روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

ما و دیگران
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧  

بحثی بین دوستان بود با این عنوان که تا چه اندازه در بیان حرف ها و احساسات خود نسبت به دیگران آزادی داریم ؟ چقدر دچار خودسانسوری هستیم ؟

خودسانسوری را هم اینطور معنا می کردند که هر موقع می خواهیم حرفی بزنیم یا رفتاری که مطلوب ماست انجام دهیم اما به خاطر خوشایند طرف مقابل این کار را نمی کنیم، عمل خودسانسوری را انجام داده ایم ! و این مغایر با آزادی وجودی ماست.

سانسور را می توان نوعی کنترل و خودسانسوری را خودکنترلی به حساب آورد. یعنی پیش از آنکه دیگران ما را به خاطر رفتار یا گفتارمان مورد سرزنش قرار دهند، خودمان از انجام آن خودداری می کنیم.

اما آیا این خودسانسوری (در مورد رفتار) لزوما معنای بدی دارد ؟ آیا اگر قصد ارتباط با مخاطبی را داریم، احترام به خواست او یکی از اصول ارتباطات نمی باشد ؟

آیا اگر ما در گفتارمان عادتا از کلمات نامناسبی استفاده می کنیم یا به موضوعاتی می پردازیم که چندان خوشایند جامعه نیست و می دانیم مخاطب خاص ما نیز همچون جامعه می اندیشد و از این نوع گفتار ما ناخرسند می شود، اگر رعایت کنیم دچار خودسانسوری شدیم یا احترام به طرف مقابل ؟

از گفتار بگذریم. اگر بدانیم خصوصیت اخلاقی داریم که می دانی درست نیست و از سویی مورد پسند فردی نیست، آیا تغییر این خصوصیت اخلاقی به این معناست که از موضع خود پائین آمده ایم ؟ یا سازش برای ایجاد یک رابطه موثر است ؟

شاید بد نیست این فرهنگ را در خود نهادینه سازیم که تغییر در جهت خواست جامعه و مخاطب، نه خودسانسوری است و نه پائین آمدن از موضع خود، بلکه احترام به مخاطب و جامعه و کوششی در جهت بهبود خودمان است.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،منطق ،احترام