روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

ما انسان های ناسپاس
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳  

صاحب فرزندی شده اند، سالم، اما به خاطر رنج های طبیعی حاصل از بزرگ شدن کودک زبان بسته، مرتب به او می گویند «از دستت خسته شدیم!»

در یک کار دولتی استخدام رسمی شده است. اما از اینکه در سایر سازمان ها ناهار و مزایای دیگر می دهند و در سازمان آن ها خبری از این موارد نیست، همیشه نسبت به موقعیت کاری خود گله مند است.

پس از سال ها با گرفتن قرض و وام و تسهیلات، صاحب خانه شده اند. اما از کوچکی خانه شان در مقایسه با خانه های دیگران گله مندند.

از سلامت جسمی و روانی برخوردار است، اما هر بار که خود را در آینه می بیند، چهره در هم می کشد و می گوید: خدایا نمی شد واسه من بیشتر وقت می ذاشتی؟

* * *

چنین موقعیت هایی برای شما نا آشنا نیستند؛ ممکن است خودتان درگیر چنین موقعیت ها یا موارد مشابه آن باشید یا یکی از نزدیکانتان را با چنین جملات مکرری ببینید، رفتاری که به آن می گوییم: نا شکری!

هر چند آدمی باید تلاشگر باشد و همواره به سوی ایده آل ها گام بر دارد، اما ندیدن آنچه که به داده شده و همیشه طلبکار بودن، نتیجه چندان خوبی ندارد.

البته چنین است ذات انسان، چه اینکه خداوند نیز می گوید:

و به راستى پروردگارت بر مردم داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاس نمی دارند (سوره نمل، آیه 73)

و می گوید:

همانا انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است (سوره عادیات، آیه 6)

و یا پیشتر می رود و می گوید:

مرگ بر انسانی باد که اینچنین ناسپاس است (سوره عبس، آیه 17)

و آنچنان که مولانا در مثنوی معنوی به استناد آیه 7 سوره ابراهیم به نیکویی گفته:

شکر نعمت، نعمتت افزون کند ... کفر نعمت، از کفت بیرون کند

* * *

و بر همین اساس، هنگامی که نعمت هایی در زندگی ما وجود دارد و نه تنها شکرگزار آن ها نبوده بلکه همواره از زندگی و وضعیت خود ناراضی هستیم، پیامد آن چیزی جز از دست رفتن همین نعمت ها نخواهد بود.


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،دین