روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

32 سالگی
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٦  

اولین باری که روز تولد برایم معنادار شد و تصمیم گرفتم که کاری کنم، 12 سالگی بود. 15 خرداد 76. یک دفتر خاطرات خریدم و آغازی شد برای خاطره نویسی و در واقع «نوشتن». یکی دو ماه بعد از آن، پیش نویس نخستین نشریه تجربی ام را آماده کرده و با آغاز سال تحصیلی، چاپش کردم. آغاز روزنامه نگاری تجربی ... و آن سال، مصادف شده بود با انتخاب سیدمحمدخاتمی و دوران جدید سیاسی در کشور که بدون شک، روی نگرش و رفتار نوجوانان امثال من تاثیرگذار بود.

اکنون، 20 سال از آن روز می گذرد؛ از روزی که خودم را پیدا و ثبت افکارم را آغاز کردم و کم کم آن را توسعه دادم. دو دهه، زمان کمی برای ساخته شدن شخصیت و مسیریابی نیست. اگرچه، انسان تا آخرین لحظه عمر، همواره برای بهتر شدن تلاش می کند.

یکی دو سالی است که احساس می کنم وارد مرحله جدیدی از زندگی شده ام که ویژگی های خاص خود را دارد:

زمان برایم خیلی زودتر می گذرد،
هدف گذاری های گوناگون را کمتر انجام می دهم و
برای رسیدن به آنچه در نظر دارم مانند گذشته چندان شتاب نمی کنم.

به نظرم در این زمان باقیمانده، دیگر مجالی برای آزمودن مسیرهای جدیدی که در  20 سال گذشته آن ها را آزمون نکرده ام نیست، بلکه باید در مسیرهایی که تخصص پیدا کرده ام، با تمرکز بیشتری گام بردارم:

مدیریت دولتی و خط مشی گذاری برای بهبود حکمرانی؛ به عنوان دانشی که شغل و منبع درآمدم نیست، اما مهمترین دغدغه ام محسوب می شود؛

آموزش و انتقال مفاهیم به ویژه در زمینه توانمندسازی شغلی و کار حرفه ای؛ که طی 14 سال کار مدیریتی توامان با تحصیل در رشته مدیریت، به صورت تلفیقی از دانش و تجربه کسب کرده ام و لازم است به عنوان یکی از کلیدی ترین نیازهای امروز، به جامعه منتقل کنم؛ این یکی گاهی شغل و منبع درآمد هست، اما مهمترین رسالتم محسوب می شود؛

ارائه خدمات در بستر فناوری اطلاعات به ویژه به جامعه دانشگاهی؛ که این یکی را بیشتر به عنوان حرفه دنبال می کنم.

 

دو سه پروژه مهم هم هست که چند سالی است آن ها را دنبال می کنم و امیدوارم در سال پیش رو، به سرانجام برسند.


کلمات کلیدی: زندگی ،یادداشت روزانه
 
⚠️ سرمایه اجتماعی در خطر
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٦  

می گویند کسانی که از تاریخ درس نمی گیرند، محکوم به تکرار آن هستند. شواهد نشان می دهد امکان تکرار یک جریان تلخ تاریخی برای بار دیگر وجود دارد.

🔵 دوم خرداد 1376، با انتخاب سیدمحمدخاتمی جریان اصلاحات در ایران کلید خورد. سال 1377، اولین دوره شورای شهر با اکثریت قاطع اصلاح طلبان شکل گرفت و سال 1378، مجلس ششم با اکثریت اصلاح طلب تشکیل شد. سال 1380، رئیس جمهور با رای بالاتر مجدد انتخاب شد. ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر، هر سه در اختیار اصطلاح طلبان بود. اما پس از آن چه اتفاقی افتاد؟

🔴 شورای شهر تهران، به دلایل مختلف به سرانجام نرسید و پیش از پایان یافتن دوره خود، منحل شد. نتیجه آن این بود که انتخابات دومین دوره شورای شهر تهران، علیرغم حضور تمام طیف های سیاسی، با اقبال چندانی از سوی مردم مواجه نشد. مجلس ششم در اواخر دوره خود دچار تنش هایی ناشی از رد صلاحیت عده ای از نمایندگان و مسائل دیگر شد و در نتیجه، انتخابات مجلس هفتم نیز با اقبال چندانی از سوی طرفداران جریان اصلاح طلبی واقع نشد. نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز با معرفی همزمان 4 کاندیدای نزدیک به جریان اصلاحات برگزار شد که طی دوره اول آن، بداخلاقی هایی پیرامون مرحوم هاشمی رفنسجانی صورت گرفت تا در دور دوم، محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود.

🔶 اکنون، دکتر حسن روحانی مجدداً با رای بالاتری عنوان رئیس جمهور انتخاب شده و مجلس به صورت نسبی و شورای شهر به صورت مطلق در اختیار جریان اصلاح طلبی و اعتدال گراست و وضعیت کنونی، بی شباهت به سال 1380 نیست.
در آن برهه تاریخی، از یک سو به خاطر فقدان ارتباط قوی با مردم و از سوی دیگر بی تدبیری هایی که سیاستمداران انجام دادند، سرمایه اجتماعی از دست رفت.

⚫️ همچنین به یاد داشته باشیم سرمایه اجتماعی، فراتر از جریان های سیاسی تعریف می شود و آسیب از دست رفتن آن صرفاً متوجه آن جریان نخواهد بود، بلکه دستیابی به اهداف کلان نظام همچون سند چشم انداز و اجرای برنامه های توسعه را با مشکل جدی مواجه خواهد کرد.
برای اجتناب از این تکرار تاریخی، ضروری است سیاستمداران ضمن پرهیز از تکرار اشتباه پیشینیان خود، به یاد داشته باشند «منتخب مردم» هستند و  ارتباط قوی تری با تمامی اقشار جامعه برقرار کنند و
مردم نیز، مطالبه گری خود را به صورت مستمر (و نه تنها صرف حضور دوره ای در انتخابات) از نهادهای انتخابی خود داشته باشند.