روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

موسیقی خوب، موسیقی بد
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧  

موسیقی چیست ؟

موسیقی ، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.
واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد. (منبع)

با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است. تا جائى‌که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است.



تفاوت ها

موسیقی در فرهنگ ها و جوامع مختلف با سازها و ضرباهنگ های متفاوتی رواج یافته است. در یک فرهنگ دستگاه های مختلفی برای موسیقی وجود دارد و در فرهنگ دیگر اینچنین نیست. در یک فرهنگ با سازهای زهی بیشتر موسیقی نواخته می شود و در فرهنگ دیگر با سازهایی متناسب با امکانات و شرایط و پیشینه آن جامعه.
در این نوشتار قصد مقایسه قصد مقایسه این تفاوت ها نیست، اما به هر حال به عنوان یک اصل پذیرفته شده باید بدانیم که تفاوت هایی در انواع موسیقی وجود دارد.
با این وجود، آیا می توان یک موسیقی را خوب، و یک موسیقی را بد دانست ؟ با توجه به تفاوت موسیقی ها، تفاوت زمان ها و ... آیا می توان این تمایز را قائل شد ؟

موسیقی، غذای روح

می گویند همانطوری که جسم انسان به غذا نیاز دارد، روح انسان نیز محتاج غذاست که موسیقی یکی از آنهاست، هر چند آثار و شواهدی از تاثیر موسیقی بر روی جسم نیز به اثبات رسیده است.

موسیقی خوب

موسیقی خوب، موسیقی است که به انسان آرامش دهد، چه اینکه آرامش، یکی از اصلی ترین خواسته های هر انسانی است.

موسیقی خوب،موسیقی است که انسان بعد از شنیدن آن وضعیت بهتری پیدا کند، نه اینکه پریشان تر شود.

دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشا ن می‌دهند، زیرا شرایط ا حسا سى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد. دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیه هاى در قشر مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دا رد.  باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توا ن مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. (1)

از ابتدای تاریخ بشر، از موسیقی برای شفای بیماران استفاده می‌شده است برای مثال ریتم طبل‌ها در مراسم شفابخش درمانگران نقش مهمی داشته و هنوز هم در شهرهای دور افتاده جنوب ایران درمانگرانی به نام مامازار یا بابازار وجود دارند. آن‌ها در مراسم خاصی با دف و دایره و آوازهای به خصوصی که به زبان نامفهوم سواحلی خوانده می‌شود و شاید حتی خود مامازار یا بابازار هم آن‌ها را نمی‌فهمند اما می‌گویند که به این وسیله می‌توان جن و روحی که بیمار تسخیر شده آن است را دور کرد.(2)

همچنین، اثر موسیقی بر روی نوزادان و کودکان نیز به دقت بررسی و تحقیق شده و نشانگر آن است که کودکانی که از بدو تولد موسیقی گوش می دهند، آرام تر، مهربان تر و آسانتر هستند. پژوهشگران دانشگاه مریلند گزارش کرده اند که هیچ چیز مهمتر از موسیقی خوب نمی تواند در سلامتی قلب و عروق موثر باشد. موسیقی در تنظیم تپش قلب و کنترل فشار خون موثر است. موسیقی اثری مطلوب و فوری بر روی قلب و عروق دارد و نوعی آرامش به آن می دهد که نمی توان نظیر آن را با دارو تدارک دید. (3)

از سال 1902 تا 1909، زمانی که انیشتین 6 روز در هفته مشغول مطالعات و تحقیقات فیزیکی بود، موسیقی موتزارت به عنوان منبع تغذیه روح او به شمار می رفت و اساس تفکر خلاقه اش را تشکیل می داد. پسر بزرگ او در این باره می گوید : "هر زمان که پدرم احساس می کرد در کار خود در موقعیت های دشوار قرار گرفته و به ته خط رسیده، به موسیقی پناه می برد که معمولا حلال کلیه مشکلات او بود."(4)

موسیقی بد

می توان گفت همان طور که ما حاضر نیستیم هر غذایی را بخوریم و هر غذایی خواص و مضراتی ممکن است داشته باشد، انواع موسیقی نیز اینگونه هستند. هر صدای تولید شده با نام موسیقی، لزوما آثار مثبتی بر روی مخاطب آن نمی گذارد.

از آن جمله می توان استفاده از موسیقی به عنوان ابزار شکنجه در زندان گوآنتانامو را نام برد.(5) در واقع گوش دادن مکرر به بعضی موسیقی ها و همچنین شنیدن مکرر آن ها سبب ایجاد اختلالات روحی روانی شدید در افراد می شود، تا آنجا که حتی به مرز خودکشی می رسند.

از نظر علمی ثابت شده که موسیقی ملایم با یک ریتم طبیعی با سرعت ملایم باعث آرامتر شدن ضربان قلب ،ملایم شدن آهنگ تنفسی و تمدد اعصاب می گردد .و حالت آرامش و نرم خویی در انسان ایجاد می کند. از سوی دیگر، موسیقی تند و هیجان انگیز باعث افزایش ضربان قلب و متلاطم شدن آهنگ تنفسی و برانگیختگی در سیستم عصبی می شود . حال شما خود درباره موسیقی هایی که ریتم بسیار تند و محرک دارند قضاوت کنید.

همچنین کلامی که در موسیقی های کلامی به کار می رود بسیار مهم است. ما همواره به شعر موسیقی ها توجه می کنیم و حتی پس از گذشت مدتی آن ها را حفظ می کنیم، و اگر حتی در بعضی موارد گمان کنیم که به کلام موسیقی توجه نمی کنیم، آن هم در ضمیر ناخودآگاه ما اثر خود را خواهد گذاشت.
حال سوال اینجاست که موسیقی هایی که دارای متن ناامید کننده، خیلی غمگین، حاکی از شکست و ... باشند، چه اثری در مخاطب خود خواهند گذاشت ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