روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

طرح نصفه نیمه اقتصادی !
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸  

حرف جالب و به جایی بود و کاملا علمی و اقتصادی :

چگونه است که ما می خواهیم یارانه حامل های انرژی را برداریم و همه چیز را به نرخ بین المللی برای مردم خود محاسبه کنیم، اما حقوق کارگران در اینجا هیچ شباهتی با نرخ های بین المللی ندارد ؟!


کلمات کلیدی: مدیریت
 
ناحق
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸  

دیروز خبر اعلام حکم یکی از دوستان را شنیدم. ناحق بود. همین !

درد اینجاست که بیش از این نمی شود نوشت.

خدایا !‌ یا حق !‌ حق را بر این جامعه حاکم گردان.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،قضاوت
 
دید مثبت
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸  

داشتن دید مثبت به زندگی یک شعار مربوط به سمینارهای موفقیت یا کتاب های روانشناسی نیست، بلکه واقعیتی است که در زندگی هر روز و لحظه به لحظه ما می تواند ایفای نقش کند.

هر روز صبح که از خواب بر می خیزیم، جهان هستی همچون روز گذشته است (به لحاظ کلی)‌ و این ما هستیم که آن روز غمگین یا شادیم. پس همه چیز درون وجود ماست نه ناشی از آنچه در محیط اتفاق می افتد یا نمی افتد.

حتی اگر جلوتر برویم، می توانیم از تمام اتفاقاتی که در زندگی می افتند برداشت مثبت داشته باشیم. بسیار مسائل ناخوشایند در زندگی هر یک از ما وجود دارند که کاری برای حل آن ها از دستمان بر نمی آید، اما یک کار می توانیم کنیم : آن ها را بپذیریم و با دید مثبت به استقبالشان برویم ... اینگونه قطعا زندگی زیباتر و راحت تری خواهیم داشت.


کلمات کلیدی: زندگی ،تفکر
 
از هر دستی که بدهی می گیری
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸  

انسان موجودی است اجتماعی که در کنار زندگی با دیگران معنا می یابد. در طول زندگی هر انسانی بسیار پیش می آید که به کمک دیگران نیاز داشته باشد یا دیگران به کمک او نیاز داشته باشند.

بعضی روحیه حسابگری دارند. تنها هنگامی حاضر به کمک هستند که پیش از آن کمکی از طرف فرد مقابل دریافت کرده باشند یا پیش بینی کنند فرد مقابل در آینده برای آن ها کاری می تواند انجام دهد ... این آدم ها به قول دکتر الهی قمشه ای مدام در فکر این هستند که دیگران به چه "درد" آن ها می خورند و در واقع کدام دردشان را می توانند پاسخگو باشند !

بعضی دیگر روحیه انسان دوستی دارند. آن ها در اندیشه این هستند که به چه دردی برای دیگران می خورند ! هنگامی که فردی از آن ها کمک می خواهد با کمال میل و بدون منت انجام می دهند و در سایر موارد نیز در جستجوی کمک به دیگرانند. این افراد، به این اصل اعتقاد دارند که از هر دستی بدهی از همان دست می گیری و کارهای خیر جای دوری نمی روند.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق
 
یکی از پی دیگری می رود
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸  

امروز در روزنامه خبر مطلبی نوشته شده بود با عنوان : فقدان ١۶ هنرمند طی ١١ روز

این ها تنها بخشی از هنرمندان هستند که طی روزهای متوالی درگذشتند و بسیاری نیز طی ماه های گذشته درگذشتند. البته مرگ حق است و دیر یا زود به سراغ همه ما خواهد آمد، اما اینکه اینقدر میزان مرگ و میر هنرمندان طی این ماه ها افزایش یافته ...

در مراسم بزرگداشت پرویز مشکاتیان که چندی پیش برگزار شده بود استاد شجریان به نکته جالبی اشاره کرد. گفت طبع هنرمندان حساس است و تحمل دیدن مسائلی را که بعد از انتخابات پیش آمد را نداشت و اینچنین است که یکی پس از دیگری می روند ...

 


کلمات کلیدی: زندگی
 
من اینجا تا نفس باقیست می مانم ...
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸  

امروز دوستی قدیمی پرسید که چه می کنی و کجایی و اینچنین صحبت هایی ... و پرسید که نمی خواهی بروی ؟ گفتم نه ... و یاد این شعر مرحوم مشیری افتادم که :

من اینجا ریشه در خاکم،
من اینجا عشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقی است می مانم
من از اینجا چه می خواهم ؟ نمی دانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک،
با دست تهی گل بر می افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم ...

و چقدر این روزها یاد آن شعر روزهای خاطره انگیز می افتم که :

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند ؟


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
آموزش محور توسعه
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸  

نباید شک کنیم که هر چه در جامعه ای آموزش قوی تر باشد،‌ جامعه به سمت فرهنگ بهتر و توسعه بیشتر پیش خواهد رفت.

