روزنوشت های ژورنالیست

یادداشت های روزانه درباره مسائل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و ...

نتیجه ناشکری
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸  

حتما شما هم افرادی را دیده اید که هر چه به آن ها می دهند، باز هم حریص اند و این حرص آن ها تمامی ندارد !

البته می گویند انسان موجودی است سیری ناپذیر و همین خصیصه اوست که باعث شده از عصر غارنشینی تا به این مرحله پیشرفت کند، چرا که همواره در پی بهتر و برترشدن بوده است، اما حریص بودن با کمال طلبی دو مقوله جداگانه است.

اصولا آن ها که حریص هستند چون همواره احساس کمبود می کنند و به دنبال چیز بیشتری هستند، هیچگاه از همان چیزی هم که در اختیار دارند یا در اختیارشان قرار می دهند راضی نیستند و در نتیجه خود را ملزم نمی بینند که شکرگزاری بابت آنچه دارند یا تشکر بابت آنچه به آن ها داده می شود به عمل آورند.

نتیجه مشخص است ! وقتی شما کاری برای کسی انجام می دهید و می بینید او نه تنها از شما تشکر نمی کند بلکه در اصطلاح دو قورت و نیمش هم باقی است، به صورت خود به خودی دفعه دیگر این کار را انجام نخواهید داد.

خداوند همیشه به نسبت بندگانش بسیار مهربانتر و بخشنده تر است، اما نعمت های خدا هم در صورتی که شکرگزاری بنده را به دنبال نداشته باشد، ممکن است قطع شوند، چه اینکه گفته اند :

شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند

به راستی چقدر نسبت به آنچه داریم شکرگزاریم و نسبت به آنچه دیگران به ما می دهند قدردانی می کنیم ؟

دوستی داشتیم که هر موقع غذایی برای او طبخ می شد نه تنها تشکری نمی کرد که  برای اثبات صاحب نظری خود به آن ایراد هم می گرفت .... شنیدیم دیگر کسی برایش غذا فراهم نکرد !!


کلمات کلیدی: فرهنگ ،اخلاق ،دین ،احترام
 
جشنواره حرکت سوم هم آغاز شد
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸  

سومین دوره جشنواره ملی حرکت در ادامه دو دور گذشته آن در حال آغاز شدن است. چندان نمی دانم در این دوره قرار است چه تغییرات عمده ای صورت بگیرد و چه فرایندهایی کم و زیاد شوند، اما همین که برگزار می شود و انجمن های علمی تکانی می خورند بد نیست.

هر چند، امیدوارم این دوره بهتر و پرثمرتر باشد.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،مدیریت
 
مسئولیت تاریخی ما
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸  

من مسئول تاریخ نیستم، ولی مسئول تاریخی که در آن زندگی می کنم هستم.

(گفتگو با پیام دهکردی-ایران‌دخت-دوره جدید شماره ۴۴) به نقل از بلاگ نویس

 

ای کاش همه ما مسئولیت تاریخی خود را درست انجام دهیم، نه به خاطر اینکه آیندگان هنگامی که به تاریخ زندگی ما نگاه می کنند از آن به خوبی یاد کنند، بلکه به این خاطر که از روزهایی که در آن زندگی کرده ایم شرمنده نباشیم.


کلمات کلیدی: زندگی
 
تنها تاسف می خورم !
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  

آن ها که دزدی می کنند،
آن ها که آدم می کشند،
آن ها که حق را ناحق می کنند،‌
آن ها که برای منافع خود از هیچ دروغی واهمه ندارند،

آیا به این فکر کرده اند که این دنیا برای آنان نیز به پایان می رسد، همچنان که برای دیگران به پایان رسید ؟

آن ها نمی خواهند به خود بیایند و بنگرند که این چند صباح عمر ارزش این رذالت ها و کامجویی ها را ندارد ؟

نه. هرگز به این خاطر حرص نمی خورم! آشفته نمی شوم! چه اینکه بارها در کتاب الهی دیده ام که خود آفریدگار می گوید بسیاری از مردم به راه راست نخواهند آمد ... به عنوان یک وظیفه انسانی در حد توان و بضاعتم به آن ها می گویم  و نه بیشتر (که کور و کر و احمقند و هرگز نمی فهمند!) و تنها می توانم برایشان تاسف بخورم.


کلمات کلیدی: اخلاق ،زندگی ،دین
 
جامعه را تک تک ما می سازیم
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸  

اگر هوا آلوده است، می توانیم قدری فشار مترو و سرپا ایستادن در اتوبوس را تحمل کنیم و از وسیله شخصی خود کمتر استفاده کنیم.

اگر میزان بیماری ها بالاست و هزینه درمان سرسام آور است، می توانیم با پیشگیری های به موقع و عدم ابتلا به بیماری هایی که می توان جلوی بروز آن ها را گرفت، باری از دوش خود، اطرافیان و جامعه برداریم.

اگر کارها به درستی انجام نمی شود و بوروکراسی زائد زیاد است، می توانیم در هر جایگاه شغلی که قرار داریم صرف نظر از دیگران، حداقل کار خودمان را درست انجام دهیم.

