روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

من مادر هستم ؛ بازیگران و مفاهیم تاثیرگذار
ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱  

من مادر هستم، فیلمی است بر پایه نمایش روابط خانوادگی خانواده هایی که از سبک دیگری از زندگی تبعیت می کنند.

آنچه در این فیلم بسیار برجسته می نماید، از یک سو انتخاب و بازی تاثیرگذار بازیگران آن و از سوی دیگر مفاهیمی است که در قالب این فیلم و داستان آن منتقل می شود.

بازیگران فیلم و زمینه های بازی آن ها

در این فیلم، فرهاد اصلانی که پیشفرهاد اصلانی - من مادر هستم تر بازی او را در فیلم هایی نظیر سیزده 59، یه حبه قند و زندگی خصوصی شاهد بوده ایم، در نقش اصلی فیلم به نام نادر، به عنوان پدر، همسر و یک وکیل به خوبی ظاهر می شود. در سکانس هایی از فیلم، بازی اصلانی در به لحاظ چهره، حرکات و گاهی حتی تن صدا شبیه مرحوم شکیبایی می شود. البته نقش اصلانی در من مادر هستم، به نقش وی در فیلم قبلی وی که آن هم با مشکلات اکران روبرو بود (زندگی خصوصی) شباهت بسیار دارد.

حبیب رضایی نیز که خاطره بازی او در فیلم ماندگار «آژانس شیشه ای» در نقش عباس، این بار در نقشی متفاوت (سعید) ظاهر می شود.

هنگامه قاضیانی - من مادر هستم

هنگامه قاضیانی، در نقش ناهید مادر آوا و همسر نادر، تا اندازه ای به نوعی بازی خود را که در فیلم «روزهای زندگی» به عنوان یک همسر فداکار و پزشک جنگی (در کنار حمید فرخ نژاد در آن فیلم) داشته تکرار می کند و «فداکاری»، آیتم اصلی بازی او محسوب می گردد.

باران کوثری نیز در نقش آوا، به نوعی ایفاگر نقش محور داستان در این فیلم سینمایی می باشد.

 

پانته آ بهرام نیز شاپانته آ بهرام - من مادر هستمید به نوعی نقش خود در فیلم چهارشنبه سوری را تکرار می کند (و البته مانند هنگامه قاضیانی در نقشی در کنار حمید فرخ نژاد)، چنانکه در آن فیلم نیز سرخورده از یک زندگی، به زندگی دیگری وارد شده بود و اتفاقا در آن فیلم نیز با نام سیمین شناخته می شد.

 

با توجه به سابقه بازی این بازیگران و نقشی که از آنها در اذهان مخاطبان وجود داشت، فریدون جیرانی با استفاده از ترکیب خوبی از آن ها و بدون آنکه از چهره هایی که به عنوان سوپر استار یا گیشه پسند شناخته می شوند، توانسته فیلمی قابل قبول ارائه دهد.

من مادر هستم

 

پیام های فیلم

اما گذشته از بازیگران، مفهوم فیلم که بر پایه نقد زندگی غیر اخلاقی بنا شده است نیز حرف هایی برای گفتن دارد.

نخست آنکه باید در نظر بگیریم که به جز سیمین که فیلم بر اساس حضور و صحبت های او در مطب روانپزشک نقل می شود و به خاطر عملکردش چندان وضعیت خوبی ندارد، سایر نقش ها خاکستری هستند؛ بدین معنا که هیچ کدام به صورت کامل سیاه یا سفید ترسیم نشده اند. (به جز شخصیت پدرام در نقش نامزد آوا که تا حدی سفید بوده است)

فیلم سینمایی من مادر هستم

«دنیا دار مکافات است و من الان در حال پس دادن تقاص اشتباهات خودم هستم» یکی از دیالوگ های کلیدی این فیلم از زبان نادر در دادگاه است، تا آنجا که مخاطب پس از مرور تمام وقایع و پیشینه آن ها، به این نتیجه می رسد، همچنانکه روایتگری سیمین از آنچه گذشته نیز شاید به نوعی مکافات عمل وی باشد.

من مادر هستم

«قانون سخت و بدون انعطاف» نیز پیام دیگر فیلم است. اگر چه حکم قاضی بر اساس رعایت کامل قانون و قانون بر اساس آنچه همه ما به عنوان معیار عدل می پذیریم بوده است، اما اینکه قانون به خصوص در مواردی پیچیده به سختی می تواند عدالت را آنگونه که به نظر ما می آید پیاده سازد، دیگر پیام فیلم بوده است، پیامی که البته قسمتی از اعتراض های صورت گرفته پیرامون همین قسمت بوده است.

«بی بند و باری و نتایج آن» نیز به عنوان پیامی که بیش از سایر پیام ها مد نظر کارگردان بوده است، برداشت می شود. آنجا که می بینیم ریشه عمده مسائلی که اتفاق می افتد ناشی از مشروب خوردن نقش ها در سکانس های مختلف بوده و همچنین ریشه های مشکلات به وجود آمده، به روابط خارج از محدوده تعریف شده باز می گردد.

حبیب رضایی - فیلم من مادر هستم

حال این نقد به معترضان فیلم وارد می شود که بدون نشان دادن اینکه ریشه های به وجود آمده برای مشکلات این خانواده ها از کجا پدید آمده، چطور می توان این مسائل را به چالش کشید ؟ یا اینکه مانند بسیاری دیگر از «مگوها» درباره این مسائل که اکنون میزان آن ها در جامعه کم نیست صحبتی نکنیم و وجود داشتن آن ها را در جامعه خود انکار کنیم ؟

در کنار تمام آنچه گفته شد، شاید یکی از نقاط ضعف این فیلم که البته به ساختار آن ارتباطی ندارد، نام فیلم است که به ظاهر «مادر بودن» باید محوریت داستان فیلم باشد در صورتی که نقش مادر یا مادرها در این فیلم آنقدرها پر رنگ نیست و شاید عنوان دیگری متناسب با موضوعیت اصلی فیلم، بهتر بود.

به هر جهت، من مادر هستم، فیلمی است که جرات به نقد کشیدن مسائلی را داشته که طبقه ای از جامعه آن را کاملا پذیرفته شده و به عنوان سبک زندگی خود می دانند و در نقطه مقابل بخش عمده ای از جامعه این رفتار را مذموم می دانند و کارگردان سعی در نقد این رفتار داشته است؛ و جالب آنکه اعتراضات صورت گرفته به فیلم، از جانب عده ای است که خود را نماینده بخش دوم می دانند !


کلمات کلیدی: نقد فیلم ،زندگی ،اخلاق