در جامعه امروز ما به نظر می رسد آموزش در مقطع مدارس همواره با بحران مواجه بوده، آن هم بحران های اولیه نظیر تامین معلمان و ... که حتی مجال نمی دهد به محتوای کتاب ها برسیم !‌

در مقطع تحصیلات تکمیلی وضعیت بهتر است،‌ اگرچه می تواند بهتر از این باشد و اگرچه ورود به رشته های حساسی نظیر مدیریت و حقوق همچون جوامع پیشرفته بر اساس معیار خاصی صورت نمی گیرد و اگرچه افراد به سادگی فارغ التحصیل می شوند.

در این میان آموزش های تکمیلی و آموزش های عمومی تا حدی می تواند جبران کننده ضعف های موجود ما در سیستم آموزشی باشد، اما متولی آن کیست ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ ،نظام آموزشی ،مدیریت
 
ما و فرهنگ مان
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸  

همواره وقتی بحث فرهنگ و تمدن پیش می آید شروع به سخنرانی می کنیم که ما دارای تمدنی چند هزار ساله هستیم و دیگران به نسبت ما تازه به دوران رسیده اند ! اما وقتی کمی دقیق تر می شویم، می بینیم در بسیاری بحث های فرهنگی حال حاضر، همان جوامع تازه تشکیل یافته به مراتب فرهنگی بهتر از ما دارند !

اگرچه وقتی فرهنگ را پیشینه ادبی و هنری و بناهای تاریخی و مسائلی اینچنینی بیان می کنیم آن ها حرفی برای گفتن ندارند و ما به گذشته ای که خود در آن نقشی نداشته ایم افتخار می کنیم! اما هنگامی که بحث فرهنگ عمومی و مسائل اجتماعی مطرح می شود،‌ حرفی برای گفتن نداریم !

به راستی که بسیاری مسائل و مشکلات موجود جامعه مان با بهبود و اصلاح فرهنگ مان درست می شود ... اما متولی کیست ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ
 
سیصدمین پست
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸  

روزها از پی هم می گذرند و پست ها از پی هم نوشته می شوند تا به سیصدمین پست می رسم !

نوشتن روزانه یک پست، اگرچه بسیار سخت و بعضی روزها پیش می آید که یا واقعا موضوعی برای نوشتن نیست یا آنقدر در طول روز درگیر بوده ام که نمی رسم همان پنج یا ده دقیقه حداقل را برای نوشتن پست بگذارم، اما آنچه اکنون به عنوان ماحصل پدید آمده، برایم ارزشمند است.

تشکر می کنم از تمام مخاطبانی که پیگیر نوشته های بنده هستند، به امید آنکه بتوانم بهتر از پیش بنویسم.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
جشنواره ای خوب و بد !
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸  

امروز جشنواره وبلاگ نویسی سلامت بعد از سه ماه به کار خود پایان داد و سرانجامی خوب و بد داشت !

رضایت من از این جشنواره کاملا عکس جشنواره وبلاگ نویسی بانوان بود ! چه اینکه در این جشنواره تمام کارهایی که بر عهده ما بود به خوبی انجام شد و همه چیز طبق برنامه بود. از سایت جشنواره تا داوری فنی آثار و بخشی از محتوای مراسم اختتامیه ... اما بد از آن لحاظ بود که فرهنگسرای سلامت که قرار بود سهمی حتی بیش از ما در برگزاری مراسم داشته باشد، اگرچه قدری زحمت کشید، اما نه آنقدرها زیاد و نه آنقدرها با مدیریت مناسب و نتیجه نارضایتی بسیاری از شرکت کنندگان شد.

در هر حال سعی می کنیم این جشنواره را ادامه دهیم، البته این بار با مشارکت نهادهای قدرتمندتر و با حمایت بیشتری که در حوزه سلامت وجود دارند.


 
شب اختتامیه !
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸  

کارهای جشنواره تا قدری انجام شده اند ... البته آنچه باید انجام می شد انجام شد و از آنجا می گویم تا قدری که کیفیت برگزاری جشنواره تا این لحظه که شب اختتامیه آن است و قرار است صبح فردا مراسم اختتامیه آن برگزار شود چندان تعریفی نداشته و منظور از برگزاری همان اقداماتی است که برای روز اختتامیه انجام شده، وگرنه جشنواره از نظر فنی و کیفی در سطح بسیار قابل قبولی بوده است.

به هر حال فردا پرونده نخستین جشنواره وبلاگ نویسی سلامت بسته می شود تا ببینیم آیا می توانیم به دوره های بعدی جشنواره نیز فکر کنم یا نه.


 
جبران زمان
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸  

گاهی در زندگی برنامه ریزی می کنیم برای رسیدن به مقصودی و برای نیل به هدف لازم است تا روزانه وقت خاصی را صرف کنیم یا در دوره زمانی خاصی این وقت را اختصاص دهیم. اما در این بین مشکلاتی پدید می آید، از کارهای پیش بینی نشده که از دست ما خارج است تا تنبلی و بی حوصلگی که در اراده ماست و در هر حال همه این عوامل باعث می شوند تا زمانی را که باید به انجام کار اختصاص می دادیم از دست بدهیم.

