روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

زندگی؛ خوب یا بد ؟
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧  

می گویند دختری برای پدر خود نامه می نویسد که به خاطر کار همسرم به آفریقا آمده ایم و اینجا زندگی به سختی می گذرد ... پدر در جواب پاسخ می دهد : دو نفر در زندانی بودند. هر روز، یکی از پنجره به آسمان آبی نگاه می کرد و دیگری از همان پنجره به گل و لای کف خیابان، یکی هر روز انرژی و امید می گرفت و دیگری ناامید تر می شد ... این نوع نگاه توست که می تواند زندگی را در نظرت تغییر دهد.
 
ما چگونه به زندگی نگاه می کنیم ؟ ما در زندگی خود چه چیزهایی می بینیم ؟ چقدر افسوس گذشته ای که رفته را می خوریم ؟ و به قول آن جمله : چرا مرتب به پشت سرتان نگاه میکنید؟ مگر در جلو رویتان چشم اندازی نیست؟
ما همواره دوست داریم به گذشته نگاه کنیم  و خاطرات خوشی را که داشته ایم مرور کنیم ، چرا که با مرور خاطرات گذشته اندکی دردهایمان را التیام می بخشیم ... اما به شرط آنکه در گذشته فرو نرویم ! به شرط آنکه مدام به فرصت های از دست رفته گذشته فکر نکنیم و خود را آزار ندهیم !
 
 و به قول دیگری : هزاران معجزه میان زمین و آسمان مانده است ، دستی باید تا آن ها را فرود آورد !
اما افسوس که گمان می کنیم هیچ فرصتی در زندگی برای ما وجود ندارد و اگر هم چیزی بوده گذشته ! در صورتی که زندگی، سرشار از فرصت ها و موقعیت هاست.
 
افسوس که عادت کرده ایم به زندگی با بدبینی نگاه کنیم و این بدبینی، جز یک زندگی نامطلوب در آینده چیزی برای ما به ارمغان نخواهد آورد !
نگرش امیدوارانه و مثبت به زندگی خنده دار به نظر می رسد ؟ غیرممکن است با این نوع نگرش اتفاقی بیفتد ؟ سخت است اینچنین نگرشی ؟ ... شاید ! اما یک بار امتحان کنیم ... اگر جواب داد (که حتما می دهد) تغییر شگرفی در زندگی پدید می آید.


کلمات کلیدی: زندگی