اگر احساس می کنیم ارزش های اخلاقی و انسانی کمرنگ شده یا از بین رفته، می توانیم انسان باشیم و با اخلاق، هر چند تنها یک نفر هستیم.

و فراموش کنیم آنچه در فرهنگ ما جا افتاده که

با یک گل بهار نمی شود یا یک دست صدا ندارد یا مثل های نا امید کننده اینچنینی.

چه اینکه از یک طرف تاثیرگذاران تاریخ و بشریت تک انسان هایی بوده اند که هرگز به خاطر تک بودن و تنها بودنشان نا امید نشده اند

و

از طرف دیگر جوامعی توانسته اند به پیشرفت و توسعه برسند که تک تک افراد آن از خود شروع کرده اند و سرمشقی برای دیگران شده اند.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،زندگی ،اخلاق
 
ثبات شخصیت
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸  

همه ما در طول عمر خود با افراد گوناگونی آشنا و دوست شده ایم (یا فامیل بوده ایم) و در مورد آن ها که عمر این آشنایی طولانی تر بوده امکان آن را داشته ایم که شخصیت شان را طی سالیان زیاد مورد ارزیابی قرار دهیم. ارزیابی نه از این جهت که برچسب خوب یا بد به آن ها بزنیم، بلکه از این حیث که ببینیم طی این سالیان، در گذر روزگار و با تغییراتی که در سن آن ها یا در شرایط جامعه پیش آمده، چقدر تغییر کرده اند یا ثبات داشته اند.

با گروهی از دوستانم در محافل اجتماعی و اینترنت آشنا شدم و هشت سال است که می شناسمشان. همه آن ها به لحاظ اطلاعات عمومی و تخصصی و تحصیلی تفاوت هایی کرده اند، اما به لحاظ اخلاقی بعضی همچنان ثابت مانده اند، بعضی تغییرات اندکی داشته اند و بعضی از این رو به آن رو شده اند !

یکی دو نفر که ثابت مانده اند، با اینکه به نسبت آن ها سال وضع مالی شان بسیار متفاوت شده، ازدواج کرده اند و جایگاهی دیگر یافته اند، اما همچنان همان اخلاق و معرفت گذشته را دارند.

آن ها که تغییر اندک داشته اند که روالی طبیعی بوده. اما آن ها که از این رو به آن رو شده اند، معمولا در جهت منفی بوده است ! شاید شما هم تجربه دیدن چنین افرادی را در زندگی خود یا محیط پیرامونتان داشته اید. کسانی که به یکباره تغییر جهت می دهند، از بسیاری مسائل که تا کنون داعیه دار آن ها بوده اند بریده می شوند و البته در توجیه رفتار خود بسیار سخنرانی ها می کنند !

به این افراد می توانیم بگوییم افرادی که ثبات شخصیت ندارند و شاید بتوانیم به این نتیجه برسیم که کار و یا حتی زندگی با این افراد، چندان دور از ریسک نخواهد بود !

و بر عکس، آن ها که طی مدت مدیدی ثبات شخصیت خود را نشان داده اند، قابلیت اعتماد بیشتری را خواهند داشت.


کلمات کلیدی: زندگی ،اخلاق ،منطق
 
مرگ در کمین است
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸  

زندگی در جریان است اما هر لحظه، در هر مکان، به هر صورت، ممکن است مرگ به سراغ ما نیز بیاید.

آنها که اعتقادی به دنیای دیگر دارند، می دانند که اعمالشان مورد ارزیابی قرار می گیرد. می دانند که شاید از خطای کوچک آن ها چشم پوشی شود، اما از اشتباهات بزرگی که انجام داده اند بعید است، چه اینکه این، وعده الهی است.

بعضی مرتکب اشتباه می شوند و خود نمی دانند.
بعضی مرتکب اشتباه می شوند، می دانند اشتباه است و به روی خود نمی آورند.
بعضی پس از انجام اشتباه، شرمسار می شوند و توبه می کنند، اما باز هم اشتباه را تکرار.
بعضی نیز پس از توبه بعد از اشتباه، دیگر به سراغ آن نمی روند و به انسانیت باز می گردند.

بنگریم که جزو کدامین دسته ایم. برای بازگشت دیر نیست. حر، آنکه آب را بر روی یاران امام حسین بست نیز به خود آمد و حر آزاده شد. اما،

به یاد داشته باشیم که مرگ هر لحظه در کمین ماست. شاید اگر در همین لحظه به انسانیت باز نگردیم،‌ لحظه ای بعد دستمان از دنیا کوتاه شده باشد و برای بازگشت دیر شده باشد.


کلمات کلیدی: زندگی ،امام حسین ،اخلاق
 
حق کجاست ؟
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸  

افرادی هستند که خود را حق می دانند. نه به قانون اعتقادی دارند و نه به دین و نه به حق واقعی. این ها گمان می برند هر چه می گویند باید همان باشد و لعنت به آن کس که بر خلاف این می گوید !

