روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

قلعه حیوانات
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧  

قلعه حیواناتقلعه حیوانات نوشته جرج ارول کتابی نام آشناست برای آن ها که اهل حتی کمی کتاب خواندن هستند. یعنی آن ها که بیش از بیست سی کتاب خوانده اند، اصولا قلعه حیوانات را هم باید خوانده باشند (البته این اصل استثنا زیاد دارد !)

به هر جهت قلعه حیوانات داستانی نیمه تخیلی اما در عالم واقع بسیار واقعی از شرح حال مزرعه ای می باشد که حیوانات آن پس از مرگ یک خوک سالخورده به نام میجر و بر اساس خوابی که او دیده بود تصمیم به انقلاب می گیرند ! ... خلاصه کتاب آن است که در این انقلاب خوک ها به عنوان حیواناتی که اصولا باهوش تر از دیگران در آن جمع هستند پیشگام شده و رهبری جریان را به عهده می گیرند، اما پس از مدتی دچار دو دستگی شده، یک دسته با توسل به زور دسته دیگر را از صحنه خارج کرده و پس از آن نیز شاهد اعدام های انقلابی و زیر پا گذاشتن اصول اولیه انقلاب مزرعه حیوانات می باشیم.

این کتاب را حدودا شش سال پیش برای بار اول خوانده بودم، اما جز شبهی! در ذهنم باقی نمانده بود و به همین دلیل طی سه ساعت برای بار دوم آن را خواندم و اینک نیز به دوستان پیشنهاد می کنم آن را بخوانند، و به قول معروف این توصیه بدون شرح است! چه اینکه قلعه حیوانات هم از بعد جامعه شناسی سیاسی، هم مدیریت سازمانی و هم ... حرف هایی برای گفتن دارد.