روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

لحظه های پایانی، مروری بر یک سال
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧  

تنها دو ساعت تا پایان سال 1387 باقی مانده ...

عمری بود و گذر یک سال دیگر را شاهد بودیم، و به فرموده شیخ سخن سعدی شیرازی، بر هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شکری واجب ... ما که شاید آنقدرها قدرشناس نباشیم که در هر نفسمان شکر گوئیم، اما اینک، که سالی را گذراندیم و سالی دیگر در پیش داریم، شکر می گوئیم بابت سالی که گذشت و شکر بابت اینکه می توانیم در سال دیگری نیز ادامه حیات دهیم.

سال 87 فراز و نشیب هایی داشت، تجربیات و دوستان جدید، کارهای جدید، شکست های جدید! ... اما آنچه مهم است، هر سال به نسبت سال گذشته، پخته تر می شویم، اشتباهات کمتر و موفقیت های بیشتر.

سال 87 تلخی هایی هم داشت، تلخی گریز ناپذیر است. زندگی ترکیبی از تلخی و شیرینی است و اگر این تلخی ها نبودند که وجود انسان بر روی زمین معنایی نداشت ... این تلخی ها، همه آزمایش هایی هستند برای سنجش میزان انسان بودن ما.

اکنون، به لحظات پایان سال می رسیم. بعضی هنگامه تحویل سالشان بر سر مزار عزیزانشان می گذرد ... بعضی بر بالین بیمارانشان در بیمارستان ... بعضی به خاطر حساسیت شغلشان بر سر کار، بعضی دور از خانواده، بعضی دور از وطن و در غربت ...

سال 88 نیز حتما سال پر فراز و نشیبی خواهد بود. نمی دانم تلاش ما برای انتخاب رئیس جمهور جدید به کجا می انجامد، نمی دانم می توانیم کسب و کار جدیدی راه اندازی کنیم یا نه، نمی دانم تا چه میزان در تحصیل و کار و زندگی پیشرفت می کنم، اما می دانم، تلاش خود را خواهم کرد، تا آنجا که می توانم ! ... حتی بر توان خود می افزایم تا پایان سال 88، حسرت آنچه می شد انجام بدهم و انجام ندادم را نداشته باشم.

خدایا !

حال ما را به بهترین حال ها تغییر ده.

سال نو مبارک


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،زندگی