روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

نقد و بررسی فرار مغزها
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧  

معرفی و تاریخچه

فرار مغزها (brain drain) مساله ای است که سالیان بسیاری است درگیر آنیم. هر چند این موضوع تنها متعلق به جامعه و کشور ما نیست و بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز با آن به عنوان پدیده ای ویران کننده دست در گریبان هستند.

ادبیات مربوط به پدیده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحادیه اروپا نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادى در جهان مطرح شد و این پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعى از دهه چهل در ایران آغاز شد. یعنى زمانى که کشورهاى اروپایى بازسازى خرابی هاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرایند صنعتى شدن با احساس نیاز به متخصصین و نخبگان در این زمینه به جذب نخبگان و متخصصین از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اینگونه بود که مانع دیگرى بر سر راه توسعه این کشورها پدید آوردند. (منبع)

دلایل فرار مغزها

مساله فرار یا مهاجرت مغزها بحث پیچیده و ریشه داری است و به راحتی نمی توان درباره آن قضاوت کرد، اما در این نوشتار می خواهم از زاویه ای دیگر آن را مورد بررسی قرار دهم، با توجه به اینکه کشور ما در میان تمامی کشورهای دنیا از این لحاظ حائز رتبه اول است ! (ادامه مطلب)


مشکلات اقتصادی فرار مغزها

یکی از دلایل فرار مغزها را مشکلات اقتصادی بیان کرده اند. افرادی که گمان می کنند با توجه به تخصص و استعدادی که دارند درآمد کافی و وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و از این رو برای دست یافتن به زندگی بهتر مهاجرت می کنند. اگر چه در این میان خواست بعضی از این افراد تامین می شود، اما بسیاری نیز با واقعیتی تلخ مواجه می شوند، چرا که گاه ناچارند به اموری مشغول شوند که در شانیت اجتماعی آن ها نیست و گاهی تمام وقت استراحت خود را نیز به کار اختصاص دهند تا بتوانند از پس هزینه های سنگین زندگی در آن سو برآیند.
حال سوال اینجاست که آیا اگر همین تلاش و کوشش را در کشور خود به کار می بستند نمی توانستند از نظر اقتصادی به وضعیت مطلوب تری برسند ؟

ادامه تحصیل

این موضوع بیشتر در سال های قبل تر مشاهده می شد، آن هنگام که داوطلبان برای ورود به دانشگاه بسیار بیش از ظرفیت دانشگاه ها بود. اما امروز مشاهده می کنیم که در مقطع کارشناسی این موضوع وارونه شده است و تعداد کرسی های دانشگاه در این مقطع بیش از داوطلبان است. اما همچنان برای مقطع کارشناسی ارشد یا تخصص های رشته پزشکی با این مساله رو به رو هستیم و افراد ترجیح می دهند به جای آنکه تلاش بیشتری برای رقابت و قبولی این کرسی های محدود نمایند، برای ادامه تحصیل به کشورهای دیگری بروند که آزمون ورودی به این صورت نداشته و دانشجویان را پذیرش می کنند. هر چند با هزینه خیلی بیشتر و مشکلات دیگری که برای آن ها به همراه خواهد آورد.
البته ناگفته نماند که فقدان وجود بعضی رشته ها و گرایش ها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری نیز یکی از دلایل مهاجرت علاقه مندان به تحصیل در این رشته ها و گرایش های خاص است و البته بعضی نیز به دلیل اینکه گمان می برند مدرک تحصیلی "آن طرف" اعتبار بیشتری دارد، با اینکه امکان ادامه تحصیل و پذیرش در کشور را دارند ترجیح به مهاجرت می دهند.

