روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

آموزش؛ کلید توسعه
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠  

در گذر زمان، چهار حرفه را آموختم.

اولی علاقه ام بود و با آن احساس هویت می کردم، روزنامه نگاری. آنچه از این دوران برایم به یادگار ماند، توانایی نوشتن و خوب نوشتن است.

دومی، حرفه ام شد، شغلی که با آن کسب درآمد می کنم، طراحی وب سایت. اگرچه هیچ گاه طراح سایت نبوده ام، کد نویسی نمی دانم اما مدیریت پروژه های فناوری اطلاعات را به خوبی انجام می دهم و اینترنت را می شناسم و به پیاده سازی سیستم های وب را تا حدی آشنا هستم.

سومی، رشته ام بود و جوهره کاری ام، مدیریت. هشت سال درسش را خواندم و همان مدت هم عملا درگیرش بودم. چه در سطح یک شرکت خصوصی، چه در سطح روابط عمومی پرشین بلاگ و سطوح دیگر.

اما چهارمی، معلمی بود. تدریس، آن هم از هشت سال پیش شروع شد. از تدریس خصوصی کامپیوتر گرفته تا تدریس عمومی اینترنت و فتوشاپ، تا برگزاری دوره های آموزشی کارآفرینی تا راهبری کارگاه های آموزشی در نقاط مختلف کشور.

 

امروز که خوب نگاه می کنم، می بینم مجالی برای روزنامه نگاری نیست، صنعت فناوری اطلاعات از نظر نیروی متخصص کمبودی ندارد و در مدیریت هم عرصه ای به امثال من نمی دهند، اگر چه در هر سه زمینه می توانم کار کنم و فعالیت هم دارم، اما آموزش را بیش از آن سه دیگر می پسندم، یا بهتر بگویم، از ترکیب آن سه برای آموزش استفاده می کنم!

از سوی دیگر، گمانم بر این است که بیشترین مشکلی که در جامعه کنونی داریم فقدان آموزش است! شاید با وجود این همه دانشگاه و دانشجو و موسسات آموزشی آزاد و انواع و اقسام آموزش، در نگاه اول حرف بی ربطی به نظر برسد، اما اگر کمی دقیق تر باشیم، می بینیم که باز هم در بسیاری زمینه ها، این فقدان آموزش است که کمر جامعه را خم کرده است.