خوب. در اینجا با ادامه روند زندگی مواجهیم و کاری که در روزهای پیش یا دوره جاری، زمانی کمتر از آنچه باید بدان اختصاص می دادیم تخصیص داده ایم. سه حالت پیش روی ماست :

١ - کار را رها می کنیم، چون احساس می کنیم دیگر ادامه آن ممکن نیست !

٢ - کار را بدون توجه به زمان از دست رفته ادامه می دهیم و در صدد جبران زمان بر نمی آئیم.

٣ - زمان از دست رفته را طی روزها یا دوره های آینده جبران می کنیم تا از نظر زمانی و کیفیتی به کار صدمه ای وارد نشود.

حتما این قضیه برای شما هم زیاد اتفاق افتاده. شما در برخورد با آن چه می کنید ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت ،زندگی
 
رتبه اول جهانی این بار در مهاجرت نخبگان !
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸  

روزانه سه دکتر از ایران خارج می شوند

خروج نخبگان از کشور برای ما سال هاست که به مساله ای عادی تبدیل شده، اما ارتقا به جایگاه اول جهانی! و مشاهده آمارهای وحشتناکی که در این رابطه منتشر شده قلب هر دلسوزی را به درد می آورد !

صندوق بین‌المللی پول در این مورد گزارش داده است که سالانه حدود 180‌ هزار ایرانی تحصیلکرده به امید زندگی و یافتن موقعیت‌های شغلی بهتر از کشور خارج می‌شوند‌. این صندوق بین‌المللی در گزارش خود می‌افزاید که رقم خروج حدود 180‌هزار نخبه تحصیلکرده از ایران‌، به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشور است‌.

و این یعنی چیزی در حدود رقم هزینه در بودجه سالیانه کشور را به این صورت از دست می دهیم !

البته اخبار امیدوارکننده تری هم وجود دارد ! مثل اینکه وام مسکن مهر برای هر فرد به 20 میلیون تومان افزایش یافت ! و حتما باید از این بابت بسیار خوشحال باشیم !!

... کاش که مدیریت صحیح اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی وجود داشت تا بداند به جای آنکه این 20 میلیون تومان ها را برای خانه دار شدن افراد بدهد، می توان رقم های کوچک تری برای ماندن نخبگان جامعه هزینه کرد که فایده آن برای کل جامعه به مراتب بیشتر است ... افسوس !


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت
 
نتیجه عهد شکستن
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸  

در بحث های مربوط به تجارت و مدیریت جوامع غربی (مانند امریکا) و حتی شرقی (مانند ژاپن)‌ که هر کدام سبک مدیریت خاص خود و متفاوت با یکدیگر را دارند، در بعضی نقاط تفاهم و اشتراک دارند و از آن جمله پایبندی به قراردادها، وعده ها و عهدهاست. چرا که در نظر آن ها بدترین مشتری، بدترین ارائه کننده و بدترین شریک کسی است که بدقولی کند ... و از چند دقیقه دیرتر رسیدن سر قرار جلسه را بدقولی می نامند تا انجام ندادن بخشی از تعهدات در یک قرارداد بسیار بزرگ.

اما فرهنگ ما در این زمینه چگونه است ؟ چقدر به عهدها و پیمان های خود پایبندیم ؟

متاسفانه بسیار دیده ام که به جای آنکه افراد،‌ شرکت ها و سازمان ها سعی کنند با انجام به موقع تعهدات خود سبب رضایت طرف دیگر را فراهم آورند، برخوردی یک بار مصرف با مخاطبان خود دارند ! یعنی آنکه سعی می کنند در همان نوبت تمام آنچه را که می توانند سو استفاده کنند و با بدقولی تعهدات خود را انجام ندهند به خاطر اندکی سود بیشتر یا انجام کمتر تعهدات و آنچه در این میان از دست می دهند طرف قراردادشان است. اما از آنجا که دیدگاه آن ها نسبت به این طرف قرارداد دیدگاه یک بار مصرف است، چندان برایشان اهمیتی ندارد !‌ ... از سازمان های بزرگ گرفته تا یک ساندویچی کوچک که به کیفیت کار خود اهمیتی نمی دهد و هر دو در یک وجهه مشترک خواهند بود : بدنامی و از دست دادن مخاطبان !


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت ،اخلاق
 
پریشان عالمی
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸  

پس از دو روز دوری از اخبار، فرصتی پیش آمد تا اخبار روز را مرور کنم. انواع و اقسام خبرهای مختلف و عمدتا نا امید کننده ! از حکم اعدام برای یک زندانبان به جرم ورود مواد مخدر به زندان تا بازداشت 109 نفر در جریان روز 13 آبان تا انواع و اقسام خبرهای دیگر، که تنها می توان بعضی هایشان را نقل کرد و حتی  جرات آن نیست که بر همین بعضی ها تحلیلی نوشت !