عده دیگری در پی حق هستند. می شوند و می گویند و بر این عقیده اند در جایی که قرار است طرفین به حق باشند، باید به تفاهمی برسند.

جایی سلیقه حکمفرماست و جایی منطق. در جایی که بحث سلیقه ای است بدیهی است که طرفین می توانند علیرغم داشتن دو موضع، هر دو به حق باشند. اما در جایی که بحث منطقی است و بر اساس اصول، این امکان خیلی کم است که هر دو طرف درست بگویند.


کلمات کلیدی: اخلاق ،منطق
 
ترور یعنی کثیف ترین شیوه مقابله
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸  

امروز خبری شنیدم که شوکه شدم. ترور یکی از اساتید دانشگاه تهران و از دانشمندان برجسته فیزیک توسط یک بمب کنترل از راه دور در روبروی منزلش.

در طول سالیان سال، بارها و بارها شنیده ایم که مسئولان مختلف سیاسی یا نظامی را به دلایلی معلوم یا نامعلوم ترور کرده اند، اما به گمانم این اولین بار است که می شنویم یک دانشمند و استاد دانشگاه که نه جایگاه سیاسی داشته و نه نظامی، ترور می شود. عکس ترور دکتر مسعود علی محمدی

هنوز مشخص نشده این ترور کار چه فردی، گروهی یا جریانی بوده است، اما هر چه هست ترور کثیف ترین شیوه مقابله با افراد است.

احمد شیرزاد که از دوستان قدیمی این استاد است، در وبلاگ خود ماجرای امروز را به عنوان فردی که ساعتی پس از این واقعه در منزل او حاضر شده نوشته است. بسیار دردناک بود شرح ماجرا و بیش از آن، آنچه همسر این مرحوم دیده است ... چرا که وی را تا دم در منزل بدرقه کرده بوده و یکباره خرد شدن شیشه های ساختمان و حضور بر بالا سر همسر و در آغوش گرفتن جنازه او به صورت ...

خدا لعنت کند آنکه باعث این ترور و داغدار شدن خانواده آن مرحوم و تمام ملت ایران شده ...

در همین رابطه :

تصاویر صحنه ترور


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،اخلاق
 
روزهای امتحان
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸  

این روزها، روزهای امتحان است، همچون هجده سال گذشته ! که همیشه این ماه، ماه امتحان بود، البته به جز پنج سال اول که آذرماه بود و ثلث اول! و باقی قضایا.

روزهای امتحان، کمتر به کارهای شرکت می رسم و انبوهی کارهای تلنبار شده خود استرسی ایجاد می کند. درس های خوانده و نخوانده هم یک طرف، اینکه باید ترجمه زور هم به دست اساتید داد یک طرف دیگر !


کلمات کلیدی:
 
وقتی ظرفیت نقد نیست !
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸  

یادم می آید در برنامه شکرخند که چند ماه پیش برگزار شد، داریوش کاردان که از جمله چهره های شهیر و مورد اعتبار طنز ایران است (و مثل خیلی ها هیچ وقت در دام ابتذال نیافتاد) گفت می خواهد از کار طنز کنار بگیرد، دلیل آن هم این است که در این جامعه ظرفیت شوخی وجود ندارد و بعضی ها بر نمی تابند !

کاش زنده یاد کیومرث صابری فومنی هنوز زنده بود و گل آقا را منتشر می کرد ... هر چند بعید می دانم در این شرایط او رغبتی به این کار می داشت و اگر هم می داشت احتمالا برای هر شماره چند تذکر کتبی دریافت می کرد !!


کلمات کلیدی: فرهنگ ،منطق
 
تفاوت ویزیتوری و بازاریابی و تبلیغات
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸  

بسیاری ویزیتور را معادل بازاریاب می دانند ! در حالی که ویزیتور اصولا به افرادی گفته می شود که اقلام مشخصی را به واحدهای مختلف فروش به صورت دوره ای می برند و از آن ها سفارش می گیرند.

پس از این مرحله، بعضی که تفاوت بازاریابی و ویزیتوری را می دانند،‌ آن را با تبلیغات اشتباه می گیرند. در صورتی که تبلیغات بخشی از فرایند بازاریابی پیشبردی محسوب می شود.

بازاریابی به فرایند شناخت نیازهای مشتری و بازار، کشف بازارهای جدید، ارتباط مناسب و موثر با مشتریان و حفظ و نگهداشت آن ها و جذب مشتریان جدید اطلاق می شود که در این بین تبلیغات نیز اهرمی برای عملیات بازاریابی به حساب می آید.


کلمات کلیدی: مدیریت
 
به اخلاق و انسانیت باز گردیم
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  

درهر جامعه ای کم و کاستی هایی وجود دارد. در جوامع غربی رونق اقتصادی بیشتر است و در جوامع غربی، جای رونق اقتصادی را روابط اجتماعی پر می کند. یک کشور از منابع بسیار زیاد زیر زمینی برخوردار است و کشوری دیگر، از دانش و نخبگان.

و به همین صورت، هر کشور و هر جامعه ای چیزهایی دارد و چیزهایی ندارد. اما در جامعه ای که اخلاق نباشد، انسانیت نباشد، زندگی به سختی می گذرد.