مسائل اجتماعی، فرهنگی و رفاهی

یکی دیگر از دلایلی که معمولا به عنوان دلیل مهاجرت بیان می شود، محدودیت های اجتماعی و دلایل اختلاف دیدگاه فرهنگی است. همچنین اعتقاد بر این است که فقدان بسیاری از امکانات رفاهی در اینجا دلیل مهاجرت به کشورهایی با امکانات رفاهی بالاتر است.
اگرچه در رابطه با فقدان های رفاهی، می توان حق را به افراد داد که برای زندگی آرام تر و مرفه تر، به کشورهای توسعه یافته و صنعتی مهاجرت نمایند، اما تفاوت های اجتماعی و فرهنگی بیشتر مبنای سلیقه ای دارند و نمی توان کشوری را از نظر فرهنگی و اجتماعی ضعیف و کشور دیگری را قوی قلمداد کرد.

ما متهمیم !

افراد حق دارند فرار کنند، افراد حق دارند مهاجرت کنند، و در بعضی مواقع به معنای وقعی کلمه "محق" هستند، اما در شرایطی به نظر می رسد اگر دست به این اقدام بزنیم متهمیم به خودخواهی بیش از حد، تنبلی و اشتباه در محاسباتمان !

کسب رفاه بیشتر
در بسیاری از موارد، آنچه سبب مهاجرت فردی از کشور به جای دیگر می شود، صرفا کسب رفاه و درآمد بیشتر است و این یعنی ترجیح منافع شخصی به منافع اجتماعی. البته هر کسی حق دارد زندگی خوبی برای خود مهیا سازد، اما مفاهیمی همچون مسئولیت اجتماعی، وطن و کمک به دیگران در این میان بی معنا خواهد شد !

مهاجرت تحصیلی با وجود امکان داخلی
اگر فردی صرفا به قصد ادامه تحصیل قصد رفتن و بازگشتن دارد، در صورتی که با اندکی تلاش بیشتر می تواند در دانشگاه های داخلی نیز مورد پذیرش قرار گیرد، با این کار خود هم سبب خروج سرمایه از کشور شده و هم سبب بروز ناراحتی های روحی برای خود و خانواده اش می شود.

نداشتن مهارت و تخصص
متاسفانه یکی از مسائلی که در جامعه ما فراگیر شده است این است که افراد به دانشگاه های معتبر و نیمه معتبر داخلی از لحاظ سطح آموزشی می روند و انتظار دارند پس از اینکه از دانشگاه خارج شدند و مدرک خود را گرفتند، بازار کار یا دولت آن ها را با آغوش باز پذیرا باشد ! اما چرا باید اینگونه باشد ؟
نگاهی به فارغ التحصیلان خود در رشته های مختلف بیاندازیم و ببینیم کدام یک واقعا مهارت ورود به بازار کار یا تخصصی قابل اعتنا دارد ؟ ... این بار تقصیر را به گردن نظام آموزشی می اندازیم ! اما آیا تمام تقصیرات به گردن نظام آموزشی است ؟ آیا ما مفهوم دانشجو را به درستی متوجه شده ایم ؟ قطعا خیر ! چرا که اگر متوجه شده بودیم، تلاش بیشتری در کسب دانش می کردیم، نه اینکه بر سر کلاس های درس بنشینیم و چشم به استاد بدوزیم ! واقعیت این است که دانشگاه محلی برای کسب علم است، با در اختیار قرار دادن کتابخانه، سایت، فضای آموزشی، کلاس های درس و وجود دانشجویانی همچون خودمان. اما از این میان، ما تنها به کلاس درس چشم دوخته ایم و از سایر امکانات و پتانسیلی که دانشگاه برای ما در راستای "کسب علم توسط خودمان" فراهم کرده چشم می پوشیم و انتظار داریم که با نوع شاهکار درس خواندنمان! پس از فارغ التحصیلی کسی خریدار ما باشد. اما هم دولت و هم بخش خصوصی منطقی تر از آنی هستند که چنین فارغ التحصیلان را جذب نمایند ! هر چند نباید بی انصافی کرد و باید گفت هستند در میان فارغ التحصیلان دانشگاه ما که حتی با اخذ مدرک کاردانی نیز از سواد و معلومات بسیار بالایی برخودار شده و به طبع بازار کار نیز خریدار آن ها می باشد.