شاید گاهی وقتی نمی توان کاری کرد و کاری از پیش برد، دوری از اخبار و بی خبری ساده ترین راه ممکن باشد ! چه اینکه هنگامی که در جریان این اخبار قرار می گیریم احساس می کنم چقدر آشفتگی وجود دارد و

به قول حافظ شیرازی :

زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت

صعب روزی، بوالعحب کاری، پریشان عالمی !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
اینجا اصفهان ...
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸  

اینجا اصفهان است ... 24 ساعت است رسیده ام و 24 ساعت دیگر هستم.

اگرچه دغدغه برگزاری جشنواره سر جایش است و اگرچه هنوز اینترنت به شدت مشکل دارد و بسیاری امورات جشنواره که باید به صورت آنلاین پیش برود همچنان متوقف است، چه تهران باشم و چه اصفهان !

امیدوارم این هفته به همان اندازه که به خیر و خوشی شروع شده تمام شود !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
سفری کوتاه
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸  

اگرچه هفته ای که خواهد آمد هفته ای بسیار پرکار و پر استرس است (از آنجا که هنوز اختتامیه جشنواره وبلاگ نویسی سلامت دچار کمبودهای عدیده ای می باشد)‌ اما سفری کوتاه پیش آمده که باید بروم.

همیشه گفته ام سفر دلی خوش می خواهد و خاطری آسوده و اکنون که هیچ کدام را ندارم !‌ اما وقتی به ناچار به سفر می روم، پس به این امید باشم که هر دو حاصل گردند !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
آخرش ؟
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸  

از دیشب مسنجرها تعطیل شد.

از صبح دسترسی به ایمیل یاهوو و جی میل امکان پذیر نبود.

اس ام اس و موبایل هم بماند !

امروز چهار ایستگاه مترو در تهران (هفت تیر، طالقانی، دروازه دولت،‌ فردوسی)‌ بدون اطلاع قبلی تعطیل شده بود و باعث سردرگمی مسافران شد.

آخرش که چه ؟ قرار است با ایجاد اختلال در روال زندگی مردم چه نتیجه ای حاصل شود ؟


 
مردمان بی هنر
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸  

بعضی ها هر روز در تلاشند برای کسب دانش و مهارت جدید،
بعضی دلخوش به مهارت های قدیمی.

بعضی ها هر روز در اندیشه چگونگی فردایی بهتر و پرثمرتر،
بعضی هر روزشان مثل هم.

بعضی ها دارای چشم انداز روشنی از آینده و مسیری برای آن،
بعضی باری به هر جهت.

بعضی مردمان هنرمندند، نه به معنای آن هنرهای هفتگانه،‌ بلکه به معنای داشتن هنر زندگی، و بعضی دیگر از مردمان بی هنرند. نه به دنبال کسب مهارتند و نه به دنبال فردایی بهتر و نه چشم انداز و راهی دارند.

اگر چه ممکن است شما خود هنرمند باشید و اهل تکاپو و پیشرفت اما به گمانم زیستن در جامعه ای که عمده مردمان بی هنر آن بسیارند سخت است و نا امید کننده !


کلمات کلیدی: فرهنگ ،زندگی
 
بچه ها ! مواظب باشید ... !
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸  

یکی از نوستالوژی های دوران کودکی، برنامه ای است که به گمانم عروسکی بود (مثل خیلی برنامه های دوران کودکی) با عنوان بچه ها ... مواظب باشید !

این روزها، هم آنفولانزای جهانگیر! هم بیماری های فصلی بیداد می کند. بد نیست ما هم بیشتر مواظب باشیم و جدی بگیریم.

پ.ن : اختتامیه جشنواره وبلاگ نویسی سلامت، 21 آبان، ساعت 10 صبح، تالار خانه شهریاران جوان.


 
مساله ای که حل نمی شود !
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸  

این روزها مانند روزهای قبل از آن، همچنان بحث یارانه ها و چگونگی تخصیص آن ها از بحث های اصلی سیاسی اقتصادی اجتماعی محسوب می شود.

امروز در خبری خواندم که یارانه ای که قرار است به هر فرد داده شود 20 هزار تومان و برای یک خانواده 4 نفره 80 هزار تومان خواهد بود. البته این مبلغ هم تنها به پنج دهک پائین جامعه اختصاص خواهد یافت.

در پست دیگری که چندی پیش نوشته بودم، با یک بررسی سر انگشتی به این نتیجه رسیده بودم در حالی که هنوز یارانه مربوط به آرد و نان حذف نشده، ما به تفاوت هزینه تهیه نان برای یک خانوار 4 نفره نسبت به ابتدای سال در هر ماه 36 هزار تومان بیشتر شده است. اگر قرار است آب، برق، گاز، حمل و نقل، نان و ... را نیز حساب کنیم، قطعا این ما به تفاوت بیش از 80 هزار تومان می شود و نتیجه می گیریم که وضعیت مردم سخت تر خواهد شد !