بعضی بر این گمانند که انسان هایی که ما از آن ها به عنوان امام نام می بریم و امام به معنای پیشوا است، یعنی کسی که قرار است الگو و جلودار ما باشد، تنها انسان هایی ستودنی و غیرقابل دسترس هستند، و به همین صورت آن ها را به تاریخ می سپارند. در صورتی که این افراد می بایست به عنوان الگوی ما در زندگی جاری مان قرار بگیرند.

بزرگان، همانگونه که در زندگانی شان درس های زیادی برای ما بر جای گذاشته اند، از مرگشان هم درس هایی به ما داده اند.

امیرالمونین نه به مرگ طبیعی مرد و نه به ضربتی ناگهانی در دم به شهادت رسید ... و این فاصله، برای آن بود تا درس هایی از او بگیریم. یکی از این درس ها را می توان در این شعر شهریار دید که :

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

هر چند به نظرم، این شعر نیز در راستای آنچه گفتم، او را نه به الگویی برای زندگی ما، که به اسطوره ای در تاریخ تبدیل می کند، چه اینکه می گوید به جز او کسی چنین چیزی به پسر خود درباره قاتلش نمی گوید.

اگرچه این کار، بسیار انسان منشانه و بزرگوارانه است، اما به یاد داشته باشیم الگوی صحیح اخلاقی و انسانی این است و جز این نیست ! گمان نبریم که کار یا کارهایی که او و سایر پیشوایان ما انجام دادند تنها مربوط به آن ها و عصر خودشان بوده است، بلکه آن ها می خواستند درس هایی جاودان به ما بدهند.

کمی به آن ها که داعیه پیروی شان را داریم نگاهی بیاندازیم. آن ها که حتی با قاتل خود به مدارا رفتار می کردند.

کمی به اخلاق و انسانیت باز گردیم.


کلمات کلیدی: اخلاق ،دین
 
وصیت نامه
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸  

آنطور که استاد هم می گفت،‌ موجودات دو پا بر روی زمین سه دسته شده اند.

آن ها که به حق خود راضی نیستند و شرارت می کنند و دست درازی به مال و جان دیگران و همواره جهان از وجود آن ها در عذاب است ... می گفت این ها بشرند.

آن ها که سرشان به زندگی خودشان است، کاری به دیگران ندارند و مورد هجوم بشر قرار می گیرند اما کاری هم برای مقابله نمی کنند و به آنچه از زندگی برایشان باقی می گذارند راضی هستند ... می گفت این ها آدم هستند.

آن ها که نمی توانند ظلم بشر در حق آدم ها را ببینند، آن ها که نمی توانند سکوت کنند و می شوند حائل بین بشر و آدم، که بشر به آدم آسیب کمتری وارد کند. این ها همان هایی هستند که می کوشند جهان بهتری مهیا شود ... می گفت این ها انسان هستند.

و به قول دکتر شریعتی :‌ خدایا تو می دانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است. چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

در دنیا، انسان ها نه تنها زجر مقابله با بشر را می کشند، که همواره از سوی آدم نیز مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرند که مگر عقلتان کم است ؟ به زندگی تان برسید ! به خودتان فکر کنید !

با این حال، همیشه سعی می کنیم در این بین، انسان باشیم و انسان بمانیم و دیگران را به انسان بودن ترغیب کنیم، هر چند بسیار کم هستند آن ها که به این سو بیایند.


کلمات کلیدی: وصیت نامه
 
بازگشت به خویشتن
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸  

به گمانم آدمیان بسیار بیش از آنچه تصورش می شود، از خود دور شده اند.

هر قدر کسی از انسانیت خود و از خویشتن فاصله بگیرد، بیشتر دست به ارتکاب خطا می زند. از دروغ گرفته تا دزدی تا مال مردم خوری تا جنایت و وحشی گری.

هر قدر آدمیان از خود فاصله کمتری گرفته باشند، کمتر اشتباه می کنند و هر قدر فاصله بیشتر شود، درصد و غلظت این فجایع بیشتر می شود.

شرط اصلاح یک جامعه مردمان آن هستند، وگرنه اگر بعضی ها در مدینه فاضله هم باشند همان خواهند بود که اکنون هستند.


کلمات کلیدی: زندگی ،فرهنگ
 
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸  

این روزها خبرهای بد پیاپی می رسد، اما در این میان، بعضی خبرها واقعا تاثر برانگیز است.

امروز خبر درگذشت مادر یکی از دوستان قدیمی (محمدرضا شالبافان) را شنیدم ... اگرچه همواره می گوییم مرگ حق است و زمان و مکان یا پیر و جوان نمی شناسد، اما از دست رفتن هر انسانی برای اطرافیانش، ضایعه ای سخت و دردناک است و غیر قابل تصور برای دیگران ... و آن هنگام که این عزیز پدر یا مادر باشد، بسیار دردناک تر و سخت تر و به معنای واقعی کلمه جانگدازتر،  که هیچ کس نمی تواند جای خالی آن ها را پر کند ... امیدوارم هیچ کس داغ عزیزانش را نبیند.

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت، روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد، قطع امیدواران

چندت کنم حکایت، شرح این قدر کفایت
باقی نمی توان گفت، الا به غمگساران

 

دیر یا زود، ما نیز یک به یک چشم از این جهان فرو خواهیم بست. اینک که هنوز هستیم و دستمان از دنیا کوتاه نشده، برای این مادر تازه سفر کرده، و برای آن هایی که از پیش ما رفته اند، و برای آن هایی که چشم امید به ما دارند ...

رحم‏الله من یقرأ فاتحه مع‏الصلوات


 
نوشتن یا ننوشتن، مساله این است !
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  

از درد بنویسی، ممکن است به درد بیشتری مبتلا شوی !!!

از درد ننویسی و درباره چیز دیگری سخن بگویی، درد در جانت ریشه می دواند.

مانده ام چه کنم ! نوشتن یا ننوشتن، مساله این است !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
تو از ما خواهی بود
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸  

به تو خیانت می کنند، تو مکن!

تو را تکذیب می کنند، آرام باش!

تو را می ستایند، فریب مخور!

تو را نکوهش می کنند، شِکوِه مکن!

مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو!

همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش!

آنگاه، تو از ما خواهی بود!

 

امام محمدباقر علیه السلام

 


کلمات کلیدی: دین ،اخلاق
 
کار قضاوت نه چنین ساده است
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸  

قضاوت همواره یکی از سخت ترین و حساس ترین امورات در زندگی و جامعه است. تا آنجا که برای قاضی شرایط بسیار تعیین کرده اند و برای امر قضاوت. تا آنجا که وجود عدالت در هر جامعه ای را مهمترین عامل برای ثبات آن جامعه دانسته اند.

نمی دانم بعضی چطور به خود اجازه می دهند به سادگی و بدون داشتن اطلاعات کافی، بدون تسلط به موضوع، قضاوت کنند و حکم بدهند و اصرار کنند که حکمی که اعلام کرده اند اجرا شود ! در صورتی که نه اطلاعی از ماجرا دارند و نه اشرافی به علم حقوق و قضا.

هر چند، در جامعه ای که هر کسی با خرده اطلاعاتی (یا حتی بدون آن) برای تمام دردهای دیگران نسخه تجویز می کند و پزشک می شود و هر کسی بدون داشتن اطلاعات هنری منتقد هنری می شود و بدون دانستن اصول علم مدیریت خود را مدیر بلامنازع می داند، افراد ابایی از قضاوت های بی پایه و اساس نیز نخواهند داشت !


کلمات کلیدی: قضاوت
 
روزهای امید
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸  

از عاشورای امسال پنج روزی می گذرد و جامعه همچنان از آن روز ملتهب به نظر می رسد. از سویی به روایتی هشت نفر از هموطنان ما در این روز کشته به طرق مختلف کشته شدند و از سوی دیگر بی حرمتی هایی از سوی عده ای اوباش نسبت به روز عاشورا صورت گرفت که هر دو عمل، چه قتل و جنایت چه حرمت شکنی، از سوی هر کسی یا دسته ای انجام شده باشد محکوم است.

به قول او :

"ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی‌تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می‌دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد."

امیدوارم روزهای آینده روزهای امیدوار کننده ای باشد. این روزها همه خواستار پایان دعواها و رسیدن به یک وحدت در جامعه و بازگشت آرامش می باشند.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه ،اخلاق
 
کسی منتظر دستور شما نیست !
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸  

چه پیش از انتخابات،‌ چه حین انتخابات و چه پس از انتخابات، همواره شاهد اظهار نظرها و فرامین عده ای بوده ایم که در آن سوی مرزها نشسته اند و احساس عقل کلی به آن ها دست داده و مرتب برای مردم تعیین تکلیف می کنند !

محسن مخملباف خود را رهبر معترضان خارج از کشور می خواند! و سازگارا خود را تئوریسین جنبش سبز می داند! و از آن طرف هم رضا پهلوی تشویق می کند و مریم رجوی اعلام آمادگی کرده که به عنوان رئیس جمهور به صحنه بیاید !! افرادی که هیچ گاه وجهه ای در میان مردم نداشته اند و تنها با دسترسی به رسانه توانسته اند خودی نشان دهند. افرادی که تنها هدفشان تحریک بیش از حد مردم و وصله های ناجور چسباندن به آنان است.

اظهار نظری درباره طرفین درگیر در اعتراضات و ... نمی کنم، اما می توانم به جرات بگویم کسی در این بین منتظر نیست تا ببینید آقایانی که در لندن و پاریس و واشنگتن در حال گذراندن ایام تعطیلاتشان هستند چه تصمیمی برای مردم گرفته اند !


کلمات کلیدی: انتخابات
 
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸  

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند


کلمات کلیدی:
 
خدا عاقبت همه را به خیر کند
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸  

این روزها نگرانم. نگران وضعیت روزهای آینده. نگران مردم.