 

چه باید کرد ؟

البته می توانیم مانند همیشه که موفقیت ها را از آن خود و مشکلات و موانع را از آن دیگران می دانیم! این بار نیز تمام تقصیرات و اشتباهات را به گردن دولت بیاندازیم، اما آیا اینطور مساله ای حل می شود ؟ آیا هنگامی که در جایی با مشکلی برخورد می کنیم، پاک کردن صورت مساله و فرار از موقعیت، تنها راه ممکن است ؟

کسب تخصص
همان طور که پیشتر عنوان شد، نداشتن تخصص لازم یکی از دلایل بیکاری افراد تحصیلکرده و در نتیجه مهاجرت آن ها برای ورود به بازارهای کشورهای دیگر یا اشتغال به اموری که شاید چندان باب طبع آن ها نباشد است در جامعه خودمان است.
در صورتی که اگر افراد در رشته های مختلف، قدری بیشتر به مطالعه بپردازند، قدری کاربردی تر مسائل را فرابگیرند و به نیاز بازار توجه بیشتری داشته باشند، بدون شک شاهد کم شدن این نرخ بیکاری ساختاری خواهیم شد : بیکاری که نه به دلیل کمبود موقعیت های شغلی، بلکه به دلیل نبود افراد متخصص برای پر کردن پست های خالی سازمانی در مجموعه های کاری مختلف است.

کارآفرینی
همه ما دوست داریم استخدام شویم ! ما همچنان به شیوه پدرانمان فکرمی کنیم و از دولت انتظار داریم که همه ما را استخدام کند، اما هیچ وقت به این فکر نمی کنیم که جمعیت زمان پدران ما بسیار کمتر بود و ساختار اقتصادی دولتی تر، و اکنون هم جمعیت بیشتر شده و هم بدنه دولت کوچک تر شده است و این بخش خصوصی است که باید افراد را جذب خود کند. اما برای جذب، نخست باید بنگاه های کسب و کاری وجود داشته باشند و بخش خصوصی توسعه پیدا کند، و این توسعه می بایست توسط همین فارغ التحصیلان انجام شود ، توسط ما !
اندکی به توانایی های خود ایمان بیاوریم و ریسک پذیر باشیم، تا به جای آنکه یک موقعیت شغلی دیگر را اشغال کنیم، چند موقعیت شغلی ایجاد نمائیم.

قناعت، تلاش بیشتر و وطن دوستی
کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته مدیر عامل شرکت دوو می تواند حاوی نکات مفیدی برای ما هم باشد. از آن جمله، عنوان یکی از فصل های این کتاب است : از 5 تا 9 به جای از 9 تا 5 ... و در ادامه می گوید برای پیشبرد اهداف شرکت دوو، هم پای دیگر شرکت ها و صنایع و کل جامعه کره جنوبی، به جای آنکه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار کنیم، از 5 صبح تا 9 شب کار می کردیم تا عقب افتادن ناشی از جنگ و خسارت های آن را جبران کنیم.
این وضعیت را با وضعیت کشور خود مقایسه کنیم که طی هشت سال جنگ تحمیلی تمام زیرساخت های کشور از بین رفت و بیش از یک هزار میلیارد دلار خسارت مالی دیدیم، اما بعد از آن به جای آنکه برای ساخت بیشتر کشور تلاش کنیم، تنها زیاده خواه تر شدیم ! و آن ها که توانستند رفتند و این شد وضع کنونی جامعه ما.
ما که این همه سنگ ایران را به سینه می زنیم، به جز شعار دادن و داد و فریاد واقعا برای پیشبرد آن چه کرده ایم ؟ ... می توانیم از مغزهایی که فرار کرده اند این پاسخ را جویا شویم !


کلمات کلیدی: زندگی ،فرهنگ ،اخلاق