روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

نامه سرگشاده به رئیس جمهوری پیرامون چالش های بخش خصوصی
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳  

«هو الرزاق»

آقای رئیس جمهور

سلام

پیش از هر صحبتی هفته دولت و یک سالگی دولت تدبیر و امید را به شما و تمامی همکارانتان تبریک عرض می کنیم. می دانیم که سال بسیار سختی را پشت سر گذاشته اید و اگر صحبتی مطرح می شود، بدانید که هدف نالیدن نیست، که به قول دکتر شریعتی قرن ها نالیدن بس است.

اما به ما حق بدهید که هشت سال خاموش بودیم، چه اینکه گوشی نبود شنوای منطق ما، و یک سال هم به این هشت سال افزودیم، که حداقل ما به دولت منتخب خود خواسته دیگری تحمیل نکنیم. اما اینک، یک چهارم از عمر دولت یازدهم گذشته و اجازه بدهید ما هم اندکی مطالباتمان را بگوییم، پیش از آنکه دیر شود.

صحبت درباره نخبگان کشور و نقش آنان است.

جناب آقای دکتر روحانی؛

طی این سال ها و دهه ها، یکی از دغدغه های اصلی مسئولان کشور موضوعی به نام «فرار مغزها» بوده و هست، همان ها که اسمشان را می گذارید «نخبگان» و بنیادی به نامشان تاسیس می کنید و تسهیلاتی هم در اختیارشان قرار می دهید. همان ها که می گویید خروجشان طی سال های گذشته میلیاردها دلار به کشور زیان وارد کرده. البته که باید نگران خروج سرمایه های علمی بود، اما آیا هیچ وقت به «نخبگان اقتصادی» جامعه هم توجهی کرده اید؟

آن ها که بدون هیچ امکانات و حمایتی و تنها به پشتوانه تلاش و نبوغ خود، از هیچ چیز، فرصت ساخته اند، سرمایه پدید آورده اند، شرکت ها، کارگاه ها، صنایع و کارخانه ها را تاسیس کرده اند و چرخ های اقتصادی کشور را به حرکت در آورده اند.

آن ها که مانند بیشتر «نخبگان»، به محض آنکه «ساحل آرامتری» می بینند، «فرار» نمی کنند؛ البته کسی آن نخبگان را سرزنش نمی کند، چه اینکه ذات انسان در پی آرامش و دسترسی به امکانات بیشتر است؛ اما «نخبگان کسب و کار»، مانده اند و می مانند؛ چرا که اگر می خواستند بروند، زیانی که وارد می شد، بسیار بیش از رقمی است که از خروج نخبگان علمی به کشور وارد شده است.

اینان، در پی ساخت کشور خود بوده اند نه خانه خویش، چه بسا «نخبگان تولید» که اگر کارخانه خود را به حراج بگذارند و پول آن را در یک حساب معمولی بانکی قرار دهند، سودی به مراتب بیشتر و دردسری به مراتب کمتر خواهند داشت، اما به خاطر اینکه چند ده و یا چند صد خانوار را به واسطه فعالیت خود نان می دهند، این کار را انجام نخواهند داد. همانطور که خداوند متعال فرموده: «عبادت ده قسمت است که نُه قسمت آن کسب روزى حلال مى باشد» و چه کسی جایگاهی بالاتر از فردی دارد که فراهم کننده این بستر باشد؟

چه بسا «نخبگان کسب و کار» که به راحتی می توانستند جذب بدنه دولتی شده یا در بخش خصوصی حقوق بگیر باشند، اما ترجیح دادند به جای آنکه «یک فرصت کاری را اشغال کنند» به «ایجاد چندین فرصت شغلی» دست بزنند.

شما که خود بهتر می دانید، کارآفرینان و نخبگان اقتصادی ما اگر هر راهی به جز راه اندازی کسب و کارهای خود در پیش می گرفتند، آرامش بیشتری در زندگی داشتند و در بسیاری موارد، پس اندازی افزون تر نسبت به آنچه امروز دارند.

جناب آقای دکتر روحانی

غرض از این نامه آن نیست که گفته شود به بخش خصوصی تسهیلات بیشتری بدهید یا طرح ها و پروژه های کلان را به آن ها واگذار کنید، بلکه درخواست این است که به کسب و کارها تنها مجال زیستن داده شود.

شما که می دانید مهمترین دغدغه امروز کشور اقتصادی است، حتی مشکلات فرهنگی و اجتماعی که وجود دارد، از افزایش نرخ طلاق و کاهش ازدواج و زاد و ولد گرفته تا افزایش بزهکاری های اجتماعی و ... را می توان با اشتغال پایدار حل کرد، شما که می دانید در حال حاضر بخش خصوصی به روایت آمار بانک مرکزی (1391) حدود 80 درصد اشتغال را ایجاد کرده است (6 درصد کارفرمایان، 32 درصد کارکنان مستقل و 41.9 درصد کارکنان بخش خصوصی). پس شرایطی فراهم کنید که نخبگان اقتصادی با دغدغه کمتر به کار خود بپردازند و بتوانند اشتغال بیشتری ایجاد کنند. آن ها به اندازه کافی از مشکلات ناشی از تحریم، نداشتن نقدینگی، کم بودن بعضی منابع، کشش اندک اقتصاد جامعه و ... در فشار هستند، حداقل فشار ناشی از نهادهای دولتی را از دوش آن ها بردارید.

