روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

نظم زندگی
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳۸٧  

دوستی می گفت :‌ اگر می خواهیم در زندگی و کارهای خود برنامه ریزی داشته باشیم،‌ پیش از هر چیز باید استاندارد فکر کنیم ... و برای استاندارد فکر کردن،‌ باید زندگی استانداردی داشته باشیم.

اما آیا ما زندگی استاندارد داریم ؟

صبح ها ساعت چند از خواب بیدار می شویم ؟ (بستگی دارد کارمند و موظف باشیم یا نه، بستگی دارد روز تعطیل باشد یا غیرتعطیل)
آیا هر روز صبحانه می خوریم ؟ (بستگی به وقتمان دارد!)
آیا ناهارمان ساعت مشخصی است ؟
آیا عصرانه می خوریم ؟
آیا شام را در ساعت مشخصی می خوریم ؟
آیا در ساعت مشخصی می خوابیم ؟

برای اکثر ما پاسخ این سوالات منفی است (البته استثناهایی هم در بین افراد وجود دارد!) و اینکه ما در زندگی روزمره خود از استانداردی استفاده نمی کنیم و همین عدم استفاده سبب آسیب رسیدن به چرخه زیستی روزانه ما می شود، نشان از آن دارد که تعهدی نسبت به برنامه ریزی نداریم.

در این میان بعضی می گویند زندگی و کار با افرادی که اینقدر منظم است قدری سخت به نظر می رسد! ... اتفاقا اینطور نیست. وقتی می دانید فردی ساعت 9 شام می خورد و ساعت 11 می خوابد، می دانید که اگر قصد دعوت او را دارید، بهتر است این دعوت برای ناهار باشد، چه اینکه برنامه روزمره مشخصی دارد و می دانید اگر می گوید فلان ساعت می آید، حتما می آید !

به هر حال نظم خوب است ... به خصوص نظم در زندگی و مدیریت زمان !


کلمات کلیدی: مدیریت ،فرهنگ