آیا نتیجه هدفمند کردن یارانه ها و اعطای یارانه نقدی با مردم قرار بود همین باشد ؟


کلمات کلیدی: زندگی ،مدیریت
 
از این جشن به آن جشنواره
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸  

از چهارشنبه بعد از ظهر تا پنجشنبه شب به صورت عملی درگیر برگزای جشن بانوان وبلاگ نویس بودم و تا دیروز و امروز هم مشغول بررسی نقد و نوشته های پیرامون آن. از امروز هم درگیر جشنواره وبلاگ نویسی سلامت که پنجشنبه هفته آینده آن را در پیش داریم.

با وجود همه کمبودهایی که در پیش رو داریم، امیدوارم بتوانیم به خوبی اختتامیه اولین دوره آن را برگزار کنیم و دوره های بعدی به مراتب بهتر و پربارتر باشد.

اگرچه متاسفانه وقتی ذهن درگیر امور جاری می شود، از خلاقیت و ایجاد ایده های جدید باز می ماند ...

 


 
88/8/8 هم گذشت
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸  

امروز هم گذشت و به قولی تا یازده سال و یک ماه و یک روز دیگر شاهد چنین رند شدن تاریخی نخواهیم بود. اگرچه اینکه امروز مصادف بود با تولد امام هشتم نیز در نوع خود بسیار جالب بود.

یادم می آید یازده سال و یک ماه و یک روز پیش، برنامه نیم رخ پخش می شد. آن زمان ها که تلویزیون نگاه می کردم و آن زمان که این رسانه چیزی برای عرضه داشت ! آن روزها این برنامه روی تاریخ هفت هفت هفتاد و هفت زیاد مانور می داد و به گمانم در همان روز به کار خود خاتمه داد ! ... اگر چه آن روزها آنقدر روزهای جالبی برای ما نبود، چه اینکه در سوگ از دست رفتن دایی بودیم.

امروز هم که صبح به استراحت و برای رفع خستگی دیروز گذشت و عصر هم برای پاسخگویی به منتقدان دیروز !

به هر جهت روزها می گذرند و آنچه می ماند، خاطره هاست و آثار کارهای ماندگار ما. امید آنکه روزهای خاطره انگیر بعدی به خوبی بیشتری بگذرند.


 
روایتی دیگر از جشن بانوان وبلاگ نویس
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸  

امروز دومین جشن بانوان وبلاگ نویس برگزار شد. به چند دلیل تمایلی نداشتم در این جشن نقشی داشته باشم. یکی آنکه جشن مربوط به بانوان بود و قطعا برنامه ریزی برای آن توسط خود بانوان صورت می گرفت بهتر بود و دوم آنکه درگیر جشنواره وبلاگ نویسی سلامت هستم و آن به اندازه کافی دغدغه زا هست.

ضمن عرض خسته نباشید به تک تک برنامه ریزان و دست اندرکاران برنامه، و ضمن تشکر از همه دوستانی که آمدند، لازم می دانم چند نکته را ذکر کنم ... و گمان نمی کنم بیان ضعف های برنامه ای که برگزار شده از سوی برگزار کنندگان آن، اشتباه باشد. چه اینکه اگر بخواهیم روزی این جامعه پیشرفت کند، پذیرش عملکرد اشتباه و سعی در تصحیح آن به جای توجیه آن، یکی از مهمترین عوامل این پیشرفت خواهد بود. و به گمانم، افرادی که در داخل یک سیستم هستند بهتر از دیگران به مشکلات اشراف دارند و البته، همیشه افرادی که از بیرون نظاره گر ماجرا هستند می توانند نقاط ضعفی را که افراد درون سیستم نمی بینند، به آن ها بگویند و پذیرای نظرات سازنده همه دوستان هستیم.

رای گیری فرایندی اشتباه بود

به نظر شخصی ام، با توجه به ضعف هایی که همه سیستم های رای گیری اینترنتی دارند و اجتناب ناپذیر است و با توجه به اینکه برگزیده بودن لزوما به اخذ رای بیشتر نیست و اصولا فاکتورهای دیگری را باید مورد بررسی و داوری قرار داد، رای گیری برای انتخاب وبلاگ برتر اصولا کار اشتباهی است و به جای آن وبلاگ ها باید کاندیدا شوند و بر اساس معیارهای فنی و محتوایی و توسط تیم داوری، وبلاگ های برگزیده انتخاب شوند. آن وقت نه حرف و حدیث پیش می آید و نه کسی دلخور می شود و نتیجه نیز قابل قبول تر است.

کنار گذاشتن برگزیده های سال گذشته اشتباه بود

بعضی جشنواره ها روالشان بر این است که از برگزیدگان و انتخاب شدگان سال گذشته انتخاب نمی کنند. در چنین مواقعی اصولا جشنواره این مساله را پیش از آغاز کار اعلام می کند تا برگزیدگان سال یا سال های گذشته دیگر تلاش مضاعفی نداشته باشند. اما آنچه اتفاق افتاد این بود که پس از پایان پروسه تبلیغات و رای گیری، اعلام شد از برگزیدگان سال های گذشته تقدیری صورت نخواهد گرفت !

