟ و چرا باید همیشه‏ جنایت های کربلا گفته شود ؟ چرا همیشه باید حسین‏بن علی ( ع ) از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد ؟

اعتراف بکنیم که ما در گذشته این اشتباه را مرتکب‏ شده‏ایم که این داستان را فقط از یک طرف آن مطالعه کرده‏ایم و غالبا آن‏ طرف دیگر داستان را مسکوت‏عنه گذاشته‏ایم . یعنی ما نمایشگر قهرمانی های‏ جنایتکارانه پسر معاویه و پسرزیاد و پسرسعد بوده و هستیم .

چرا شعارهائی که به نام حسین ‏بن‏علی ( علیهماالسلام ) می‏دهیم و می‏نویسیم ، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود ؟ چرا ما صفحه نورانی این‏ داستان را کمتر مطالعه می‏کنیم ، در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنائی آن می‏چربد . و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی‏ می‏چربد پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانی های بر حسین بن علی ( علیهما السلام ) ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه‏اش را می‏خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمی‏خوانیم . جانی های بر امام‏حسین ( ع ) آنهایی هستند که‏ این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می‏کنند .

... اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید ، و گرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی‏دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد ، و گریه ملتی برای او معنی ندارد . در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا بکنید ، برای اینکه‏ پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‏ای نسبت به‏ حق و حقیقت غیرت پیدا کنید ، شما هم عدالتخواه بشوید ، شما هم با ظلم و ظالم نبرد بکنید ، شما هم آزادیخواه باشید ، برای آزادی احترام قائل‏ باشید ، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه ؟ شرف و انسانیت یعنی چه ؟ کرامت یعنی چه ؟ اگر صفحه نورانی‏ تاریخ حسینی را ما خواندیم ، آن وقت از جنبه رثائیش می‏توانیم استفاده‏ بکنیم و گرنه بیهوده است .

حماسه حسینی - شهید مطهری


کلمات کلیدی: امام حسین
 
تحریفات کربلا
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸  

یکی از مسائلی که در این روزها (و البته در باقی روزها نیز هم، اما در این روزها پررنگ تر) به چشم می خورد حرف های اغراق آمیزی است که درباره واقعه کربلا بیان می شود و البته این موضوع تازگی هم ندارد، از آنجا که شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی خود فصل اول را به این موضوع اختصاص داده است. متاسفانه بعضی روضه خوانان و سخنرانان برای آنکه تنوعی در صحبت های خود بدهند و مجلس را گرم تر کنند و اشک مردم را بیشتر در آورند متوسل به این اعمال می شوند ... گویی که امام حسین و واقعه کربلا و روز عاشورا نه برای تفکر و درس گرفتن و ادامه راه، که برای گریستن است !

خلاصه ای از این نکات از کتاب حماسه حسینی نقل می کنم :

* نه تنها گویندگان که مردمی که شنونده این سخنان هستند هم مسئولند و باید به گوینده ای که مطالبی دروغ به این واقعه نسبت می دهد تذکر دهند.

* نمونه ای از تحریف در وقایع عاشورا که یکی از معروفترین قضایا شده‏ است و حتی یک تاریخ هم به آن گواهی نمی‏دهد قصه لیلا مادر حضرت علی اکبر است . البته ایشان مادری به نام لیلا داشته‏اند ، ولی حتی یک مورخ نگفته‏ که لیلا در کربلا بوده است .

* یکی از چیزهایی که‏ از تعزیه خوانیهای قدیم ما هرگز جدا نمی‏شد عروسی قاسم نو کدخدا ، یعنی نو داماد بود ، در صورتی که این در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد . حاجی نوری می‏گوید ملا حسین کاشفی اولین کسی است که این مطلب را در کتابی بنام روضه الشهداء نوشته است و اصل قضیه صددرصد دروغ است .

* حاجی نوری را باور کنیم که می‏گوید : اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند ، باید بر مصائب جدیده ابا عبدالله‏ بگرید ، بر این دروغ هایی که به اباعبدالله علیه السلام نسبت داده می‏شود ، گریه کند .

* اینکه برای گریاندن مردم در سوگ امام حسین ( ع ) ، استفاده‏ کردن از هر وسیله‏ای جایز است ، بخدا قسم برخلاف گفته امام حسین است .

* مردی‏ رفت نزد مرحوم صاحب مقامع گفت دیشب خواب وحشتناکی دیدم . چه خواب دیدی ؟ گفت خواب دیدم با این دندان های خودم‏ گوشت های بدن امام حسین علیه السلام را دارم می‏کنم ! این مرد عالم لرزید ، سرش را پایین انداخت ، مدتی فکر کرد ، گفت شاید تو مرثیه خوان هستی ، گفت بله . فرمود بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن ، و یا از کتابهای معتبر نقل کن.

* ... فرمود برادرم حال که می‏خواهی بروی ، برو بلکه‏ بتوانی مقداری آب برای فرزندان من بیاوری . لقب " سقا " ، آب‏آور ، قبلا به حضرت ابوالفضل داده شده بود ، چون یک نوبت یا دو نوبت دیگر در شب های پیش ابوالفضل تواسنته بود برود صف دشمن را بشکافد و برای اطفال‏ اباعبدالله آب بیاورد . این‏جور نیست که سه شبانه‏روز آب نخورده باشند ، نه ، سه شبانه روز بود که ممنوع بودند ، ولی در این خلال توانستند یکی‏ دوبار از جمله در شب‏عاشورا آب تهیه کنند.

