روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

یادی از خانه
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

در شب آزمونی که هیچ نوع آمادگی برای آن ندارم و به نوعی به درد بی خیالی دچار شده ام! در حال گشت و گذار بودم که به وبلاگی برخوردم که مرا به خاطرات سال های خیلی پیش برد ... آن زمان که خانه منتشر می شد، خانه روزنامه نگاران جوان ... خانه ای که تمام آن جذاب و خواندنی بود ... خانه ای که شبی که مدارکم را برای عضویت در آن آماده کرده بودم تا فردای آن روز پست کنم، خبر توقیف آن را در تلویزیون دیدم ... چه اینکه آن موقع مثل امروز نبود که روزنامه ای سراسری توقیف شود و خبری تکراری محسوب شود ! آن موقع توقیف یک نشریه، خیلی در چشم می آمد ... آن هم نشریه ای مثل خانه، زمانی که حتی ایران جوان نیامده بود.

محمدرضا زائری، مدیر مسئول خانه بود ... هنوز هم شماره خداحافظی خانه را به یاد دارم ... و چه تلخ بود آن خداحافظی ... و چه خوشحال شدم که بنیانگذار خانه را در کوچه پس کوچه های وبلاگستان دیدم، همسایه بودیم و بی خبر !

از وقتی خانه تعطیل شد، چشم انتظار نشریه ای ماندم که جای آن را پر کند ... اما حتی ایران جوان، با آن همه جذابیت و حرفه ای بودن، نمی توانست فضای خانه را داشته باشد ... هر چند نگذاشتند به همان ایران جوان نیز دلخوش باشیم و دو سال بعد از رفتن خانه، ایران جوان هم رفت ...
آن روزها با خود عهد کردم که اگر روزی توان آن را یافتم، خانه را از نو بنا کنم ... و امروز، ده سال از آن زمان می گذرد.