دیر شروع شدن برنامه تقصیر ما نبود !

جایی که اشتباه از ما بوده باید گردن بگیریم، اما دیر شروع شدن برنامه ماجرایی داشت ! روز گذشته مسئول سالن تماس گرفت و گفت برای تائیدیه فردا تماس گرفته و من هم گفتم برنامه سر جایش هست و ساعت سه مزاحم می شویم برای انجام کارهای اولیه. ایشان فرمودند سالن تا ساعت سه و نیم اشغال است و تا کاملا خالی شود احتمالا چهار می شود. بنده هم عرض کردم از همان سه و نیم ما کم کم مستقر می شویم.

ساعت سه و نیم که رسیدیم، به ما اعلام شد یک فیلم غیر منتظره به برنامه ای که امروز در حال انجام بود اضافه شده و اکران فیلم یک ساعت طول می کشد ! ... و بماند حرف ها و تماس ها و فشارهای دیگری که بر سر ما بود. از یک طرف اصرار مسئولان آنجا که میهمانانتان را به سالن آن ساختمان ببرید که اینجا حالت تجمع پیدا نکند و از یک طرف رد آن توسط ما که نمی توانیم به آن ها بگوییم بروند سالن دیگر و بعد دوباره بگوییم برگردید اینجا !

به هر حال شرمنده هم دوستانی شدیم که از ساعت سه و نیم و حتی زودتر آمده بودند و همچون ما با درهای بسته سالن مواجه شدند. البته مسئول سالن هم تحت فشار از هر دو طرف بود و خلاصه اینکه زور بعضی ها بیشتر بود و ما را بیرون سالن نگاه داشتند ! و در آخر برنامه هم به ما چند بار قول دادند که دیگر این مساله تکرار نخواهد شد و ما هم سعی می کنیم برنامه هایمان را تا آنجا که امکان دارد در همان سالن آبا و اجدادی دانشکده مان برگزار کنیم !

لوح هایی که به دست صاحبانشان نرسید

برای بسیاری از افرادی که به واسطه کامنت دعوت شده بودند لوح تقدیر ساده ای تهیه شده بود که امیدوارم همه حاضرین آن را دریافت کرده باشند. برای برگزیدگان سال گذشته نیز لوح تقدیری حاضر شده بود که البته نه اعلام شد و نه توزیع جز چند مورد.

به هر صورت این الواح در پیش ما خواهد ماند تا در برنامه های بعدی به دست صاحبانشان برسد.

عذرخواهی و انتظار درک متقابل

به جهت بر خلاف سایر جشن ها که معمولا پس از جشن همه ابراز خرسندی می کردند، این بار (البته چند نفر از دوستان همچنان لطف داشتند و ابراز تشکر کردند) بیشتر افراد از کمی تا خیلی خسته یا آزرده خاطر شده بودند و به طریق تلفنی، چتی و اس ام اسی تا آنجا که توانستم عذرخواهی کردم و البته از همه دوستان و مخاطبان انتظار دارم درک متقابلی داشته باشند و بدانند ما به عنوان یک بخش خصوصی نه چندان توانمند از نظر امکانات که با کمک و حمایت مالی بعضی دیگر از علاقه مندان به حوزه وبلاگ نویسی این جشن را برگزار کردیم، از بسیاری جهات تحت فشار بودیم و بسیاری دیگر از مسائل هم که پیش آمد ناشی از آن ها می باشد.

امید که همه درک متقابلی از مسائل داشته باشیم و به یاری هم بکوشیم تا برنامه هایی بی عیب و نقص و پر بهره برگزار کنیم.

در پایان هم از حضور همه دوستانی که می شناختم و از دیدنشان بعد از مدت ها خوشحال شدم، از حسین شرفی که همچنان نبودش در پرشین بلاگ احساس می شود و همچنان برای پرشین بلاگ دلسوزی می کند تا همه دوستانی که موفق به دیدارشان شدم، سپاسگزاری می کنم به جهت حضورشان.

در همین رابطه :
پست های بسیاری نوشته شده که تا آنجا که توانستم و پیدا کردم آن ها را در اینجا می آورم. هر چند لحن و ادبیات یکی دو مورد واقعا به دور از انصاف بود ...

روزی عجیب با اتفاقات عجیب (ویولت)

برنده طلایی (نیلوفرانه)

دومین جشنواره بانون وبلاگ نویس (فانا)

از وبلاگستان عذر می خواهم (اقلیما پولادزاده)

جشن بانوان وبلاگ نویس برتر وبلاگستان (پندارهای آرایه)

جشنواره بانوان وبلاگ نویس (بانو)

جشن پرشین بلاگ (چشم ها از دیوار رد می شوند)

آخر برنامه ریزی (توهمات یک دانشجو)

جشن پرشین بلاگ (عطر برنج)

جشن بانوان وبلاگ نویس (وارژه)


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت
 
جزو ده کشور بی رونق دنیا هستیم !
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸  

امروز بسیاری از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های کشورمان در خبری آوردند که مؤسسه مطالعاتی «لگاتوم» با معرفی شاخص جدیدی به نام «رونق»، رتبه ایران در میان 104 کشور در این شاخص را 94 اعلام کرده است.