آقای رئیس جمهور !

لطفاً به وزارت اقتصاد و سازمان مالیاتی بفرمایید، اینکه با افتخار اعلام می کنند مالیات دریافتی امسال 49 درصد بیشتر از سال گذشته بوده و 55 درصد مالیات پرداختی از طرف اشخاص حقوقی است، چندان هم جای افتخار ندارد! به جای آنکه سازمان مالیاتی به سراغ ثروتمندانی برود که با خیال آسوده در بدترین شرایط اقتصادی بهترین وضعیت درآمدی را دارند، به جای آنکه به اخذ مالیات از صدها هزار واحد مسکونی خالی بپردازد که با سرمایه های این کشور ایجاد گردیده اند و توسط عده ای احتکار شده اند؛ و انواع دیگری از مالیات هایی که می تواند ضمن جهت دهی به فعالیت های اقتصادی، درآمد قابل توجهی برای دولت داشته باشد، دیواری کوتاه تر از کسب و کارهای خصوصی پیدا نکرده اند و هر سال عمده افزایش درآمد مالیاتی را از آن ها طلب می کنند، آن هم در شرایطی که وضعیت اقتصادی آنقدرها بهبود نیافته که این شرکت ها 50 درصد بیش از سال گذشته سودآور شده باشند.

لطفاً به سازمان تامین اجتماعی بفرمایید، مسئولیت این سازمان تامین نیازهای درمانی و رفاهی و اجتماعی و آتیه مردم است از راه حق بیمه ها که عمده آن هم از حق بیمه سهم کارفرمایان تامین می شود و سایر منابع درآمدی سازمان حاصل از سرمایه گذاری های اقتصادی؛ در این بین، تکاندن شرکت ها برای آنکه به بهانه های مختلف مانند بیمه قرارداد و جرائم و ... از آن ها درآمد بیشتری کسب شود، گاه منجر به تعطیلی این کارگاه ها شده و در یک نگاه سیستمی، افزایش درآمد یک سازمان نباید منجر به تعطیلی کسب و کارها و در نتیجه کاهش توان اقتصادی گردد.

لطفاً به نهادها و مراجع ذیصلاح تان بفرمایید، نسبت به تسهیل شرایط کسب و کار در کشور اقدام نمایند، نه آنکه هر روز به واسطه آیین نامه ای جدید مجوزی از بنگاه های تجاری درخواست کنند و از آن طرف برای دادن مجوز به کسب و کارهایی که واجد شرایطش هستند، آنقدر امروز و فردا شود و فرایند دشوار گردد که قید کار و مجوز را بزنند.

لطفاً به سیستم بانکی تان بفرمایید، به جای آنکه از مردم پول بگیرند و با درصدی بیشتر به کسب و کارها در قالب عقود «مضاربه ای» با نرخ بهره بالای بیست درصد وام بدهند، مانند جوامع موفق اقتصادی دنیا، کار کارشناسی انجام داده، طرح های تجاری را بررسی کنند، اعتبار کسب و کارها را بسنجند و با آن ها مشارکت اقتصادی نمایند. باور کنید اینطور برکت پولی هم که به دست می آید بیشتر است و شبهه ای ندارد. اینطور بانک ها به بخش خصوصی کمک خواهند کرد، نه اینکه وقتی طرح اقتصادی به هر دلیل شکست خورد و کارآفرین و مالک کسب و کار در چاله افتاد، بانک هم با به اجرا گذاشتن ضمانت ها وی را به چاه بیاندازد!

جناب آقای دکتر روحانی

باور کنید نخبگان اقتصادی، مدیران و صاحبان کسب و کارها هم انسانند، روزی توانشان تمام می شود، کرکره کسب و کارشان را پایین می کشند و می گویند از طلا بودن پشیمان گشته ایم! چه اینکه بسیاری طی سال های بحران زده اخیر ناگزیر به اینجا رسیده اند و تعطیلی کسب و کارهای کشور موجب شده که رشد اقتصادی مان منفی چند درصد گردد.

البته که می دانیم سیاست و خواست و جهت گیری دولت تدبیر و امید بر حمایت از کسب و کارهاست، اما آنچه می تواند به رشد بخش خصوصی بیانجامد، چیزی بیش از مواردی است که در بسته خروج غیر تورمی از رکود بدان اشاره شده است.

آقای رئیس جمهور!

از کسب و کارها حمایت معنوی کنید!

باور کنید کسب و کارهای ما بیش از آنکه در پی تسهیلات بانکی باشند، به دنبال حمایت معنوی می گردند. حمایت هم یعنی اینکه با آن ها همراهی کنید.