* تحریف معنوی دومی که از نظر تفسیر و توجیه حادثه کربلا رخ داده ، این‏ است که می‏گویند : می‏دانید چرا امام‏حسین ( ع ) نهضت کرد و کشته شد ؟ می‏گوئیم چرا ؟ می‏گویند یک دستور خصوصی فقط برای او بود . به او گفتند برو و خودت را بکشتن بده . پس به ما و شما ارتباط پیدا نمی کند ، یعنی‏ قابل پیروی نیست !


کلمات کلیدی: امام حسین
 
زندگی نامه امام حسین
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸  

امام حسین (ع) فرزند امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه دختر پیامبر اسلام و امام سوم شیعیان است. وی در روز ۳ شعبان سال ۴ هجری قمری زاده شده و در ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا به شهادت رسید.
از ایشان با القابی همچون «اباعبدالله»، «ثارالله» و «سیدالشهدا» یاد می‌شود.
امام سجاد (ع)، امام چهارم شیعیان فرزند ایشان بوده و بنا بر روایتی حاصل ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو، دختر یزدگرد سوم ساسانی می‌باشد.
امام حسین (ع) هنگام زمام‌داری امیرالمومنین ایشان را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرده بودند.
در سال ۵۰ هجری وقتی که امام حسن (ع) را به شهادت رساندند، معاویه حدود ۱۰ سال به عنوان حاکم باقی بود. پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری پسرش یزید به جانشینی او رسید. امام حسین (ع) از همان ابتدا بیعت با یزید را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود برای حج از مدینه به مکه رفت.
در این هنگام عده‌ای از مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌هایی برای ایشان نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع) نیز که مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاده بود، خود مراسم حج تمتع را به عمره تبدیل کرد و بطرف کوفه حرکت نمود. ابتدا شماری از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند؛ اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و خبر آورده بود که حسین بن علی مراسم حج را نیمه کاره گذاشته و شریح قاضی فتوای قتل او را داده است و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را ترک کنند تا بلکه حسین را از ترک حج و آمدن به کوفه منصرف کرده و مانع بیعت مردم کوفه با وی شوند، مردم کوفه بیعت خود را از حسین بن علی پس گرفتند و به روی او شمشیر کشیدند.


کلمات کلیدی: امام حسین
 
تبهکاری در محیط اینترنت با سو استفاده از ارزش ها
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸  

امروز خبری دیدم که بدون شک سبب ناراحتی هر انسان آزاده، هر ایرانی، و هر مسلمانی می شود :

ارتش سایبر ایرانیان تویتر را هک کرد

بله. سایت تویتر را هک کرده اند و پرچم یاحسین هم روی صفحه هک قرار داده اند.

در این رابطه لازم می دانم چند نکته را بگویم :

1 - عده ای تبهکار حق ندارند نام ارتش ایرانیان را برای خود برگزینند. در اینکه در تمام دنیا (و حتی ایران) افراد هکر (که اقدام به مسدود کردن سایت های اینترنتی می کنند) مجرم و تبهکار شناخته می شوند ابهامی وجود ندارد.

2 - سایت تویتر بر خلاف آنچه این ابلهان فکر کرده اند یک خط هم تولید محتوا انجام نداده و تنها به انتقال پیام ها میان کاربران می پردازد، مانند مسنجرها و امثال آن. قصد این افراد ایجاد جو نفرت علیه ایران و کاربران ایرانی بوده، چرا که اگر می خواستند اقتدار سایبری خود را نشان دهند می توانستند سایت هایی را که علیه ایران تولید محتوا  انجام می دهند هک کنند، نه چنین سایت عمومی را !
از سوی دیگر اگر تخصص و دانشی داشتند چنین سایتی را ایجاد می کردند، نه اینکه به جای سازندگی تنها به تخریب بپردازند.

3 - استفاده از نام ایرانیان و پرچم امام حسین، سبب بدنام کردن ایران، اسلام و امام حسین (ع) به خصوص در این ایام می شود. امیدوارم مسئولان ذیربط به جای تشویق این افراد، ضمن شناسایی برخورد لازم با آن ها را به عمل آورند تا دیگر کسی  جرات نکند اینچنین از نمادهای دینی و اعتقادی مردم برای اعمال کثیف خود استفاده کند.

و لعنت الله علی قوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: امام حسین ،اخلاق ،فرهنگ
 
وصیت نامه امام حسین
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸  

« بسم الله الرحمن الرحیم ...؛
این وصیت حسین‌بی‌علی است به برادرش محمد حنفیه. گواهی می‌دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئین حق ( اسلام ) را از سوی خدا ( برای جهانیان ) آورده است و شهادت می‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود. »
« من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته‌ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علی‌بن‌ابیطالب (ع) است. پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد ( و از من پیروی کند ) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند ( و از من پیروی نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی‌امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.
و برادر ! این است وصیت من به تو و توفیق از طرف خداست. بر او توکل می‌کنم و برگشتم به سوی اوست. »

* * *

امشب اولین شب از ماه محرم است، ماهی که بیش از هر چیزی ما را به یاد قیام امام حسین می اندازد ... اما افسوس که آنچه از این قیام به ما گفته می شود، تنها گریه و زاری است نه اصل پیام.

سعی خواهم کرد تا آنجا که می توانم، طی روزهای آینده مطالبی در این رابطه نقل کنم.


کلمات کلیدی: وصیت نامه ،امام حسین