مؤسسه «لگاتوم»، شاخص جدیدی را با نام شاخص «رونق» برای مقایسه کشورهای جهان ارائه کرده است. این شاخص دربرگیرنده مفهوم کلی رونق به معنای برخورداری از ثروت مادی و کیفیت زندگی و در واقع، حاصل ترکیب میزان رونق اقتصادی و کامیابی اجتماعی در هر کشور است و بر پایه 9 فاکتور تهیه شده که عبارتند از: رشد و بنیان‌های اقتصاد کلان، کارآفرینی و ابتکار، نهادهای دمکراتیک، آموزش، بهداشت، امنیت و ایمنی، نحوه اداره حکومت، آزادی فردی، و سرمایه اجتماعی.

در گزارش سال 2009، 104 کشور از نظر شاخص رونق، بررسی شده‌اند که فنلاند در رأس این رده‌بندی و زیمبابوه در پایان قرار گرفته‌اند. ایران نیز در این رده بندی جایگاه 94 ـ یعنی ده کشور مانده به رتبه آخر ـ را از آن خود کرده داده است. رتبه ایران در 9 فاکتوری که مبنای تهیه این شاخص بوده نیز عبارت است از: رشد و بنیان‌های اقتصاد کلان 79 ، کارآفرینی و ابتکار 69، نهادهای دمکراتیک 93، آموزش 59، بهداشت 70، امنیت و ایمنی 88، نحوه اداره دولت 102، آزادی فردی 101 و سرمایه اجتماعی 82.

(متن خبر در تابناک)

واقعا چه چیز باعث شده تا از آن چشم اندازی که در سال 1384 ترسیم شد و قرار شد طی 20 سال به آن دسترسی پیدا کنیم و ایران 1404 متفاوت و بسیار قدرتمندتر باشد، اینقدر فاصله بگیریم ؟


کلمات کلیدی: فرهنگ ،زندگی ،مدیریت
 
اینجا هم قانون دارد !
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۸  

ممکن است روزانه درگیر مسائل زیادی شویم و گاه احساس کنیم که حقمان ضایع شده است و اصولا اگر در این مواقع بر حق باشیم، باید بتوانیم از راه قانونی احقاق حق کنیم، اما برای بعضی مسائل قانونی نیست و برای بعضی دیگر شاهد و ادله و سندی نداریم.

اما بسیاری موارد هم هستند که هم سند برای اثبات آن ها داریم و هم قانونی درباره آن ها وجود دارد. اینجاست که می توانیم از راه قانون وارد شویم ... اما وقتی به تجربه دیگران نگاهی می اندازیم و وقتی به شلوغی دادگاه و زمانی که از ما تلف می شود، شاید اگر واقعا مجبور نباشیم، علاقه ای به پیگیری امور از طریق قانونی نداشته باشیم.

با این حال، نباید از یاد ببریم که این کشور قانون دارد و قوانین محکم و در بعضی موارد بسیار به روزی درباره بعضی مسائل دارد. حال اگر گذشت می کنیم، یا به علت نداشتن وقت کافی به سراغ احقاق حق خود نمی رویم، نباید این شائبه برای طرف مقابلمان به وجود آید که مملکت قانون ندارد ...


کلمات کلیدی: فرهنگ
 
بوروکراسی نا به سامان !
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸  

بوروکراسی یا دیوانسالاری در ذات خود چیز بدی نبود و یکی از مهمترین شیوه های مدیریت کلاسیک به حساب می آمد. اما شیوه نادرست اجرای آن در جامعه ما سبب تنفر از این واژه و بد انجام شدن کارها می شود.

البته همه مشکلات ساختار اداری ما به بوروکراسی مربوط نمی شود. بعضی از قوانین و رویه های اشتباه که تصحیح نشده اند منشا می گیرند و بعضی نیز از بد عمل کردن کارکنان و کارشناسان.

نمونه آن ثبت یک شرکت است ! برای اینکه یک شرکت سهامی خاص ثبت کنید، بعد از آنکه اساسنامه را تنظیم کردید و شرکت نامه را در فرم خاص نوشتید، به کارشناس مربوط به ثبت شرکت ها ارائه می دهید و چک می شود و پرونده را به شما باز می گرداند تا حساب بانکی باز کنید و سی و پنج درصد سپرده بگذارید. بعد از اینکه این کار را انجام دادید دوباره پرونده را در جریان می گذارید تا شماره ثبت را به شما بدهند. در این شرایط، وقتی کارشناس می گوید موضوع شرکتی که نوشته اید نیاز به مجوز دارد و باید دوباره اساسنامه و شرکت نامه را تهیه کنید و دوباره آن همه امضا از موسسان و ... بگیرید، چه احساسی به شما دست می دهد ؟

آیا آن ها نمی توانستند همان دفعه اول که پرونده بررسی می شود، موضوعات را نگاهی بیاندازند و اگر لزومی به مجوز بود همان موقع بگویند ؟

نمی دانم این مشکلات از بوروکراسی نا به سامان ماست یا از ضعف قوانین و رویه ها یا از کارشناسان. هر چه هست، نیرو و زمان و انرژی زیادی به این صورت در بسیاری موقعیت ها شبیه این تلف می شود و هیچ کس هم به فکر نیست !