ما هم مانند شما اعتقاد داریم تکیه بر درآمد نفتی جهت هزینه کرد جاری کشور و حتی هزینه های عمرانی چندان جایز نیست. اما اعتقاد داریم بیش از آنکه بخواهید درآمدهای کشور را از مالیات های بخش خصوصی تامین کنید که احساس کنند عدالت اقتصادی در مورد آن ها رعایت نمی شود، می توانید به سراغ درآمدهای پایدارتری مانند درآمد حاصل از گردشگری بروید و بخش خصوصی را در این راه به کمک بگیرید. می دانیم که شما هم چنین اعتقادی دارید، اما سوال اینجاست: اگر یک کسب و کار بخواهد در حوزه ای مانند گردشگری فعالیت کند، به او مجال داده می شود؟ مجوز صادر می گردد؟ یا اگر کسب و کاری بخواهد در حوزه ای دیگر، حیطه فعالیت خود را گسترده تر کند به سادگی می تواند؟ اگر کسب و کاری بخواهد فراتر از مرزها عمل نماید و ارز آوری داشته باشد، همراهی های لازم با او صورت می گیرد؟ حمایت معنوی یعنی تسهیل مسیر اینچنین فعالیت هایی که البته انجام می شوند، اما با حمایت بیشتر، تعداد آن ها افزایش قابل توجهی خواهد داشت.

جناب آقای دکتر روحانی!

لطفاً به مدیران خود بفرمایید به دنبال افزایش کمی آمارها نباشند. یک وزارتخانه می خواهد چند ده هزار شرکت تعاونی راه اندازی کند، آن یکی می خواهد چند هزار شرکت دانش بنیان راه بیاندازد و یکی دیگر ... و برای هر کدام هم میلیاردها تومان تسهیلات در نظر می گیرند.

به سرنوشت طرح های قبلی نگاهی بیندازید که از هر 10 شرکتی که اینطور تحت پوشش حمایتی کامل و با تسهیلات راه اندازی شد، 9 شرکت به دلایل مختلف شکست خورده اند. بهتر است اگر می خواهید حمایتی کنید، از آن ده درصدی که باقی مانده اند پشتیبانی کنید. اگر می خواهید اشتغال در کشور افزایش یابد، به کسب و کارهایی بها دهید که در این طوفان های اقتصادی، همچنان توانسته اند پا بر جا بمانند؛ نه اینکه با فشار مالیاتی و بیمه ای و مجوزی، از پای درآورده شوند، منحل گردند و از آن طرف بخواهید شرکت های جدیدی تاسیس شود!

آقای رئیس جمهور.

باور کنید ما می بینیم که در عرصه های مختلف، دولت در طی یک سال گذشته چه اقدامات ارزشمندی انجام داده است. باور کنید می فهمیم که با تخصیص 1 درصد مالیات بر ارزش افزوده، چه تحولی در عرصه خدمات سلامت و درمان انجام شده است. باور کنید درک می کنیم که با تلاش های انجام شده، ترمز تحریم ها کشیده شده و اندک اندک از فشار آن ها کاسته می شود. خوشحالیم که جلوی بسیاری هزینه های ناصحیح گذشته گرفته شده است و ناراحتیم که میراث خوشایندی به شما نرسیده، از خانه های نیمه ساز مسکن مهر تا ده ها هزار نفر نیروهای مازاد بر نیاز دولت. همه را می دانیم. اما شما هم بدانید و باور کنید که برای توسعه اشتغال به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های نظام جمهوری اسلامی ایران و دستیابی به آرمان های اقتصادی کشور، با همراهی بخش خصوصی، بیش از پیش می توان موفق بود.

بخش خصوصی حاضر است همراه دولت و یاریگر آن باشد، دست دوستی اش را بپذیرید، باورش کنید و به این بازوی پرتوان اجازه رشد بدهید.

 

محمدرضا شمشیرگر

ششم شهریورماه نود و سه


 
ربا در اقتصاد - 1 (بانکداری)
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠  

پس از پخش سریال «تا ثریا» که تصویری کاملا مخدوش از بحث رباخواری مطرح کرد، گفت و گوهایی در برنامه «این شب ها» حول همین محور صورت گرفت که بسیار تکان دهنده بود، از آنجا که عمق فاجعه زیان «ربا» را بیان کرده و ما را به صرافت می اندازد که قدری بیشتر درباره آن بیاندیشیم.

در این یادداشت، نظر خود درباره وضعیت موجود دو حساب «قرض الحسنه» و «مدت دار» و آنچه باید در واقع باشند بیان کرده ام.

نگارش در این رابطه را در شرایطی که وضعیت اقتصادی به شدت نا به سامانی داریم و قطعا یکی از دلایل آن رواج «ربا» در اقتصاد می باشد، بر خود لازم دانسته ام و امید آن دارم به علت نقصان دانش، چیزی به اشتباه ننوشته باشم.


کلمات کلیدی: اقتصاد ،دین