امیدوارم همه چیز به آرامی پیش برود و اتفاقات بدتری رخ ندهد.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
چگونه در عاشورا مسلمانان مسلمانان را کشتند ؟
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی در مورد واقعه کربلا به نکته مهمی درباره ماهیت آن اشاره می کند و آن این است که حادثه عجیبی است از نظر توجیه علل روحی قضیه.

"چگونه است در حالی که بیش از 50 سال از فوت پیامبر نگذشته، آن ها که ادعای اسلام آوردن دارند اینچنین بر نواده پیامبر شمشیر می کشند، آنانی که شهادتین می‏گفتند و نماز می‏خواندند و حج می‏کردند و به آئین اسلام ازدواج می‏کردند و به آئین اسلام مرده‏های خود را دفن می‏کردند . نه این مردم منکر اسلام شده بودند - و اگر منکر اسلام شده‏ بودند معمائی در کار نبودند - و نه انکار حرمت امام حسین را داشتند و معتقد بودند که امام حسین نعوذ بالله از اسلام خارج شده بلکه عقیده آنها به طور قطع بر تفضیل امام حسین بر یزید بود . حالا چگونه شد که اولا حزب‏ ابوسفیان زمام حکومت را در دست گرفتند و ثانیا مردم مسلمان و بلکه شیعه‏ قاتل امام حسین ( ع ) شدند در عین اینکه او را مستحق قتل نمی دانستند بلکه احترام خون او از خون هر کسی در نظر آنها بیشتر بود."


کلمات کلیدی: امام حسین
 
عاشورا
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸  

مقطع اول : صف آرایی و بی نتیجه بودن پند امام به آن ها

هنگامی که صف آرایی دو لشکر رو به روی هم انجام شد، امام حسین (ع) از نسب و نژاد خود گفت و پرسید چگونه است که به پسر دختر پیغمبر حمله می کنید ؟ مگر نمی دانید عموی من که بود و پدر بزرگم ... مگر نشنیده اید که پیامبر در وصف من و برادرم گفت این دو سرور جوانان بهشت هستند ... هستند کسانی در میان شما که خود این سخنان را از پیغمبر شنیده باشند. مگر شما نبودید که برای من نامه نوشتید و گفتید لشکری آماده خدمت به توست ؟
اقیس بن اشعث پاسخ داد: ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم عبیدا... تن در ده زیرا که او چیزی جز آن چه دوست داری درباره تو انجام نخواهد داد ... امام حسین(ع) فرمود: لا و ا... لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرارالعبید: نه به خدا نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد.

جز حر، که نامش به عنوان آزاده ای در تاریخ ماند و همان هنگام به سمت امام آمد و توبه کرد، این سخنان بر هیچ یک از کوردلان اثر نکرد.

مقطع دوم : جنگ تن به تن

جنگ در آغاز تن به تن بود و یک به یک انجام می شد. مبارزه تک به تک به ضرر لشکر یزید بود و انگیزه و شجاعت بالای اصحاب امام(ع) ، جنگجویان دشمن را به خاک هلاکت می افکند.به همین خاطر عمروبن حجاج فرمانده جناح راست لشکر یزید خطاب به لشکریان خود فریاد زد: ای احمق ها آیا می دانید با چه کسانی می جنگید؟ شما با سواران و دلاوران کوفه می جنگید! با دلیرانی که دست از دنیا شسته و تشنه مرگ هستند کسی تنها و جداجدا به جنگ آنان نرود و همگی هجوم کنید. عمر سعد این نظر را پسندید و دستور داد کسی تن به تن نجنگد.

تاریخ گواه می دهد که علیرغم نابرابر بودن تعداد لشکریان دو طرف، آن ها حتی جنگ جوانمردانه ای نداشتند.

مقطع سوم : هجوم گروهی

در پی دستور عمر سعد، آن ها گروهی به سوی یاران امام حمله کردند، اما در این حملات نیز ناکام ماندند و سرانجام با توسل به تیراندازان، اسب های لشکر امام را از پای درآوردند و نبرد از سوی یاران امام به صورت پیاده ادامه پیدا کرد تا آنکه همه یاران امام جز خاندان او به شهادت رسیدند. عاشورا

مقطع چهارم : خاندان امام

اولین نفر از خاندان امام که به میدان رفت علی اکبر بود. بعد از ضربه خوردن او توسط یکی از لشکریان یزید و تاختن سایر لشکریان بر وی با شمشیرها، امام بر بالا سر او آمد و گفت : خدا بکشد مردمی که تو را کشتند ای پسرم! چه بسیار این مردم بر خدا و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص)بی باک شده اند ...
پس از آن خاندان امام را یکی یکی به شهادت رساندند و امام گفت : بار خدایا اگر این مردم را تا زمانی بهره زندگی داده ای، پس ایشان را به سختی پراکنده ساز و گروه هایی پراکنده دل ساز و هیچ فرمانروایی را هرگز از ایشان خوشنود منما، زیرا که اینان ما را خواندند که یاری مان کنند سپس به دشمنی ما برخاسته ما را کشتند.

پس از به شهادت رساندن امام حسین، لشکریان یزید به خیمه ها تافتند و آن ها را غارت کردند.

* * *

عاشورا و حماسه کربلا، یک شوک بزرگ برای روزگار خود بود که اسلام را  که توسط عده ای که داعیه آن را داشتند و در خطر انداخته بودند نجات دهد. اما افزون بر آن، آینه ای است برای تاریخ و آیندگان. برای تمام آنانی که زیر بار ظلم و ستم قرار دارند تا بدانند ظلم پا بر جا نخواهد ماند، اگرچه لشکریان زیاد و زور در دستان آن ها باشد. چرا که:

حق، همیشه پیروز است.

و عاشورا، گواهی است بر این پیروزی.

و لعنت الله علی القوم الظالمین، من الاولین الی الاخرین


کلمات کلیدی: امام حسین ،دین
 
شش سال از بم گذشت
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ دی ۱۳۸۸  

شش سال پیش در چنین روزی، 5 دی 1382، شهر تاریخی بم در زلزله ای بی سابقه فرو ریخت و امروز پس از شش سال وضعیت چنین است :

1 - مشخص نشد بر سر انبوه کمک های نقدی و غیرنقدی که به شهر بم شد چه آمد ؟ اگرچه بسیاری از مبالغی که آن زمان تعهد داده شد هرگز پرداخت نشد و اگرچه نیروهای اجرایی همان روزها و هزینه بازسازی پس از آن بسیار سنگین بود و اگرچه بعضی اقلامی که به عنوان کمک فرستاده شد غیرقابل استفاده ماند،  اما بعضی اظهار می دارند مقدار کمک های ارسالی افزون بر این ها بوده است.

2 - شهر بم هنوز پس از شش سال به صورت کامل بازسازی نشده و عمده دلیل آن مدیریت نادرست بر سر بازسازی این شهر بوده است.

3 - پس از گذشت شش سال، هنوز تجربیات کافی در رابطه با مدیریت بحران پس از زلزله از آن واقعه کسب نکرده و یا مستند نکرده ایم. گواه آن ؟ مدیریت بحران بدون توانمندی عموم شهروندان امری است غیرممکن ! طی این سال ها چه آموزش های خاصی برای شهروندان در نظر گرفته شده تا در صورت وقوع یک زلزله جدی، میزان خسارات و آسیب های حین و پس از زلزله را به حداقل برسانیم ؟


کلمات کلیدی: مدیریت
 
عاشورا : صفحه تاریک، صفحه نورانی
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۸  

چرا باید حادثه‏ کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم ؟ و چرا باید همیشه‏ جنایت های کربلا گفته شود ؟ چرا همیشه باید حسین‏بن علی ( ع ) از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد ؟

اعتراف بکنیم که ما در گذشته این اشتباه را مرتکب‏ شده‏ایم که این داستان را فقط از یک طرف آن مطالعه کرده‏ایم و غالبا آن‏ طرف دیگر داستان را مسکوت‏عنه گذاشته‏ایم . یعنی ما نمایشگر قهرمانی های‏ جنایتکارانه پسر معاویه و پسرزیاد و پسرسعد بوده و هستیم .

چرا شعارهائی که به نام حسین ‏بن‏علی ( علیهماالسلام ) می‏دهیم و می‏نویسیم ، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود ؟ چرا ما صفحه نورانی این‏ داستان را کمتر مطالعه می‏کنیم ، در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنائی آن می‏چربد . و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی‏ می‏چربد پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانی های بر حسین بن علی ( علیهما السلام ) ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه‏اش را می‏خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمی‏خوانیم . جانی های بر امام‏حسین ( ع ) آنهایی هستند که‏ این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می‏کنند .

... اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید ، و گرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی‏دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد ، و گریه ملتی برای او معنی ندارد . در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا بکنید ، برای اینکه‏ پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‏ای نسبت به‏ حق و حقیقت غیرت پیدا کنید ، شما هم عدالتخواه بشوید ، شما هم با ظلم و ظالم نبرد بکنید ، شما هم آزادیخواه باشید ، برای آزادی احترام قائل‏ باشید ، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه ؟ شرف و انسانیت یعنی چه ؟ کرامت یعنی چه ؟ اگر صفحه نورانی‏ تاریخ حسینی را ما خواندیم ، آن وقت از جنبه رثائیش می‏توانیم استفاده‏ بکنیم و گرنه بیهوده است .

حماسه حسینی - شهید مطهری


کلمات کلیدی: امام حسین
 
تحریفات کربلا
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸  

یکی از مسائلی که در این روزها (و البته در باقی روزها نیز هم، اما در این روزها پررنگ تر) به چشم می خورد حرف های اغراق آمیزی است که درباره واقعه کربلا بیان می شود و البته این موضوع تازگی هم ندارد، از آنجا که شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی خود فصل اول را به این موضوع اختصاص داده است. متاسفانه بعضی روضه خوانان و سخنرانان برای آنکه تنوعی در صحبت های خود بدهند و مجلس را گرم تر کنند و اشک مردم را بیشتر در آورند متوسل به این اعمال می شوند ... گویی که امام حسین و واقعه کربلا و روز عاشورا نه برای تفکر و درس گرفتن و ادامه راه، که برای گریستن است !

خلاصه ای از این نکات از کتاب حماسه حسینی نقل می کنم :

* نه تنها گویندگان که مردمی که شنونده این سخنان هستند هم مسئولند و باید به گوینده ای که مطالبی دروغ به این واقعه نسبت می دهد تذکر دهند.

* نمونه ای از تحریف در وقایع عاشورا که یکی از معروفترین قضایا شده‏ است و حتی یک تاریخ هم به آن گواهی نمی‏دهد قصه لیلا مادر حضرت علی اکبر است . البته ایشان مادری به نام لیلا داشته‏اند ، ولی حتی یک مورخ نگفته‏ که لیلا در کربلا بوده است .

* یکی از چیزهایی که‏ از تعزیه خوانیهای قدیم ما هرگز جدا نمی‏شد عروسی قاسم نو کدخدا ، یعنی نو داماد بود ، در صورتی که این در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد . حاجی نوری می‏گوید ملا حسین کاشفی اولین کسی است که این مطلب را در کتابی بنام روضه الشهداء نوشته است و اصل قضیه صددرصد دروغ است .

* حاجی نوری را باور کنیم که می‏گوید : اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند ، باید بر مصائب جدیده ابا عبدالله‏ بگرید ، بر این دروغ هایی که به اباعبدالله علیه السلام نسبت داده می‏شود ، گریه کند .

* اینکه برای گریاندن مردم در سوگ امام حسین ( ع ) ، استفاده‏ کردن از هر وسیله‏ای جایز است ، بخدا قسم برخلاف گفته امام حسین است .

* مردی‏ رفت نزد مرحوم صاحب مقامع گفت دیشب خواب وحشتناکی دیدم . چه خواب دیدی ؟ گفت خواب دیدم با این دندان های خودم‏ گوشت های بدن امام حسین علیه السلام را دارم می‏کنم ! این مرد عالم لرزید ، سرش را پایین انداخت ، مدتی فکر کرد ، گفت شاید تو مرثیه خوان هستی ، گفت بله . فرمود بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن ، و یا از کتابهای معتبر نقل کن.

* ... فرمود برادرم حال که می‏خواهی بروی ، برو بلکه‏ بتوانی مقداری آب برای فرزندان من بیاوری . لقب " سقا " ، آب‏آور ، قبلا به حضرت ابوالفضل داده شده بود ، چون یک نوبت یا دو نوبت دیگر در شب های پیش ابوالفضل تواسنته بود برود صف دشمن را بشکافد و برای اطفال‏ اباعبدالله آب بیاورد . این‏جور نیست که سه شبانه‏روز آب نخورده باشند ، نه ، سه شبانه روز بود که ممنوع بودند ، ولی در این خلال توانستند یکی‏ دوبار از جمله در شب‏عاشورا آب تهیه کنند.

* تحریف معنوی دومی که از نظر تفسیر و توجیه حادثه کربلا رخ داده ، این‏ است که می‏گویند : می‏دانید چرا امام‏حسین ( ع ) نهضت کرد و کشته شد ؟ می‏گوئیم چرا ؟ می‏گویند یک دستور خصوصی فقط برای او بود . به او گفتند برو و خودت را بکشتن بده . پس به ما و شما ارتباط پیدا نمی کند ، یعنی‏ قابل پیروی نیست !


کلمات کلیدی: امام حسین
 
یک سال گذشت
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸  

یکسال پیش، دوم دی ماه 1387 و یک روز پس از انتصاب به عنوان مدیر روابط عمومی پرشین بلاگ، این وبلاگ را با هدف روزانه نویسی ثبت کردم و طی یک سال اخیر، جز چهار پنج روز استثنا و یک دوره بیست روزه بعد از انتخابات هر روز نوشتم.

ماه های اول نوشته ها با غنای بیشتری بود و اواخر کمتر شده است. آن روزها کلا شور و هیجان بیشتر بود و این روزها ... !

نمی دانم نوشتن تا کی ادامه پیدا خواهد کرد، اما امیدوارم بتوانم بهتر و پربارتر بنویسم.


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه
 
زمستان سختی آغاز شد
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸  

امروز اولین روز زمستان بود. زمستانی که پیش از ورود خود شاهد درگذشت آیت الله منتظری بود و در اولین روز کاری خود، شاهد برکناری مهندس موسوی از فرهنگستان هنر.

راستی که برای نوشتن همین دو خط هم خیلی دل و جرات به خرج دادم ! هر چند هیچ چیز خلاف قانونی نگفته ام،‌ چه در گذشت آیت الله و چه خبر برکناری مهندس هر دو در رسانه های قانونی منتشر می شود، اما چه کنیم که گمان می بریم تنها روایت آنچه می گذرد نیز ممکن است عواقبی در پی داشته باشد !


کلمات کلیدی: یادداشت روزانه