کلمات کلیدی: مدیریت ،فرهنگ
 
باز هم رتبه اول جهانی !
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸  

در بین کشورهای مختلف، سنگاپور با 11 روز تعطیلات رسمی، کمترین میزان تعطیلات عمومی و ایران با 30 روز بیشترین تعطیلات در تقویم رسمی خود را در اختیار دارند. (تابناک)

خبر، نیاز به شرح و بسط خاصی ندارد !‌ در ادامه همین خبر آمده سنگاپور بیشترین درآمد و تولید ناخالص ملی را در جهان دارد اما با این حال به همین مقدار تعطیلات بسنده کرده است. ما هم با وجود بسیاری فاکتورها که در آن ها صاحب رتبه اول جهانی هستیم! و نشانگر آن هستند که نیاز به تلاش و تولید بیشتری در کشور وجود دارد، با خیال راحت به تعطیلات می رویم ! هر چند آن روزهایی هم که تعطیل نیست، چیزی کمتر از یک ساعت کار مفید روزانه در روز، آنقدرها دردی را دوا نمی کند ...


کلمات کلیدی: فرهنگ ،مدیریت
 
انسان ها و تغییر
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸  

تعریف می کرد جوانی را دیده که اوایل شب به دنبال خانم فلانی و دخترش راه افتاده بود و مشخص بود که منتظر فرصت مناسبی است تا کیف آن ها را بزند. به پیش او که رسیده، جلویش ایستاده و به جوان گفته کجا می روی ؟ آن هم با لحن لات مآبانه گفته "تو رو سننه ؟" ... جوان را که هیکلی هم داشته نصیحت کرده که پسرم ! این کارها خوب نیست. آخر و عاقبت ندارد. اگر مشکلی داری بیا به من بگو، در حد توان کمکت می کنم.

داستان به درازا نبرم. گفت دست در جیبم کردم،‌ هفده هجده تومنی بود. گفتم بیا نصف این پول را بگیر و امشب را سر کن، فردا هم خدا بزرگ است ... پول را گرفت. گفت می دانی می خواهم با این پول چه کار کنم ؟ گفتم نه. گفت می خواهم برای برادر و خواهر و خانواده ام یک کیلو گوشت بخرم. چند ماه است گوشت نخورده اند ... گفتم قول بده دیگر دست از این کار برداری و نصیحت های پدرانه به یک جوان ...

چند وقت دیگر دیدم آمده و سراغم را می گیرد. موتوری گرفته بود. گفت پدرم و مادرم کمک کردند و این موتور را گرفتم و الان در جایی مشغول هستم، خدا رو شکر درآمدم هم خوب است ...

اگر آن روز طور دیگری با آن جوان برخورد می کردم، ممکن بود برود و جای دیگر بالاخره دستگیر شود و الان زندان باشد و بعد از آزادی هم ... اما الان آبرومندانه زندگی می کند.

و اینجاست، که می توان به تغییر انسان ها امید داشت. و اینجاست،‌ که باید وظیفه انسانی خود را به یاد آوریم که کمک کنیم به دیگران،‌ گاهی این کمک دست کردن در جیب است و گاه بیان چند کلمه ...


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق
 
از بازارچه خیریه تا نمایشگاه مطبوعات
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸  

امروز به اتفاق یکی از دوستان ابتدا سری به نمایشگاه مطبوعات زدیم و سپس بازارچه خیریه پیام امید. البته در اصل ماجرا او به نمایشگاه مطبوعات نرسید، چرا که گمان می بردم نمایشگاه حداقل تا 9 شب باشد اما ساعت 7 تمام شد ! هر چند ارزش یک بار دیدن هم نداشت !

نمایشگاه مطبوعات هم نمایشگاه مطبوعات قدیم ! این نمایشگاه مطبوعات ... !!!

بعد از آن به اتفاق به بازارچه خیریه موسسه پیام امید رفتیم. حرکت جالبی بود که هفتمین سال برگزاری خود را تجربه می کرد، البته باز هم ضعف های کوچکی داشت، اما به هر جهت از بخش خصوصی بدون هیچ پشتوانه و حمایتی برگزاری چنین بازارچه ای جای تقدیر دارد.

نمایشگاه مطبوعات با بودجه چند صد میلیونی برگزار می شود و نمی دانم چه نتیجه ای قرار است داشته باشد، این بازارچه هم با همت چند جوان و بدون هیچ بودجه ای راه اندازی شده و ماحصل آن انتقال کمک خیرخواهان است به خانواده های نیازمند ... این کجا و آن کجا !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه