روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

ایران ما
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧  

در یکی از سایت ها بحثی با عنوان "چرا می خوای از ایران بری ؟ چرا می خوای برگردی؟" مطرح شده و پاسخ های گوناگونی به آن داده شده است : نقشه ایران

"می خواستم برم که به آرزوهای اون موقع ام برسم، می خوام برگردم که به چیزایی که امروز آرزوم شده برسم"

"می خوام برم فکر می کنم لایق زندگی بدون فشار و استرس و دغدغه و توهین باشم، اینجا تا الان ندید گرفته شدم"

"کاش می شد که هیشکی دلش نخواهد بره"

"چه سوال ساده ی غمناکی! باید بریم برای فرصت های بهتر و تجربه کردن دنیاهای متفاوت، باید برگردیم چون این کشور به تجربه هامون نیاز داره" پرچم ایران

"من ایران رو با هیچ جا عوض نمی کنم ... از ایرانم نمی رم ... این سوال من رو یاد شعری که خیلی دوستش دارم انداخت:
دوباره می سازمت وطن
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم
اگر چه با استخوان خویش"

"کی گفته می خوام برم ؟!
از زبان فریدون مشیری:
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقی است، می مانم
من از اینجا چه می خواهم؟ نمی دانم" تخت جمشید

"گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی...اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر می کنند... گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی؟"

"از ایران می رن به دنبال زندگی، به ایران بر می گردن چون زندگی سخت بود"
حافظیه
"اونایی که می خواستن برن دوست دارن برگردن چه برسه به منی که از اول نمی خواستن بیام اینجا ... خرابشم دوست دارم ... ویرونشم دوست دارم"

"جالبه اوناییکه ایرانن می خوان برن و اونایی که رفتن دوست دارن برگردان!"

...

...

و از خودم فقط یک جمله اضافه می کنم که اون هم از خودم نیست ! می گویند روزی از دکتر حسابی پرسیدند جهان سوم کجاست ؟ و او در پاسخ گفت :پل اهواز

"جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد"

... و ما باید بپذیریم که در جهان سوم زندگی می کنیم، و بپذیریم که برای آبادی مملکتمان باید قدری از خودمان بگذریم ... آن ها هم که حاضر به گذشت نیستند، یا خراب می کنند و یا می روند.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،زندگی